۱۳۸۸ دوشنبه ۴ عقرب
در غیبت خرد

در غیبت خرد

(1)

امروز دانشجویان دانشگاه پل تکنیک و دانشجویان دانشگاه کابل و نیز گروه های از مردم شهر ، در جلو ساختمان مجلس شورای ملی تظاهرات کردند. آنان مدعی اند که دوهفته قبل نیروهای امریکا و ناتو در منطقه میدان وردک ، قرآن مجید را آتش زده اند.

 

چرا امریکاباید قرآن را آتش بزند؟سود این کار برای امریکا چیست؟ پاسخ کلیشه ای مدعیان این است که امریکا دشمن اسلام است و برای نابودی اسلام این کار را کرده است. بر طبق منطق این مدعیان می توان جدل کرد و پرسید که اگر هدف آمریکا نابودی اسلام است چرا این کار را از امریکا شروع نمی کند؟ در امریکا بیش از تمام جمعیت افغانستان مسلمان و جود دارد و  قرآن نیز دهها بار بیشتر از افغانستان در امریکا به چاپ رسیده و نشر و توریع شده است. پارۀ مسلمانان به مقامات ارشد در نظام سیاسی امریکا رسیده است. واز چند سال قبل بدین سو ، پنتاگون دستور ساخت نمازخانه در قرارگاه های ارتش امریکا برای سربازان مسلمان ارتش را صادر کرده است. در ادارۀ جرج بوش ، زلمی خلیلزاد ،افغان مسلمان، نمایندۀ امریکا در سازمان ملل بود واینک یکی از مشاوران امور زان رییس جمهور امریکا یک بانوی محجبه مصری است ومشاور امور خاورمیانۀ او سید ولی رضانصر یک مسلمان شیعه می باشد. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که امریکا در ذات خود نه اسلام ستیز است و نه اسلام هراس. بلکه برعکس ،امروز امریکا تا حدودی به قبلۀ آمال مسلمانا ن بدل شده است. حتی بنیاد گرایانی چون شیخ عمر عبدالرحمان نیز امریکارا بهشت  امنی برای پخش ایده های بنیاد گرایانۀ خود یافته است. بسیاری از خشونت ها ونفرت ها علیه امریکا ناشی از عدم دسترسی به امریکا است. در جایی که یک سفر عادی به امریکا پرستیژ و افتخار می آورد، بعید نیست که نفرت و تهمت علیه امریکا ناشی از سرکوب« تمایلات امریکا خواهانه» باشد. دلیلی و جود ندارد که امریکا و یا ناتو از سر دشمنی و ستیز با  اسلام قرآن را آتش زده باشد. پس ماجرا از چه قرار است؟

(2)

امریکایی ها و مقامات ناتو ، آتش زدن قرآن را تکذیب کرده اند.از قول مردمان محل گفته شده است که یکی از فرماندهان طالب که ضمن ارتباط با طالبان ، در جرایمی چون راهزنی ، گروگان آگیری وقاچاق مواد مخدر نیز دست داشت، چند روز پیش توسط نیروهای ناتو دستگیر شده است و اینک هوا داران او و عوامل طالبان شایعۀ سوختاندن قرآن ، در میان عوم الناس را ساخته و نشر کرده اند. بعضی از ساکنان محل به پارۀ رسانه های خصوصی گفته اند که پیش از عملیات نیروهای ناتو برای دستگیری این فرمانده طالب، کسانی یک عده کاغذ و کتاب را در نزدیکی محل اقامت او به آتش کشیده اند.برخی گفته اند که خانه مورد بمباردمان قرار گرفته و در خانه قرآن بوده است.واقع این است که بدرستی معلوم نیست که چه اتفاق افتاده است و یا آنچه که اتفاق افتاده است چیست؟ قدر مسلم این است که هیچ گونه سندی (فیلم ، عکس ،گزارش منابع خبری مستقل و شهادت شاهدان محلی )از سوختاندن قرآن توسط هیچ کس در دست نیست. فقط یک شایعه، از یک منبع مجهول است که این چنین نه تنها عوام خلق که خواص امت (دانشجویان دانشگاه های پایتخت ) را به شور و هیجان آورده و شعله خشم را بر خرمن ایمان شان افکنده است. بر برخی پلا کارت ها این شعار به انگلسی نوشته شده بود: «ما فقط اسلام می خواهیم ما دموکراسی نمی خواهیم». آیا واقعا دیگ مسلمانی این جماعت به این زودی به جوش می آید یا عزاداران زوال قدرت قومی ،بار دیگر ، قصد تکرار همان کلیشۀ تاریخی وسیله شدن قرآن برای قدرت سیاسی رادارد؟ از تارخ بیاموزیم واز گذشته و حال تاریخ افغانستان بپرسیم.

 

(3)

دراواخر سال گذشته 25 جوان فقیر ازلغمان ، به نیت سیر کردن شکم گرسنۀ خود و خانوادۀ خود ، عازم ایران بودند. طالبان در هلمند آنان را گرفتند. سرهای شان را بریده در کنار جسدشان گذاشتند و بدین تریب ده ها خانواده را داغدار و سوگوار کرده و به خاک سیاه نشاندند. اما احساسات اسلامی هیچ کس به جوش نیامد. ایضآ در سال گذشته ، در مسیر غزنی به قندهار تعداد یک صد هزار جلد  کتاب درسی  معارف را طالبان به آتش کشیدند. صد ها جلد کتاب معارف اسلامی و تعلیمات دینی وآموزش قر آن در میان آن کتاب ها بودند که همگی خاکستر شدند.به هیچ جای اسلام ضرر نرسید و هیچ کس دم در نیاورد. تا کنون صد ها مکتب را طالبان به آتش کشیده و هزاران جلد کتاب به شمول صد ها جلد قرآن مجید را طعمۀ حریق کرد ه اند. بازهم هیچ صدای وا اسلاما از هیچ گوشۀ بر نخواست. به روی ده ها کودک معصوم به جرم رفتن به مکتب وحشیانه اسید پاشیده شد.اما اسید پاشان ، مجاهدان راه خدا و مبارزان استقلال کشورلقب گرفتند.و...این همه کشتار و خشونت آیا نمی توانست باعث تظاهرات دانشجویان در اعتراض  به سوء استفاده از نام اسلام شود؟ و آیا باید این اعتراض هارا سازمان یافته و سیاسی دانست که اسلام و قرآن را وسیلۀ قدرت سیاسی قرار داده است؟ و یا اینکه خرد این قوم آسیب دیده است که بر کشتار بی گناهان به نام اسلام سکوت می کنند و به یک شایعۀ موهوم و بی اساس فریاد وا اسلاما سر می دهند؟  پاسخ دشوار است. تاریخ ازهردو، هم از  نا بخردی های ما وهم از سوء استفاده از قرآن حکایت های بسیار دارد.

(4)

در سال های 1335 تا 1338 ، در عهد صدارت سردار محمد داود خان ، دو پروژۀ عمرانی به کمک دولت شوروی ، در ننگر هار به راه افتاد.این دو پروژه یکی تأسیس فاکولته طب ننگر هار بود و دیگری« سد برق درونته». ساختن سد ازریزش آب به پاکستان جلوگیری می کرد. پاکستانی ها شایعه کردند که روس های  که در این جا آمده اند ، هدفش نه ساختن بند برق، بلکه کشیدن مرده ها ازگور و گذاشتن آن ها در میان شیشه است.آنان مخصوصا تأکید کرده بودند که مرده ها را برهنه در میان شیشه به تما شای عموم می گذارند. همه آن را می شناسند و به این ترتیب آب روی اقوام و نزدیکان مرده می رود. تصورکنید در جامعۀ که زن با برقع به راحتی نمی تواند در بیرون از خانه گشت و گذار کند، فکر به نمایش در آمدن جسد برهنۀ زن در میان شیشه ، چه دهشتی را در جان و دل آن ها افکنده باشد! بزرگ سالان حکایت می کنند که به دنبال این شایعه ، اعتراضات مردم به جایی نرسید . نا چار بر سر گور مرده های تازه در گذشته خیمه زده، اگر زن بود تا سه ماه و اگر مرد بود تا دوماه نگهبانی می کردند.!!

(5)

حاجی مرویس ، ازمجاهدین سابق هلمند که برادرش انجنیر داود ، قبل از گلاب منگل والی هلمند بود،یکی دو سال قبل حکایت می کرد  که در دوران جهاد پاکستانی ها به ما امکانات و تجهیزات و قایق های پیشرفته دادند تا پل دریای کنر را منفجر کنیم. ما رفتیم . زحمت خود را کشیدیم، اما موفق نشدیم و نا کام برگشتیم. بسیار متأسف شدیم و سر زنش ها دیدیم. بعد از سرنگونی طالبان روزی گذر ما به کنر افتاد. ازسر آن پل گذشتیم. برناکامی سابق خود شکر ها گفتیم و بر حماقت خود تأسف ها خوردیم!

آیا مقدر است که همۀ ما همچون حاجی مروس ،بر بلاهت های گذشتۀ خویش اشک ندامت بیفشانیم؟ آیا هرگز ممکن نیست کاری بکنیم که از آن پشیمان نشویم؟ همیشه باید آتش در خانۀ خلقی افتد، مردمی تباه شود، بنایی نابود گردد و فقر ومسکنت دمار از روزگار ما در آورد، تا حس پشیمانی و ندامت ، وجدان کرخت مارا تکان دهد؟ رد پای خرد در زندگی ما کجااست؟ کی ما با عقل خود با اشیاء و امور برخورد می کنیم؟ پاسخ روشن نیست. اما یک چیز بدیهی و آشکار است و آن اینکه تاریخ نابخردی را سزای گران می دهد. صلح و امنیت شایستۀ قومی است که آن را به وجود آورده است. قومی که خیره سرانه بر طبل شر و شقاوت می کوبد، به هر ژاژ و گزاف گوش می سپارد، روزی سپاه ملای لنگ و روز دیگر لشکر ملای کور می شود ، بر چیزی جز نکبت و نا بخردی پای نفشرده است و جز همین نکبت و شور بختی مستحق چیزی نیست. هرچند که خرد نمی آموزیم ، اما خوب است که با تکه آخر آنتیگونه این یاد داشت را به پایان ببریم:

خردباید آموخت

تا مگر ازشادی بهرۀ بتوان برد

خدایان گستاخی را برنمی تابند.

و ژاژ خایی خیره سران را

به ضربت های گران سزا می دهند،

باشد که مردمان

پیرانه سر خرد بیاموزد. 

3- 8 1388        

نویسنده : علی امیری نظرات : 25
  • ۱۳۸۸ شنبه ۹ عقرب

    سلام
    یک اصلاحیه برای آقایان امیری و همدم!
    فکر می کنم که اشتباه تایپی را که همدم برای امیری تذکر داده خودش هم مرتکب آن شده است.
    آنچه همدم از آن صحبت می کند، فکر می کنم، درستش " پولی " است که به معنای چندین است، نه پلی.
    ببخشید.

  • کوله سفید ۱۳۸۸ جمعه ۸ عقرب

    سلام خدمت امیری عزیز،
    ای رقم مقاله نوربند ره ده زیندگی نه خانده بودوم اگه راس پورسان کنی.
    مو مردوم غدر بدبخت استیم که ده نیزدیکای ازی جانورا پیدا شودیم.
    شمو خو تنا بی خرد گفتین اینا ره. ما خو موگوم اینا از خر هم کم عقل تره.
    حیف ازی که مو ده مینه سوختیم که قد ازی جناورا ده یک مملکت زیندگی مونیم.
    چطوره که از بی عقلی و خری خودون خوره نه موخرن.

    ما خو موگیم بیخی ازینا دیست خو بوشیو، چون آدم شودنی نیه ای نسل خر.

  • توحیدی ۱۳۸۸ پنج شنبه ۷ عقرب

    سلام برامیری عزیز!
    امروز اسلام یک وسیله ای برای مسلمانان بخواطر سرکوب این و آن گردیده است، این وسیله بالاخص در افغانستان از کارکرد بسیار بالای برخوردار است، بخواطریکه مردم افغانستان از یکطرف سخت سنتی و خشک مقدس و از طرف دیگر بی نهایت اطلاعات کم از اسلام دارد، حتی آنانکه خودشان را مبلغ دین ( مولوی و ملا ) میدانند از آگاهی کافی بر خوردار نیستند! و این پوچی شان و بخواطر حفظ موقعیت شان همیشه جلوی شان در دست حاکمان بودند و هر چه آنان میگفتند، علما تایید میکردند، این مسائل را تاریخ کشور ما ثابت میسازد که چگونه فتواهایی صادر شدند!! در این روزها هم بازار استفاده از اسلام بعنوان بهترین حربه برای بر انگیختاندن احساسات جوانان و در نهایت غلبه به خصم حالت گذشته اش را یافته است، در هرات نیز ما شاهد بودیم که گروه از محصلین به امری حکمتیار ( به گفته ای بعضی ) دست به تظاهرات زدند، در حالیکه در حادثه 1384 خود ما شاهد بودیم که چگونه جلدهای از قرآن در مهدیه بزرگ هرات میسوخت اما آنوقت هیچ کس تظاهرات نکرد!!
    امیدوارم که هموطنان ما بجای نگریستن به ظواهر کمی به تعمق به دل و متن و هسته اسلام بپردازند،

  • حاجی فریدالدین طیب ۱۳۸۸ چهارشنبه ۶ عقرب

    دوگونه قران بر خورد با قران:

    1- حضرت عثمان غنی برای توحید مصاحف یک نسخه را باقی گذاشت و باقی قران ها را به آتش کشید.عمل او خیر بود و به نفع مسلمانان تمام شد. اما حضرت عمر و بن عاص قران را بر سر نیزه کرد ولی قصد او فتنه و فریب بود.کار او به زیان مسلمانان تمام شد .و امت اسلامی را دچار تفرقه و شقاق کرد.محصلین عزیز باید از حضرت عثمان غنی اطاعت کند و نه از عمر عاص.که یک مسلمان بود ولی یک سیاسیتمدار بود و از قران هم سوء استفاده سیاسی می کرد.امروز قران بهانه است. هدف ایجاد بلوا است.به فتنه امان ندهید.قال الله فی کتابه : واتقوا فتنة لا تصیین الذین ظلمو ا منکم خاصة. صدق الله العظیم

  • حسن‌رضا خاوري ۱۳۸۸ چهارشنبه ۶ عقرب

    خنده‌ي تلخ، خالي و ـ ها! ها! ـ ناشاد. خنده‌ي تلخ به چيزي مي‌خندد که خوب نيست، خنده‌ي قومي است. خنده‌ي خالي به چيزي مي‌خندد که حقيقي نيست، خنده‌ي انديشمندانه است. نه خوب! نه حقيقي! خوب، خوب. اما خنده‌ي ناشاد، خنده‌ي تودماغي است. ـ ها! ـ بنابراين خنده‌ي خنده‌ها است، عالي‌ترين خنده، خنده‌اي که به خنده مي‌خندد، نظاره و سلام دادن به عالي‌ترين لطيفه، در يک کلام، خنده‌اي که ـ‌سکوت لطفاً‌ـ به آن‌چه ناشاد است مي‌خندد./ ساموئل بکت: وات.
    مسلماناني که نفي‌شان شامل حالِ شقاوت‌ها و جنايت‌هاي خودشان نمي‌شود، بهره‌اي از اتصال با حقيقت و خداي يگانه نبرده‌اند و چيزي جز ماهيتِ باطل خويشتن را برملا نمي‌کنند. وقتي 25 جوان به دست اسلام‌گرايان کشته مي‌شود اما از هيچ مدعي مسلماني در نفيِ اين جنايت صدايي برنمي‌خيزد، درحالي‌که يک شايعه افغاني‌ها را به‌آساني به واکنش برمي‌انگيزاند. اين دو عمل نشان مي‌دهد که ديگر ميان افغاني و قرآن (به تبع عقايدش) هيچ ارتباط دوسويه و معناداري وجود ندارد. حاکمان، مجاهدين و طالبان افغانستان را نابود کردند و مردم آن را به خاک سياهِ ذلت نشاندند، اما ظاهراً نه به اندازه‌ي کافي! فرايندِ سوءاستفاده‌هاي بي‌رويه مي‌رساند که مفهوم اسلام چنان از محتوا و معنا خالي و آن‌قدر از درون ويران و مضمحل شده است که هر بچه‌ننه‌اي دارد با آن به جاي مهره‌هاي قماربازي در جهت کثافت‌کاري‌هايش استفاده مي‌کند، بي‌آن‌که عقلي بر او نهيب بزند و کسي او را بازدارد. افغاني در «غيبتِ خرد» نمي‌تواند درک کند که شأن دين و منزلتِ آدمي را چه‌اندازه پايين آورده است. تبسم ناشاد بکت همچنان رودررويِ اين فاتحانِ بلاهت به قهقه‌ي ناشي از کيفِ پيروزي موهوم‌شان مي‌خندد و تماميتِ مفاهيم به سطح آورده‌شده را دست مي‌اندازد و ابتذال/اضمحلال دروني همه‌ي آن‌ها را فقط با يک پوزخندِ تودماغيِ «ها!» مرئي مي‌سازد.

  • plato ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    با سلام خدمت آقای امیری .
    با نظر شما کاملا موافقم اما چه میتوان کرد که در طول تاریخ چند صد ساله افغانستان همواره

    غیرت نابجا کار دست ما داده است . ایکاش اهل علم و به اصطلاح فریخته گان ماحد اقل می توانستند خردورزی راجایگزین احساسات نا بخردانه می کردند. امید وارم روزی ما بتوانیم خرد را بجای غیرت های احمقانه و سبک سرانه معیار تصمیم گیریهامان قرار دهیم

  • آرا ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب


    1) مولوی قصه می‌کند که مردی داشت یک مرد دیگر را از پشت می‌کرد (لواط). در حین عملیات فتح‌المبین، فاعل دید حضرت مفعول صاحب خنجری به کمر بسته است، پرسید که این برای چیست؟ مفعول جواب داد، برای این است که اگر کسی به من چپ نگاه کند با این خنجر فلان و بهمان‌اش می‌کنم. فاعل پرسید من که چپ نگاه نمی‌کنم؟ مفعول گفت، خواهش می‌کنم، این حرف‌ها چیه. قابل شما را ندارد.
    2) یک جوک دیگر می‌گوید: شکارچی در جنگل ناگهان به یک خرس برخورد؛ سریع تفنگش را گرفت و به سمت خرس شلیک کرد. اما تیرش خطا خورد. خرس هم عصبانی دوید تفنگ شکارچی را گرفت و شکست و بعد به شکارچی تجاوز کرد و رفت. شکارچی از عصبانیت داشت می‌ترکید. رفت یک تفنگ بهتر خرید و دوباره سراغ خرس به جنگل رفت. پیدایش کرد و این بار خیلی دقیق نشانه گرفت. اما از قضا تیرش باز خطا خورد. خرس هم تفنگ را شکست و دوباره به‌اش تجاوز کرد. شکارچی داشت تا سرحد دیوانگی از خشم منفجر می‌شد. بار سوم رفت یک تفنگ خیلی پیشرفته خرید و مجدداً رفت سراغ خرس. پیدایش کرد و با تمام دقت نشانه گرفت و شلیک کرد. از بد حادثه باز هم تیرش خطا رفت و به خرس نخورد. خرس جلو آمد و تفنگ را شکست و دور انداخت. بعد آرام دست‌هایش را دور کمر شکارچی پیچید و گفت: راستش را بگو، شکار بهانه است، مگر نه؟!
    3) حال‌وروز دانشجویان حکایت همان مرد مفعول و شکارچی است. دانشجویان مفعولی که خنجر اسلام را برای دفاع از «چیزی» به کمر زده‌اند که دقیقاً دارند همان چیز را از دست می‌دهند. دانشجویان شکارچی‌ای که دقیقاً از سوی همان چیزی دریده می‌شوند که می‌خواهند آن را به چنگ آورند. یک عوضی‌گرفتن کافی است که فاجعه‌ای عظیم به وجود آید.

  • محمد علی جویا ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    امیری عزیز سلام!
    آنچه نوشتی عین حقیقت است، اما دریغ از حماقت آنان که به خیابان می آیند و شعار می دهند و عرق شرم بر گونه های شان نمی نشیند.

  • ګلزار احمد ګلزار ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب


    قال الله: ذلک الکتاب هدای للمتقین

    ډيره زياته په زړه پوري مقاله وه د ليکوونکي په مخ يي د خداي نوري هم د غزت ،معرفت او علم دروازي خلاصي کړي

    چيرته چي د علم ځاي جهل ونيسي د هغه ټولني حال به همدا وي او اسلام په ډير صراحت وايي چي ستاسو عملونه ستاسو سرنوشت دي لکه چي سپڅلي خداي فرمايي

    ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس

    او کما قال: ان الله لایغیر ما باقوم حتی لایغییر مابانفسهم

    او کما قال رسول الله: اعمالکم عمالکم

    خدای دی د ملت ته هدایت وکړی

    او ژوندی دی وی زمونژ د خاوری علم دوست ، علم پرور او زحمت کشته هزاره وروڼه او ددغه مقاله لیکوونکی په شان افکار تر څو جهل نابود یا ذلیل شی

    ګلزار احمد ګلزار له قندهاره

  • ګلزار احمد ګلزار ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب


    قال الله: ذلک الکتاب هدای للمتقین

    ډيره زياته په زړه پوري مقاله وه د ليکوونکي په مخ يي د خداي نوري هم د غزت ،معرفت او علم دروازي خلاصي کړي

    چيرته چي د علم ځاي جهل ونيسي د هغه ټولني حال به همدا وي او اسلام په ډير صراحت وايي چي ستاسو عملونه ستاسو سرنوشت دي لکه چي سپڅلي خداي فرمايي

    ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس

    او کما قال: ان الله لایغیر ما باقوم حتی لایغییر مابانفسهم

    او کما قال رسول الله: اعمالکم عمالکم

    خدای دی د ملت ته هدایت وکړی

    او ژوندی دی وی زمونژ د خاوری علم دوست ، علم پرور او زحمت کشته هزاره وروڼه او ددغه مقاله لیکوونکی په شان افکار تر څو جهل نابود یا ذلیل شی

    ګلزار احمد ګلزار له قندهاره

  • انصاري ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    خوشحالم كه قلم برادر اميري به جهتي سوق پيدا كرد كه شايسته‌اش بود. اميدوارم كه تمام هجران‌هاي ايشان بسر آيد تا هميشه شاهد قلم‌زني‌هاي ايشان در موضوعات مهم باشيم.

  • خدا بنده ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    جناب امیری و تمام کسانی که در همین مسیر در حرکت اند سلام,
    بلی به گفته امیر ی صاحب "صلح و امنیت شایسته ای قومی است که آن را بوجود آورده است " قوم که "خیره سرانه بر طبل شر و شقاوت می کوبد , نه تنها شایسته ای صلح و امنیت نیست بلکه بر تمام افراد ملت است که راه نجات دیگر اقوام ساکن در کشور را از شر این قوم جهول و بی خبر از دنیا و عقبی ,جستجو نمایند تا با تبلیغ وشایعات گندیده وفاسد شان بنام اسلام دیگران را بد بخت دنیا وعقبی نسازد.
    در آخر : درود بر تمام مبارزین راه حریت و آزادی که چنین بی باکانه می نویسند. و مبارزه می کند.

  • بیگی ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    سلام برادر بزرگوار امیری:
    بسیار مقاله جالب و پر محتوا بود.
    چطور کنیم دیگر همیشه در این وطن با تحریک احساسات مردم استفاده های کلانی را سیاست مداران کرده اند و میکنند و این هم یکی از همان ها است.
    دیگر در بهسود کم قرآن آتش گرفت، خوب دیگر چطور کنیم از دست این ملت فقط همین مانده که بجای انتحار از این به بعد قرآن شریف را بر سر برچه سلاح زده و وارد کابل شوند

  • احمد علی ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    مقالات جناب امیری برای من واقعا راهگشا است.

  • خاکستر کلاه ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    سلام
    و عرض خسته نباشید بر جناب امیری عزیز
    در مملکت در جهل فرو رفته ما ، حقیقتا وجود چنین قلمی جای شگفتی دارد و شاید از همان مقوله رویش نیلوفر در مرداب باشد
    حماقت دانشجویان ما که معلوم نیست اصلا تا به حال چه خوانده اند و جه درک کرده اند جای تعجب ندارد جرا که بزرگان این ملت را امثال عبدالله و ملاعمر و یشردوست و محسنی تشکیل می دهند پس بدا به حال کوچکتران این کشور که جای تعجب ندارد
    اگر اسمت مسلمان بود هر غلطی خواستی بکن اما برای دیگران یک شایعه هم مشکل زاست
    در حالی که از قدیم گفته اند یک سوزن به خودت یک جوال دوز به دیگران
    مملکت ما آبروی هرچه دین و دینداری و اخلاق است را برده است...

  • لاچین تاتاری ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    امیری عزیز جالب بود اما باورم نمیشه که شما ولایت میدان را با پسوند وردک بنویسید وردک نام یک قوم کوچی اسکان ساخته شده در آنجاست که از طرف فاشیست های قبیلوی غرض منذانه در جهت محو هویت ساکنان اصلی آن تبلیغ وتر ویج می شود این دام از شما دور باد

  • salam ba to ay ali amiri ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    Maya aftkhar ma asti amiri jan
    waqian maqali khandani bod ki bayad khand waqian ma az dasnishjoyan kishwar e entizar ra nadashtim chara bayad hamisha kor kora amal kard wai ba hal shan ki hamisha chinin kar ra takrar mikonand az tarikh bayad amokht wa tajroba kard ki hamisha atash da khana wa kishwar ma andakhta shoda ba wasilae chinin afrad .baz ham migam ki intzar ma az danishjoian paitakht chinin nabod.

  • اقبال علی همدم ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    سلام خدمت تمامی دوستان که درجمهوری سکوت سرمیزنندوازاحوال همدیگرخبرمیگیرندوامیدوارم که همگی دوستان ازنعمت سلامتی-که بهترین نعمت خدادادی است-برخوردارباشند.
    مقاله جناب امیری صاحب واقعن جالب،آموزنده ودارای واقعیت های است که تقریبا همگی بی خبرندبلخصوص من بی خبرترم .
    من خدمت امیری عزیز یگ عرض بسیارکوچک داشتم وآن اینکه:
    پل وسیله رفت وآمدازساحه ی غیرعبوری است یارفتن ازآنجاممکن نباشدیارفت وآمدراسهل سازدولی پلی کلمه لاتینی است که بمعنی چندین میباشد.پلی تخنیک بمعنی چندین تخنیک است.درآغازمقاله شان پل تخنیک بکاررفته است امیدوارم این غلطی چاپی باشد.
    میدانم که این حتمن غلطی چاپی است ولی من حرفم این است که امیری صاحب بایدچندین بارمقاله خودرابخواندتااگرغلطی چاپی باشدآنرااصلاح کند
    درآخرازهمه دوستان وبلخصوص ازامیری عزیزعاجزانه تقاضادارم که برای این حقیر لقب خرده گیرراندهندوبدیده ی بزرگواری بنگرند.
    ازراه انترنت دست همه دوستانرا بدوستی دوامدار میفشارم شادوموفق باشید.

  • توغل بیگ ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    مردم بیچاره و عوام فریب خورده افغانستان همیشه برای موهومات قربانی شده اند
    اگر نیروهای ناتو به سر کردگی آمریکا همه بود و نبود شان را آتش زده هیچ کسی هیچ گونه شکایت ندارند، اگر امروزه کابل یک روسپی خانه عمومی برای خارجی ها شده کدام مشکل برای مردم ایجاد نکرد اگر شایعه ای آتش زدن قران بلند شد ، همه را آتش غیرت مسلمانی میگیرد
    گیریم قران را آتش زده باشند، چه شده کاش میشد هر چه قرآن است آتش بگیرد و وطن ما آباد میشد.

  • راسخ ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    واقعاً مقالهء خوبی بود.

    درست فرمودید که طالبان هزاران جوانها را سر بریدند. مکاتیب را آتش زدند که در آن هزارن کتاب ها سوختند مگر در آن کتاب ها آیه های قران نبودند؟

  • حبیب حسینی ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    با سلام به همه مخصوصاً استاد بزرگ علی امیری. مقاله جاندار و خردمندانه شما روح بخش ارزش های مرده انسانی در جامعه است که رکورد دار فقر فکری و فرهنگی در جهان محسوب می گردد. زندگی افغانی چنان با خرافات دینی و عقیدتی عجین شده است که جدا سازی ان معجزه می خواهد. در این جامعه ارزش های معنوی انسانیت همیشه و همیشه به پای بت های دینی فدا و سر بریده شده است. گرچند به عقیده من تعبیر سوء از کلمات و مفاهیم صورت گرفته است، بجای دانشجویان دانشگاه کابل اگر طالبان پوهنتون کابل گفته شود حد اقل حرمت کلام حفظ می گردد. در دانشگاهی که سیاف بحیث معبود ویا لا اقل نماینده بلافصل خدا پرستش می گردد، بعید نیست که مزخرفات دینی جامعه را در پرتگاه سقوط فکری قرار دهد. واقعیت دارد که روز های لکچر سیاف کتله عظیمی از طالبان پوهنتون حتی معتکفین قبر سید جمال الدین نیز کلاهی به سر گذاشته به نیت زیارت معبود، راهی دانشکده شرعیات دانشگاه کابل می گردند.
    طالب که امروزه جامعه جهانی را به زانو در اورده، چند صباح قبل طالب پوهنتون های کابل بوده اند و دورغ است شایعه امدن طالبان از خارج از مرز های افغانستان. اگر امده بودند هم انگشت شمار مردمان قبایل انسوی خط دیورند بودند.
    اگر روزی گروه طالبان بحیث یک طرف سیاسی وزنه سنگین تری ایجاد نمایند، همین مردم از رئیس جمهور گرفته تا وزیران، وکیلان و طالبان پوهنتون کابل با یک ارایش ظاهری طالب تر از طالب و بنیادگرا تر از القاعده می باشند.

  • احمد حسین هزارستانی ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    روزگاران گذشته وقتی عبدالرحمان بچه باز و کسی که بیش از 120 زن داشت و مطابق به اسلام فرد لواط کننده مستحق اعدام است و در اسلام نیز بیش از چهار زن جواز ندارد, نیز برای نابودی بیش از 62 در صد هزاره ها ساکنان بومی کشور نیز از این حربه کار گرفت. امان الله خان که تنها مرد باورمند به اصلاحات بود نیز با همین شعار از پا در آمد و قضیه افشار و گورهای دستجمعی دشت چمتله اقای مسعود و سیاف نیز همین حربه را داشت و ده هزار انسان قتل عام شده در مزار و بیش از سه صد تن در یکاولنگ نیز به همین خدعه و فریب به دار نیستی کشانده شدند.
    دگر نیازی نیست کسی بداند که اسلام در خطر است یا نیست. بااستثنای موارد فوق نکته ای که خیلی هم واضح و روشن است اینست که باید, فاشیست های اتنوستنریست هر زمانی می خواهند با قران بر سر نیزه کردن فریب عمر عاص را تکرار کنند و از وجود سالوده لوحهای خوارج زمان شان بهره ببرند. این امر زمانی غیر ممکن است که دیگر اشعری ها بخود بیایند و با هر صدای دوهل نرقصند.
    اگر این مدعیان کور حقیقت ستیز می خواهند اسلام را به مردم نشان دهند که ثابت است اسلامی که از سر و ریش ان گند و چتلی می بارید و مردم از فقر و ترس هر روز راه فرار را در پیش داشتند و باز هم در زمان فرار نیز از وجود آنان کنده پشت ها مملو از اجساد گردید.
    کافی است که این بی خردان که حتی در قران از ان بنام جاهلان یاد گردیده است حذر کرد و راه دیگری در پیش گرفت و الا این هار های زمان حمله خواهند کرد و با الله اکبر گفتن سر از تن مردان جدا می کنند و زنان و دختران را مورد تعرض قرار می دهند و بچه ها را به نکاح می گیرند.
    انان به ایات قران اصلن تامل نکرده اند اگر نه در قران ذکر شده و نحن نزلنا الذکر ا و انا له لحافظون خود خداوند ضمانت حفظ انرا به عهده گرفته است و این بی شعوران که حتی از درک ان عاجز اند دیگر چه می خواهند با قران بازی راه بیاندازند.
    تف بر این جهل و تاریک اندیشی که دو صدسال مدنیت ما را بر باد داد و امروز نیز از این سرزمین گورستان و حیوانستان ساخته اند.

  • رسول ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    سلام بر امیری بزرگ.

    مقاله بسیار علمی و آموزنده شما را خواندم لذت بردم. وای به حال این دانشجویان کور دانیشگاه کابل. اگر دانیش جویان دانشگاه ما چینین بی مورید و کور کورانه عمل کند پس از مردم بیسوات یا کوچی چی انتظار داشت.

  • asif ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    jenab aqai Amiri
    Salam wa hazaran salam ba shoma
    Maqalat shoma wa boda wa saiere dustan az ahmiate balai ber khurdar ast
    Omid waram mardomi azize ma firebe in fitna ha ra na nakhorand in kar ha hamagi resha
    der jehalat darad ta zamani ki mardoom ba agahi narasand in moshkil hal namishawad
    ba omid an roz ki mardoom aga shawand
    a.g

  • الیاس کوشانی ۱۳۸۸ سه شنبه ۵ عقرب

    با تاسف که این نوشته ها و قلم ها در خاک قدر نشناس افغانستان است. اگر چنین افکاری حتی در کشور های همسایه ما میبود سعی در نهایت استفاده از آن را میکردند. موضوع واهی که امریکایی ها قرآن را به آتش کشیده است از جانب افراد نزدیک کاخ ریاست جمهوری دامن زده می شود تا شرکای احمد ولی کرزی از بند امریکایی ها آزاد شده و سر شان فاش نگردد کماکان که باراک اوباما سعی در دستگیری قاچاقچیان مواد مخدر و محو کشت خشخاش را دارد. دانشجویان هم طعمه ی خوبی برای نزدیکان کرزی، قاچاقچیان مواد مخدر و طالبان است البته نباید فراموش کرد، که این افراد نام برده مهره های شان را در بین قشری دانشجویی دارند، که آنها با تبلیغ و ارشادات شان ضمینه ساز چنین سناریو های میشوند. در عین حال عوامیت، احساساتی و قبیلوی اندیشیدن را هم نمیتوان نادیده گرفت حتی در جمع قشر دانشجویی. امروز حینی که گزارشی خبر نگار بی بی سی را که با چند تن از این دانشجویان گفتگویی را انجام داده بود شنیدم، هر قدر آدم عام هم باشد اما موضوع احساساتی و قبیلوی اندیشدن را در این مردم متوجه میشود که همه مغرضانه است تا عادلانه.

  • نظر خود را برای ما ارسال نمائید...

    • نام:
    • ایمیل:
    • وب سايت / وبلاگ:
    • نظر:
  • ارسال به دوستان

    • نام شما:
    • ایمیل شما:
    • ایمیل(های) دوستان شما:
      ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
    • متن نامه: