۱۳۸۸ سه شنبه ۱ جدی
هزاره­ستيزي تلوزيون امروز پایانی ندارد

هزاره­ستيزي تلوزيون امروز پایانی ندارد

پاسخ به محتوای برنامه­ی «عبور از خط» چهارشنبه 8 میزان 1388
نقد و بررسي علمي يك موضوع داراي ويژگي­هايي است كه به­راحتي مي­توان آن را از ماجراجويي و غائله­سازي بازشناخت. در نقد علمي هميشه بايد اسناد و مصاديق بسيار شفاف و روشن مطرح گشته و روش­هاي نقد و تحليل منطبق با معيارهاي پذيرفته شده باشند.

درحالي­كه در روش غائله­سازي، بدون توجه به مباني يادشده­ي یك تحليل درست، به­ كلي­گويي و اتهام كه زاييده­ي ذهن بيمار و آشفته­ي تحليل­گر مي­باشد، بسنده شده كه بعضاً خلط مسائل متعدد را نيز به­همراه دارد.

چنين كاركردي اگر توسط غائله­سازان حرفه­اي صورت بگيرد، از ظرافت خاصي برخوردار مي­گردد كه درك و تشخيص آن از واقعيت­ها و عينيت يك جامعه توسط خواننده و يا شنونده مشكل مي­گردد. در اين مورد مي­توان به خط­دهي راديوهايي چون BBC اشاره نمود كه در رابطه با اوضاع كشور ما و به­ويژه مسائل مربوط به هزاره­ها تلاش مي­نمايند تا آنان را وابسته به ايران تلقي نموده و براي ساليان درازي از اصطلاحاتي چون «هزاره­هاي عمدتاً شيعه­ي طرف­دار ايران» يا «هزاره­هاي هم­مذهب با ايران» استفاده نموده تا زمينه­ساز انزواي آنان و كم­توجهي جامعه­ي بين­المللي نسبت به آن­ها شوند كه اينك نتايج آن را به­خوبي مي­بينيم. دليل عمده­ي موفق بودن اين روش­ها مستقيماً به آموزه­هاي رواني و درك بافت اجتماعي كشور ما و حساسيت جهاني مرتبط است كه اين­گونه رسانه­ها از آن براي رسيدن به خواسته­هاي خود استفاده مي­كنند.

اين كار وقتي به رسانه­هاي وطني سپرده مي­شود، افتضاح به­بار مي­آيد. ناشيگري، عقده­هاي حقارت جهان­سومي و كينه­هاي قومي، روي هم­رفته تحليل­ها را چنان به­مسخره مي­كشند كه گاهي حالت تهوع به خواننده و شنونده دست مي­دهد و چيزي جز نفرت را در دل آن­ها نمي­كارد.

گرچه رسانه­هاي هزاره­ستيز داخلي در مجموع داراي كاركردي كودكانه هستند، ولي نبايد از وجود درجه­بندي ميان آنان غافل ماند. به­طور مثال، تلوزيون طلوع كه به­دليل كينه­ي شديد سعد محسني رييس عمومي آن (كه روزگاري مشاور ارشد سيد مصطفي كاظمي بود) نسبت به مردم هزاره، از ماهيتي ضدپشتوني و تحقيركننده­ي هزاره­ها برخوردار مي­باشد، از روشي كاملاً پيچيده و متفاوت از ديگر رسانه­هاي هزاره­ستيزي چون شمشاد، امروز و... پيروي مي­كند. اين رسانه هرگز مانند شمشاد و امروز مستقيماً به سوژه­اش حمله ننموده و غيرمستقيم از ابزارها، جريانات و عناصر هم­سو و مشخصاً هزاره­ستيز استفاده نموده و در شرايط لازم آن­ها را مورد حمايت قرار مي­دهد. مثلاً در جريان تشنجات فلم كابل­اكسپرس كه اغلب اتهامات متوجه حنيف همگام بود، مسئولين اين رسانه زمينه­ي فرار وي به هندوستان را مهيا ساخته و پس از ناكامي طرح پناهندگي­اش در يك كشور اروپايي، زمينه­هاي حايت از او مانند گرفتن وكيل مدافع، ديدار با چند قاضي و بازپرس را انجام داده و با آماده شدن شرايط، او را به كشور فرامي­خواند.

حركت ابلهانه و ضد مردمي حنيف همگام كه واكنش شديدي را بر انگيخت، مسئول تلوزیون طلوع را واداشت تا جهت مساعد شدن جامعه و فرونشاندن وضعیت التهابي آن، وارد اقدام گردد. براي اين منظور، در اولين برنامه­ي ستاره­ي افغان، موفقيت يك هزاره­ي دو رگه (شكيب همدرد) را به­مثابه­ی باج­دهی بپذيرد و بدين­گونه فضاي شکل­گرفته­ی ضدطلوع به­مثابه­ی حامی همگام را آرام سازد. پس از آن از کاظمی خواسته شد تا در جلسه­ی اعتراضی مردم هزاره در مدسه­ی خاتم­الانبیا شرکت نماید تا از میزان حساسیت­ها کاسته شود. با تحقق این گام­ها که اندکی آتش خشم مردم هزاره را فرونشاند، لازم بود تا برنامه­هایی برای خارج نمودن حنیف همگام از صحنه روی دست گرفته شود. مدتي بعد مسئول تلوزیون طلوع که در هزاره­ستیزی جدیت کامل داشت، با تجربه گرفتن از حرکت­های زننده­ی مستقیمی که توسط حنیف همگام و عظیم نجم انجام یافتند و واکنش­های تندی را به­بار اوردند، طرح­هاي هزاره ستيزي خود را دوباره، اما با روش پيچيده­تري چون عمده نمودن كاظمي، دادن نقشهاي تحقيرآميز به امثال غلام­سخي، دادن نقش همسر به زنان هزاره در سریال­های داخلی كه خلافش را هر­گز تاكنون نديده­ايم، توهين­هاي مستمر سيد فخري و حنيف­همگام به­هزاره­ها با گرفتن نام­هاي خاص هزاره­ها با اضافه نمودن تخلصی زننده و یا پسوند­هاي زشت مانند حسین...، اوج مي­گيرند. مي­بينيم كه اين پروژه با ظرافت خاص عمل مي­كند­ و كم­تر هزاره­اي را نسبت به آن­ها حساس می­سازد و یا آنان را مي­رنجاند. در­حالي­كه رسانه­هايي چون شمشاد و به­ويژه امروز، عريان و بدون هيچ ملاحظه­اي هزاره­ستيزي را در دستور كار خود قرار داده و در مسايلي چون كوچي به­موضع­گيري آشكار عيله هزاره­هاي بومي­اي می­پردازند كه قرباني تجاوز کوچی­ها قرار گرفته­اند.

در این راستا برنامه­ي هزاره­ستيزي تلوزيون امروز کاملاً عقده­مندانه بوده و بسيار لجوجانه و تهاجمي صورت می­گیرد كه مسئول آن به­دلیل نادانی و پشتوانه­های خارجی­اش، پرواي هيچ كسي را ندارد. روش برخورد كينه­توزانه­ي اين رسانه­ با هزاره­ها فاقد هر­گونه تحليل درست و علمي از مسايل بوده و با كنار هم قرار دادن عناصر نامرتبطي مانند دولت ايران، كتاب­هاي خريداري شده توسط ناشران خصوصی کشور ما از ناشرين خصوصي ایران که درصدی بسیار پایین آن را هزاره­ها تشکیل می­دهند، و نیز جريانات سیاسی ـ فرهنگی­ای که مستقیم از ­ايران تمویل می­گردند، در کنار هزاره، تلاش دارد تا به­واقعيت­هاي عيني و ماهيت واقعي هزاره­ها كفر بورزد و از اين خمير ترش و شور و شيرين و تلخ و تند ناني بپزد و آن را به­خورد اجتماع دهد تا فضايي ضد هزارگي ايجاد نمايد.

اين­كه تلوزیون امروز با حمايت مالي و سياسي خارجي موضوعي ضد ايران دارد، به­هيچ هزاره­اي مرتبط نيست، چراكه در تنش­هاي بين­المللي هركس مي­تواند تحليل خاص خود را از اوضاع منطقه و جهان داشته و بر اساس آن روي­كردش را تنظیم نماید. در این خصوص اگر روي­كردهای مسئول تلوزیون امروز بر اساس تحليل نادرست صورت گرفته باشد، پيامد­ها و بازتاب­هايش مستقیماً به­خود گردانندگان این رسانه برمي­گردد، چون نه جريان گرداننده­ی امروز چنان گسترده است كه آسيب­پذيري آن به­بخش بزرگي از جامعه برسد و نه حكومت ايران داراي آن مشروعيت و قدرت است كه بتواند به­خاطر اين روي­كرد ضرباتي را متوجه كشور ما نمايد. هم­چنين در رابطه با كاركرد و روي­كرد حاكميت ايران كه با روش­های توتالیتاریستی­ و انگیزسیون و شکنجه و اعدام­هایاش حتا در ميان مردم خود فاقد مشروعيت مي­باشد (به­ویژه از زمانی که رژیم کودتایی احمدی نژاد پاسدار با زور روی قدرت آمده است)، هم­چنين دخالت­هاي آشكار و پنهان آن در امور داخلي كشور ما و نفوذ و خریداری بخش­هاي زيادی از نهادهاي امنيتي كشور، حمايت مالي و تسليحاتي از طالبان و القاعده و استفاده­ي ابزاري از آنان در رقابت­هاي منطقه­اي، سازمان­دهي مزدوران تروريست موسوم به­ سپاه محمد، حمايت مالي و تعيين پاليسي براي جبهه­ي به­اصطلاح ملي، سرمایه­گذاری روی مؤسسه­ی خاتم­النبیین و اجرای طرح ساختمانی آن توسط یک شرکت وابسته به سپاه پاسداران ایران و...، هميشه این­ هزاره­ بوده که قرباني اصلي این اقدامات گشته­اند.

حكام ايراني كه علي­رغم پرورانيدن بسياري از گروه­هاي شيعي در ايران، به­دليل روي­كرد قوم­گرانه­ي هزاره­ها به­عنوان بدنه­ي اصلي جامعه تشيع كشور ما، تيرش به­سنگ خورده است، با اذيت و آزار مهاجريني كه بيش از 80 درصدشان را هزاره­ها تشكيل مي­دهد، به­عنوان برنامه­اي روزمره درصدد انتقام­گيري از آن­هاست. اما اين تمامي برنامه­ي هزاره­ستيزي ايران نمي­باشد. حكام ايراني عمدتاً دو برنامه­ي حساب­شده براي سركوب و احياناً تسليمي هزاره­ها به­سياست­هاي آنان روي دست دارند. نخست تلاش مي­ورزند تا با نمايش­هايي مبتني بر «حمايت­ از هزاره­هاي عمدتاً شيعه»، آنان را در جامعه ما منزوي ساخته و تمامي اميدها و راه­ها را بر آنان ببندند تا نهايتاً آنان را وادار سازند به­سوي دام­هاي گسترده شده از سوي خودشان، رو بياورند. اين دام­ها، جريانات نسب­محور و شیعه­محوري هستند كه پس از روي­كرد قومي هزاره­ها در اواخر دهه­ي 60 و به­وي‍ژه مقاومت دموكراتيك و هويت­طلبانه­ي آنان در كابل به­رهبري شهيد مزاري، از سوي ايرانيان سامان يافته­اند. اينك اين تنش­ها و چالش­های بزرگ در درون هزاره­ها به­جدیت وجود داشته كه اقوام ديگر يا از آن بي­خبرند و يا خود را به به­بي­خبري زده­اند تا بتوانند تحليل­هاي نابخردانه­ي خود را به­كرسي نشانند و عده­اي نا آگاه را اغوا کنند.

برنامه­ي ديگر حاكميت ايران در راستاي هزاره­ستيزي، عمده­سازي مذهبي­ است كه اینک قيموميت آن را جريانات وابسته به­خودش بر عهده دارند. يعني، اينك كه جريانات شيعه­محور و قوميت­ستيز عمدتاً غيرهزاره با حمايت مالي ايران بر تمامي نهادهاي شيعي مسلط گشته­اند، تلاش بي­وقفه­اي را جهت مذهبي نمودن هويت­هزاره­ها روي­دست گرفته­اند تا در درازمدت بتوانند هزاره­ها را به­آدم­هايي بي­هويت و مآلاً بي­هدف و بي­برنامه­ مبدل ساخته و گريز و پناه­گاهي جز نهادهاي مذهبي (شيعي) كه از مدتي بدين­سو كاملاً در اختيار ايران و عناصر غيرهزاره­ي وابسته­ به­آن­ها قرار دارد، نداشته باشند. در صورت موفقیت طرح ایران، حكام ايران به­نيرويي بزرگ و مؤثر در ميهن ما دست خواهند يافت و با مهره­ي شيعه­ي بي­هويت، وارد بازي­هاي سياسي كشور ما خواهد گرديد و حتا از آن به­عنوان عناصري براي تروريزم در منطقه استفاده خواهند نمود. درست کاری را که با لبنانی­ها و عراقی­ها انجام می­دهند.

اما كليات اين برنامه­ها اينك براي هزاره­اي كه با شتاب و جديت به­دنبال هويت قومي­اش افتاده است، شناخته شده و كم­تر هزاره­اي حاضر به­ترك هزاره­گرايي خود مي­باشد. هزاره­اي كه با مزاري بزرگ براي دست­يابي به­هويتش، بزرگ­ترین مقاومت تاریخ کشور را ثبت نموده و فديه­هاي بي­نظيري براي آن پرداخته، ديگر نمي­خواهد به­ عقب برگردد و مذهب را هويت خودش بسازد. چراكه مذهب امري اكتسابي بوده و جزئي از فرهنگ يك جامعه را مي­سازد و بس. درحالي­كه انسان عملاً و اعتقاداً خود را متعلق به يك هويت تاريخي ـ فرهنگي خاصي مي­داند كه شيرازه­ي آن در قومیتش تجلي يافته است. براي همين است كه از رواج­هاي متفاوت و حتا متضاد مسلمانان در جوامع گوناگون سخن رانده مي­شود. يعني، هر جامعه­ي قومي علي­رغم معتقد بودن به­دين مشترك، از هنجارهاي رفتاري و ارزش­ها و باورهاي فرامذهبي كه او را به­تاريخ و فرهنگ نياكانش پيوند مي­دهد، تبعيت مي­كند. همين نكته است كه باعث خلق اين سوال مي­گردد كه چرا همه­ي اقوام پيرو دين مبين اسلام داراي فرهنگ يگانه­اي نيستند؟ چرا مناسبات، هنجارهاي رفتاري، ارزشها و باورهاي يك پشتون كاملاً متفاوت با ديگر اقوام كشور است كه همگان به­يك دين باورمندند؟ اگر مذهب را به­جاي دين قرار دهيم، باز چرا پشتون حنفي مذهب با ازبك و تاجيك حنفي مذهب از فرهنگ­هاي متفاوت و بعضاً متضاد برخوردارند؟ چون عرف (باورها و هنجارهاي رفتاري) يكي از عمده­ترين مباني تعبير و تفسير دين و مذهب است.

بنابراين، اين برچسپ­ها ديگر بر هزاره­ نمي­چسپند و تحليل­هاي مبني بر مذهب مشترك هزاره­ها با مذهب رسمي ايران، مدت­هاست كه اعتبار خود را از دست داده­اند. نه هزاره عرب لباني و عراقي است، و نه شيعه، در پيوند سياسي ـ نظامي حكام ايران با القاعده و منشعبات آن مانند طالبان عمدتاً پشتون و حماس عرب، نقشي دارد. هزاره را در مكاتب ايران و حتا در اداره­ي اتباع بيگانه­ي وزارت خارجه­ی ايران، به­نام مغول­ها و نوادگان چنگيز می­كوبند و مورد توهين و تحقير قرار می­دهند. به­همين دليل است كه مي­خواهند هويت او را با آب مذهب غسل تعميد دهند تا مغوليت (قوميت) او را بزدايند. در این راستا شايد روش­هاي جن­گيري هم لازم گردد تا به­زعم حكام پارس­گرای ايراني، روح خبيث تركان از وجود هزاره بيرون كشيده شود. البته نبايد فراموش كنيم كه اين روش برخورد حاكميت ايران با هزاره­ها، مصرف داخلي نيز دارد. چون موج طبيعي هويت­طلبي و قوم­گرايي جوامع غيرپارس ايران، در مقابله با قوم­زدايي و پارسي­سازي­ای كه از مرحله­ي زبان به فرهنگ اقوام رسيده، اينك در حال اوج­گيري است كه این موج مي­تواند در آينده مناسبات قومي قدرت را در كشوركشان برهم زند.

مي­بينيم كه گردانندگان تحريك شده و مزد­گيرنده­ي امروز، تعمداً يا  ناآگاهانه واقعيت­ها را از چشم انداخته و تنها روي هدف هزاره­ستيزي پافشاري مي­نمايند. اگر چنين نيست، پس چرا به­جبهه­ي به­اصطلاح ملي كه توسط سردار موسوي مسئول قرار­گاه چهارم انصاري كه ستاد مشترك سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات ايران در رابطه افغانستان مي­باشد، ساخته شده و هم­اكنون سالانه ده­ها ميليون دالر براي آن هزينه مي­گردد، چيزي گفته نمي­شود؟ اين درست است كه انگشت گذاشتن روي نهاد موسوم به­خاتم­النبيين كار درستي است و اين مؤسسه نهاد سرپوشی روی جریانات و گروه­هاي سياسي وابسته به ایران مانند حركت انوري، اقتدار کاظمی و... مي­باشد، اما با خلط كردن تشيع و بهانه قرار دادن آن جهت حمله به­هزاره­ها، در واقع با انگيزه و هدف هزاره­ستيزي خاصی دنبال مي­گردد. چرا به­صف­بندي­هايي كه پس از غائله­ي قانون احوال شخصيه به­وجود آمد توجه نمي­گردد؟ مسئولين خاتم­النبيين براي ايجاد پوشش حمايتي و كسب مشروعيت، با تمام امكانات، از پول و موتر گرفته تا تحريكات مذهبي به­ميدان آمده و به­فراخوان عمومي مردم پرداختند كه در مجموع كم­تر از هزار نفر به­آن­ها لبيك گفتند، درحالي­كه در رابطه با يك مسئله­ي قومي مانند غائله­ي فلم­ هندي كابل اكسپرس، هزاران نفر تجمع مي­كنند و يا به­خاطر تهاجم تحريك شده­ي كوچي­ها، نيم ميليون نفر به­خيابان­ها مي­ريزند.

علاوه بر همه­ي اين­ها، در رابطه با ميزگردهاي ضدايران و ضد خاتم­النبيين تلوزيون شما، چه كسي بيش از هزاره­ها نقش گرفتند؟ حتا بارها (چه با تلفن و چه واسطه كردن افراد) شخص فهيم كوهدامني از من درخواست مشاركت در ميزگردها نمود، من اما به­خاطر مواضع نادرست و مشخصاً هزاره­ستيزي اين رسانه كه سخت او را ميان مردم هزاره بدنام ساخته است، از سخن گفتن با این­گونه تريبيون­ها ابا ورزيدم؛ چون از ماهيت ضد­هزارگي آن آگاه بودم.

بازهم در رابطه با مقابله با حاكميت ايران و توطئه­ها و برنامه­هاي خائنانه وضدهزارگي­اش، در تاريخ كشورما دوبار راهپيمايي ضدايراني در كابل صورت گرفت كه يكي بامسؤليت وسازماندهي خودم بود و در ديگري تنها نقش سازماندهي راداشتم كه مي توانيد به فلم­هاي آنان مراجعه نماييد. آيا ميدانيد كه چه کسی مانع رفتن راهپيمايان دوم به­سوي سفارت ايران شده و حتا در سركوب شركت كنندگان، نقش محوري را داشته است؟ مسلماً اين فرد احمد ضيا مسعود معاون اول رييس جمهور بود. آيا مي­دانيد كه سردار موسوي به­عنوان سامان دهنده­ي سياست­هاي ايران در افغانستان در زمان سقوط حكومت طالبان در كابل حضور داشته و به­نفع­ نيروهاي شوراي نظاري كه وارد كابل شده بودند، طي تماس مخابراتي مانع ورود نيروي مسلح هزراگي كه تعدادشان 2 هزار نفر بودند، جلوگيري نمود؟ پس اگر مي­خواهيد عليه حاكميت ايران موضع­گيري درست و منطقي داشته باشيد، بهتر خواهد بود تا بر واقعيت­ها چشم­پوشي نكنيد و مسايل را به­تحريف نكشانيد.

در رابطه با كتاب­هايي كه از ايران مي­آيند نيز بايد توضيح داده شود كه، اولاً اين كتاب­ها هرگز از طرف دولت ايران فرستاده نمي­شوند بلكه توسط ناشرين خصوصي براي تجارت و عرضه به­تقاضاهاي داخلي خريداري مي­گردند. در رابطه با ماهيت كتاب­ها نيز بايد تذكر داده شود كه بيش از 70 درصد آن­ها ترجمه­ي نويسندگان غربي مي­باشند و كم­تر از 30 درصد باقي مانده هم يا متعلق به­نويسندگان كشور ما هستند و يا نقطه­نظرات جناح­هاي اصلاح­طلبي كه عمدتاً نقدي بر انديشه­ي حكام ايراني دارند، مي­باشند.

حادثه­ي كتاب­شويي نيمروز كه توسط تمامي نهادها، مجامع و محافل علمي و فرهنگي داخلي كشور محكوم گرديد و بدون استثنا همگان آن را فرهنگ­ستيزي قلمداد نمودند، تنها توسط جريان شما مورد تأييد و تأكيد قرار گرفته است كه بيان­گر انديشه و روي­كرد شما مي­باشد. مقابله با انديشه و فكر توسط نابود كردن كتاب، روشي طالبي و ضدفرهنگي مي­باشد و زماني كه چنین کارکردهای نادرستی مورد تأييد شما قرار مي­گيرد، خود بايد به­ماهيت­تان بيانديشيد.

از كتاب­هاي تفرقه افگنانه سخن گفتيد، درحالي­كه حتا يك كتاب در مورد ايجاد و نفاق مذهبي در ميان آن­ها وجود نداشت كه به­منظور بررسي این ادعا ( و شناخت دقیق­تر از محتوای كتاب­ها)، بهتر است خود به انتشارات عرفان در كابل رجوع نماييد. خوب، تفاوت ميان اهل پژوهش و مطالعه با شما در نحوه­ي استفاده از ارمغان­ها و دستاورد علمی ـ تکنولوژیک غرب، در تفاوت میان روش­های ما و شما نهفته است. ما مطالعه­ي كتاب­ها و انديشه­های غرب را توصیه می­کنیم، درحالی­که شما ترويج رقص و عریانی را در رأس برنامه­های­تان قرار داده­اید. البته اين به­معناي قضاوت كردن نمي­باشد، بلكه تنها بيان يك واقعيت است كه بهتر است دادخواهي را به­مردم وا­گذاريم.

به­هرحال، راهی که تلوزیون امروز می­پیماید، راهی نیست که سودی به حال­شان داشته باشد. این برخوردها هرگز هزاره­ها را تحقیر نخواهد نمود، چراکه هزاره اینک و با عبور از دوره­ی «فدا» و خون و آتش در کابل، رنگ و لعاب­های ساخته­ی دیگران را از خود تکانده و حرکت­های این­چنینی جز این­که همت و تلاشش را افزون نماید، بازتابی نخواهد داشت.

نویسنده : کاظم وحیدی نظرات : 28
  • ضیاء م ۱۳۸۹ دوشنبه ۱۱ اسد

    آقای رضایمک شما فکرو اندیشه ای بس قدیمی دارید و من بسیار متاسفم برای شما دوست عزیز و شما اصلا بلد نیستید نظر بدید واین از طرز نوشته هایتان معلوم است !(شما هنوز نمی دانید و نمی فهمید که همه چیز را نمی شوددر میدان جنگ حل کرد واین اندیشه ای بس قدیمی است (هر چند که تو نمی فهمی اینو نوشتم تا بفهمی ) راستی شما وامثال شما برای افغانستان یک معزل هستید (تمام)

  • روح الله ۱۳۸۹ يکشنبه ۱۰ اسد

    نجیب الله کابلی خر مرده گوو میگوید که من روز عاشورا را روی مردم هزاره بسته میکنم باید بگویم که عبدالرحمن خر متعصب که از تو خر تر بود نتوانست جلوی این کار را بگیرد . تو نجیب الله کابلی که عددی نیستی و باید بگویم که این نجیب الله مرده گو که دخترش در بوستان کابل در خدمت همه هست هیچ وقت نمی تواند همت بلند هزاره را خم کند
    در عصر امروز هزاره ها از رسانه ها گرفته تا دانشگاه های افغانستان پیشتاز هستند و نمره اول و در همه حالات در رده اول هستند آفرین بر تو هزاره که امروز واقع در پیشرفت هستی
    این مخالفت ها ی بیجا باعث میشود که زودتر پیشرفت کنی و سرمنزل مقصود برسی
    هزاره ها یعنی الگوی پیشرفت در افغانستان . روح الله نیکپا الگوی ورزش در افغانستان هارون یوسفی هزاره جوان در بی بی سی . شکیب همدرد الگوی هنرمند جوان در افغانستان . در رده فوتبال بهترین تیم ها و بهترین بازیکنان تیم ملی هزاره ها هستند .
    در عرصه رسانه در چشم سر میبینم که هیچ رسانه ای بدون حضور فعال هزاره پیشرفت کرده نمی تواند از مختار لشکری در لمر پشتون از یدالله یاسین در تلویزیون فردا گرفته تا مصطفی مهرزاد تلویزیون نگاه و حمید هزاره در تلویزون یک همه همه هزاره
    زنده باد هزار های در حال پیشرفت

  • حبیب الله مددی ۱۳۸۹ يکشنبه ۳ اسد

    ای هاد دوستان عزیز که هزاره دراین خاک بوده وهمیشه کوشش برادری با دیگراقوام افغانستان را داشته است اما ازاین اقوام چی بدست آورده است که بازهم رهبران ما گاهی به یک پهلو وگاهی به دیگرپهلو به طرف آنها رفته وانتخاب خوب وبهتری ندارند .انگلیسی را دربامیان ملاقات کردم او گفت حیف است که این مردم دراین گوشه اینقدر زحمت میکشد بخاطریکه اگرهمین زحمت را درجایی دیگر بکشد آنقدر این مردم قدرتمند خواهد شد که درتمامی امورات خو د درجه اول باشد ولی درین جا بدبختانه این همه استعداد قربانی تعصبات ومردم گیرائی ها میشود.
    هزاره های که درهر دیار زنده گی میکنید امید وآرزو خود را ازدست ندهید وهدف مندانه وبا زحمت هزاره گانه خود به طرف خوش بختی حرکت نمائید این روزها سر هزاره ها هزار هزار بار بار تکرار شده است آینده ازشما خواهد بود.
    بااحترام

  • توریالی رها ۱۳۸۹ يکشنبه ۳ اسد

    دوست خوبم که ویبسایت را درکنترول داری ! آیا کسی انسان دیگری نبود که شما نام یک هیولای وحشی ،بیسواد ،جاسوس جاسوس ازنوع یهودی نجیب الله کابلی به این حرف ها مردم را مصروف مسازید لااقل کسی که سواد داشته باشد نظر سنجی خوبست اما برای یک انسان بی حیا که تمام روز درمرده گاه خانه خود بستان کابل مصروف است ومعولاً هم انسان های شهوت ران و دور از اخلاق انسانی صفت اش میکنند

  • توریالی رها ۱۳۸۹ يکشنبه ۱۲ ثور

    دوستان خوبم سلام ! درباره کسی صحبت نمائید ارزش انرا داشته باشد نجیب الله کابلی نوکر واقعی اسرائیل است حیف در درباره اش صحبت داشته باشیم

  • Mahdi ۱۳۸۹ پنج شنبه ۱۹ حمل

    سلام به همه دوستان عزیز و بخصوص آقای داکتر وحیدی وجهم این است که امروز مردم هزازه ما به هیچ عنوان وقت شان را در کارهای مثال قومیت نفرت داشتن از دیگر قوم ومسئاه مذهب نمی گذراند چون آن یک عنوان معلوم است پس آنها به ضربه زدن حقیر کردن مردم هزارها در تلاش اند که هیچ وقت به یاری خداوند پاک کامیاب نیستند وهزاره هیچگاه از هزار کم نمی آورد و نخواهد آورد چون عزم شان همیشه راسخ است.

  • مهدی جاوید ۱۳۸۸ دوشنبه ۱۲ دلو

    از نوسنده مقاله(آقای وحیدی ) تشکر میکنم. مقالات تان جالب و خواندنی میباشند, چون تک تک هزاره ها میخواهند به واقعیت گذشته شان پی ببرند. چون هیچ قومی بدون داشتن گذشته آینده هم نخواهند داشت. واقعیت این است که باید تلاش کنیم مردم را بیدار نمایم تا به اشتباهات گذشته پی برده و نسبت به آینده محتاط باشیم تا دشمن را از دوست تفکیک نمایم.
    و میخواهم برای نظردهنده بنام ( هزاره) بگویم که تو دوست داری به شخصیت افراد توهین کنی یا اینکه شواهدی هم در دست داری؟؟؟ فکر میکنم شاید خودت هم نتوانی درک کنی که چه نویشتی . یا شاید خو دیده باشی.
    اگر تو واقعا هزاره بودی از نامی را که پدر و مادرت برت مانده ابا نمی ورزیدی. چون اسم واقعی ات از چیزی که نوشتی خجالت میکشد. اگر اصلاح نشی شاید یک روزی عذاب وجدان ببینی.

  • كنشكا ازره ۱۳۸۸ دوشنبه ۲۱ جدی

    با سلام به مسئولين سايت وزين و عالي جمهوري سكوت
    و با تشكر از داكتر صاحب وحيدي كه بسيار جالب نوشته اند
    من ضمن تاييد يادداشت هاي دوستان دلسوز مردم و قوم هزاره مي خواهم يك مطلب را از دكتر شريعتي بگويم :

    آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند، از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، می‌دوشندت، از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند، از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند؛ آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.»

    تمام هم و غم ديگران اين است كه نگذارند اين مردم واقعيت ها را درك كنند و آگاه از مسايل روز شوند امثال شما دوستان (داكتر وحيدي ) و ديگر نويسنده گان قوم هزاره باعث افتخار و مباحات ما هستيد

    زنده باشيد


    • جهل، نفع و ترس عوامل انحراف بشری

  • حق پرست ۱۳۸۸ پنج شنبه ۱۰ جدی

    اولا از وحیدی عزیز اظهار سپاس و قدر دانی میکنم.
    دوما خدمت کسی که اسم شریف هزاره را سر خودش مانده ، نظر را درج نظرات کرده است. عرض کنم که:
    دوست عزیز تو از کجا خبر داری که به این قاطعیت همه را به نحود وابسته به ایران قلم داد می کنی.
    از گپایت پیداست که تو هم چندان از پوست صاف و کفشت بدون ریگ نیست (نظری که خود اظهار کردی نمایانگر این است که شخص جناب عالی نیز یکی از مزدوران و شیادان هستید، به قول معروف دشمن هستی و در لباس دوست وارد شدی. از نظر دادنت پیدا است که خود نیز هزاره ستیز هستی و شخصیت های هزاره را اینگونه تحقیر میکنی). به جای نظر دادنای الکی و اتهام های بی مورد به خود بیا و هرچیز که ازدهنت بیرون آمد آن را ننویس.
    وگرنه گپای مفت بسیار است

  • فرید یاسا ۱۳۸۸ جمعه ۴ جدی

    درقدم اول سلام ودرود برمسولین محترم سایت زیبای جمهوری سکوت و سلام گرم و صمیمی خدمت دوست عزیز اقای وحیدی مقاله زیبای بود وازان لذت بردم متاسفانه این واقعیتای تلخ در جامعه ما یک چیزی عادی شده است اقای وحیدی عزیز تحلیلی قشنگی ازان نمودند ما باید از گذشته هوشیارتر باشیم به قول شریعتی شهید پیشوای شهید کار حسینی کردند و رفتن حال ما باید که کار زینبی کنیم واگر نه همگی یزیدی ( محسنی و احمدشاه مسعود ) خواهیم بود در این راستا تنها نوشتن درد را دوا نمی کند چون اگثریت جامعه ما از نعمت سواد محروم هستند ویا از ازامکانات برخوردارنیست جنگ امروز جنگ رسانه های سمعی و بصری هست ما باید دراین زمینه توجه بیش از حد داشته باشیم مدتی پیش درهمین سایت بحث درمورد راه اندازی یک کانال تلویزونی هزاره گی مطرح بود که همه مار امید وار کرده بود ولی نمی دانم که این طرح به کجا رسید . گذشته از ان دراین قسمت باید تاجران و سرمایه داران ماهم یک احساس مسولیت داشته باشد دوستان دربخش نظرات ارتباط نویسنده مقاله را با کشور اسرایل مطرح کرده بودند گرجند به راست و دروغ ان مه توجه ندارم ولی مه خودم به این باور هستم اگر دوستی ما مردم هزاره با اسرایل به نفع ما باشد و یا دوستی عده ای از افراد جامعه هزاره به نفع مردم ما باشد کاری بسیار نیک و عالی خواهد بود اسلام و مذهب درد ما را دوا نمی کند ما درقدم اول باید خود را تثبیت کنیم بعد به فکر دین و مذهب باشیم مه فکر می کنم یک سگ اسراییلی نسبت به این اخوندهای کثیف ایرانی و افغانی ما شرف دارد ما باید هوشیار شویم تا کی سگی مثل محسنی و دیگر کاسه لیسه های ایرانی برگرده ما سوار گردد دوستان بی نهایت عزیز تاجیک و مردم تاجیک به اندازی نیست که برای مردم ما خطری جدی به حساب بیاید به قول از چل چل سگ اب مردار نمی شود خطر بیرونی منظورم دولت منفور ایران دشمن بسیار خطرناک ما به حساب می اید که با استفاده از امکانات وسیع خود ودر قالب دین و مذهب و به صورت موزیانه کار می کند . درهر صورت وحید ی عزیز همیشه سبزو خرم باشد وجود ایشان و دوستان دیگر چون معلم عزیز رویش و اسد بودا و علی امیری ودیگر دوستان برای جامعه ما نعمتی بزرگی است

  • هزارستانی ۱۳۸۸ جمعه ۴ جدی

    من فکر می کنم جامعه ای ما به چنین نقد های ضرورت دارد

    اقای وحیدی از زحمت تان تشکر.

  • علی داد ۱۳۸۸ پنج شنبه ۳ جدی

    کاظم جان فکرت باشه تو هم کم کم هزاره ستیز هستی شکیب همدرد از استعداد و جرات که داشت ستاره شد وهمچنان او یک هزاره پاک وستره است تنها فرقش با تو در این ا ست که او دامنش از تو دراز تر است خدا کنه خفه نشده باشی گرگ جان در لباس گوسفند بقیه مقاله خوب بود

  • مهدی ۱۳۸۸ پنج شنبه ۳ جدی

    سلام
    به نظر م خیلی خوب می شد که مردم به جای اینکه بشینند و در مورد همدیگر بد و بیراه بگویند کلاه خود را محکم گرفته تا یک دست هم در زیر باسن خود نگه دارند.
    حیف این همه درس که به جای بچه های فقیر دیگر خواندید و نعمت درس را از آنها گرفتید.

    با تاسف از سواد بی سوادی شما.

  • عباس حبیبی ۱۳۸۸ پنج شنبه ۳ جدی

    به
    یلدا صمیم از هرات
    عرض کنم که:

    خوب است به شما بگویم که همیشه از روی آگاهی سخن گویید زیرا سخن از روی ناآگاهی گفتن چند ضرر دارد:

    1- نشانه فرومایگی و نافهمی صاحب نظر و سخن تلقی می شود.
    2- واقعیتی تحریف می گردد.
    3- مجموعه ای از مخاطبین را گمراه می سازد و منحرف شان می کند.
    4- حق آن مظلومی که درباره اش اظهار نظر شده است لگدمال می شود.

    خانواده شهید مزاری مانند یک مهاجر عادی در ایران زندگی می کنند و در خانه های محقرانه ی اجاره ای که به حاشیه شهر منتهی می شود سکونت دارند.

    مزاری اگر اختلاس می کرد و برای خانواده اش چیزی ذخیره می کرد کسانی بودند که تشنه تر از شما به فاش نمودن پرونده مزاری همت می کردند.

    شما را به آگاهی و انسانیت و اخلاق دعوت می کنم.

  • خودم ۱۳۸۸ پنج شنبه ۳ جدی

    جناب یلدا صمیم از هرات!

    واقعاً برایت متأسفم با این گونه نظر نوشتن.

    یعنی تو واقعاً نمی دانی خانواده محترم شهید مزاری یعنی تنها دختری که از ایشان به جای مانده کجاست؟

    من فکر می کردم می دانی .

    بیا که نشانت بدهم.

  • یلدا صمیم از هرات ۱۳۸۸ پنج شنبه ۳ جدی

    نگارنده عزیز؛ تحلیل خود را نگاشتید!
    اما تا بأسف که بازی با کلمات بیش از حد داشته و همیشه یک جهت را دیده اید، اگر یک پرسش ساده ی داشته باشم اینکه فعالاً بقایایی خانواده عبدالعلی مزاری در کجا تشریف دارند؟ شاید خودت کمی تکان بخوری و بخود بیایی.
    خوب در قسمت تلویزون امروز باید گفت، حیف است وقت گرانبهای خود را صرف برنامه های مضخرف و ضد اسلامی آن نمائیم. از آن گله باید نداشته باشیم چون خود صهونیستی است و تمویل کننده اصلی آن کشور اسرائیل است.

  • Hafiz ۱۳۸۸ پنج شنبه ۳ جدی

    As a Hazara, living in North America, I clearly see our struggle to exist in Afghanistan is very, in many terms, similar to history of Blacks in North America. In present day the Media in the west, as I believe, has the same power and driving force as religion does in the East. Since religion and the church have lost their grips on controlling mass public opinion, media took over and did a great job towards promoting or demoting ideologies, policies, opinions, products etc. Sure media is a powerful tool, but it also has its own limitations as to how much they can fabricate the truth. A white man can no longer lynch a black man on a tree without any crime, but he sure is trying to profile him (black) as gangsters, thieves, drug dealer etc in the mainstream media. Blacks took a very long and tiring journey to freedom, so controlled-media can not destroy his identity and his existence as he stands strong. Today a black man walking on the streets of New York or Harlem is a proud colored man, before he is a Muslim, or a Christian or a shoe polisher or a CEO of a firm. Nationalism is the only movement in establishing identity and this struggle does not come cheap. As for me, I prefer to indentify myself a Hazara first, before I declare myself a Shia or Sunni or Ismaeli. What good is my ideology or religion when I don’t exist, even though I exist? Religion to me is a personal choice to try to understand who truly Allah (God) is, and what is his divine law and how it effects my daily life. I have yet to see a Sunni Hazara being better off than a Shia Hazara, so our right to exist is far more important than anything else today, and our enemy will do anything in his power to jeopardize that. Their opposition can only make us stronger as one. That day is not far beyond reach, for our enemy changes his tactic from a direct into indirect attack. Being it out of fear or respect, they sure is getting the message that we can no longer tolerate the injustice.
    Long Live Hazaras

  • کاظم وحیدی ۱۳۸۸ چهارشنبه ۲ جدی

    دوست عزیزم هزاره
    از این که نقدی نوشتی بسیار خوشحالم. وقتی در مورد نوشته ای مخالفت و یا موافقتی صورت می گیرد در واقع به معنای انست که اهمیتی دارد که درباره اش نظری داده شود. باید از ان ترسید که خوانندگان بی توجه از کنارش بگذرند. اما در مورد این که به من توصیه می کنید تا در مورد جاسوس بودن این و آن بنویسم (البته به شکل مطرح نمودن سوالی مانند « کسانی که امروز به عنوان رهبر شما هزاره ها هستند مگر وابسته به ایران نیستند؟») باید تذکر دهم که اگر متوجه شده باشید نوشته ام به مواضع تلوزیون امروز مرتبط بود و این که ان ها با عنوان کردن ضدیت با ایران در واقع اعمال نوعی هزاره ستیزی هستند. بنابراین وقتی موضوعی مورد بررسی قرار گرفت هرگز به معنی تأیید و رد این و آن نمی باشد و به تعبیر اخوندی نفی چیزی به معنی تأیید ماعدی نیست. البته این روش دوست ما هم درست و منطقی به نظر نمی رسد که بدون هیچگونه دلیل و نشانه و شناختی به وارد نمودن این اتهام بپردازد که رهبر فلان حزب رهبر ما باشد. بهتر است کمی منطقی باشیم و تحلیل های ما مبتنی بر بعضی واقعیت ها باشد. اگر بخواهیم با فحاشی به این و آن و یا متهم نمودن هرکس بدون دلیل کارمان را پیش ببریم، فکر می کنم به جای چپ، از راست سر درخواهیم آورد. سعی کنیم با مدرک، متمرکز و مشخص صحبت کنیم نه جوغول کاری.

  • اسد هزاره ۱۳۸۸ چهارشنبه ۲ جدی

    ما با مشکل تایپی مواجه نشدیم. ممکن است بعضی از نمونه های آن اشاره کنید تا ما هم بفهمیم. نوشته خوبی بود و مشکلی هم ندیدم. آدم باید انتقادات را با ذکر نمونه بگوید.

  • ahmadi ۱۳۸۸ چهارشنبه ۲ جدی

    برادر محترم نویسنده با استعداد!
    لطفا قبل از انتشار مطلبتان از بابت اشتباه تایپی متن خودتان را چک کنید. سر درد گرفتم تا متن شما را خواندم

  • حسین ۱۳۸۸ سه شنبه ۱ جدی

    بسیار عالی بود آقای وحیدی
    وقتی مطلب شما را در مورد عاشورا خواندم بسیار استفاده کردم و امیدوار بودم این طور نوشته ها ادامه یابد که با این نوشته این طور شد.
    وقتی دیدم نوشته شما با استفاده از مطالب علمی مسائل روز مردم ما را بسیار روشن بیان می کند، بدون اینکه به آن رنگ و لعاب روشنفکری زده شده باشد و غرب زدگی محض در آن نمایان باشد بسیار خوشحال شدم. مردم ما به این نوشته ها بسیار احتیاج دارند.
    به امید دیدن مطالب بعدی تان

  • رضايمك ۱۳۸۸ سه شنبه ۱ جدی

    هزاره - لالاي گلم!
    اين نوشته يك تحليل بود.هرچند به زعم شما يك جانبه.گپ هاي تو چيست؟
    شر و ور نگوي.
    گپ داري - بهترست بگويم كرده گپ زدن داري گد شو در ميدان.
    بچه جان برو خاك بازيته بكن.

  • محمدکبیر تابش ۱۳۸۸ سه شنبه ۱ جدی

    تشکراز وبلاگ زیبایتان

    نظر دوستانرا در باره مقاله"هزاره ها؛ ناکامی در سهم گیری قدرت سیاسی" خواهانم.
    بروز هستم تشریف بیاورید.

  • نظری ۱۳۸۸ سه شنبه ۱ جدی

    درود بر داکتر صاحب . وحیدی مقاله بسیار جالب است. قلم تان سبز باد..........................

  • علی اکبر شریفی(رهگذر) ۱۳۸۸ سه شنبه ۱ جدی

    به نام او که به قلم و آنچه که می نویسد سوگند یاد کرد.

    نویسنده پرتلاش، متعهد، دقیق، آگاه و بی پروا جناب آقای کاظم وحیدی سلام بر شما!

    واقعا مقاله تان را دقیقا تا آخر خواندم و بسیار لذت بردم. تمامی کلمات، جملات، عبارات و تعبیرات و مستندات تان دقیق دقیق و عمیق عمیق بود.

    واقعیت افغانستان مسئله قومی افغانستان است. نیرو های زیادی هستند که با نام مذهب می خواهند این مردم را متلاشی کنند و سرمایه های معنوی و مادی آنان را به تاراج ببرند.

    مقاله تان خارج از توصیف نارسای این حقیر است. امید که همه نویسندگان ما به این مسئله توجه کافی داشته باشند و در آگاهی بخشی مردم سهم بگیرند.

    عناصر و عوامل هزاره ستیزی اعم از داخلی و خارجی بیش از شماره است.

    ولی همه سرانجام شکست خواهند خورد.

    خواندن این مقاله به همه عزیزان سفارش می شود.


  • ضیا ۱۳۸۸ سه شنبه ۱ جدی

    تشکر آقای وحیدی ازتحلیل واقعبینانه تان!
    این یک واقعیت تلخ است که تلویزیون امروزبه بهانه ایران ستیزی که یک مدشده با اتکا به مذهب مشترک درواقعیت به توهین وبدنام ساختن هزاره ها میپردازد. بااین کارمیخواهد حرکت تروریستی تحت الحمایه ایران را درلبنان وفلسطین دروجود هزاره ها تمثیل کند وبه این صورت ازهزاره ها غولی بسازد تا باعث دوری جامعه جهانی ازهزاره ها شود. یکتعداد سادات ومحسنی به عنوان رابطین با استفاده ازاهرم مذهب این تمثیل راخوب نمایش میدهد.یادم هست که برای باراول استفاده ازتمثیل های مغرضانه وهزاره ستیزدراولین شب سقوط طالبان تحت عنوان"هزاره های شیعی تحت حمایه حکومت ایران"توسط ظاهرطنین ازاستدیوی بی بی سی نشخوار می شد وبه خورد رسانه ها داده می شد.
    تلویزیون طلوع پروسه فلترکاری شان ازوجود هزاره خاتمه یافته ا ست تنها سخی نه به عنوان ممثل هنرمند بلکه به عنوان یک دلقک که گاهی القاب ونام های بسیارمنفی رابا خودبه یدک می کشد.روزشماری میکند.

  • میروس ۱۳۸۸ سه شنبه ۱ جدی

    سرگذشت مختصری نجیب الله کابلی (قوماندان سرکوتل خیر خانه قوماندان شورای نظار)از یک محصل افغان :
    نجیب الله کابلی مشهور به نام نجیب الله دیوانه آدم ساده ،بیسواد ودرعین حال شهرت طلب. شخصیت مرموزوعلاقه مند به پارتی وعیاشی مخصوصا"بچه بازی درصحبت کردن همیشه زبانش لنک میزند. درحدی که کسانیکه درمقابل شان ایستاده گپ هایش را میشنود همه غرق درخنده میشود.ولی خودش اصلا" به رویش نماورد. نجیب الله دیوانه که درزمان رژیم کمونیستی درخاد آن زمان مصرف وظیفه بود به درجه لملی بیردمنی.ازامنیت دولتی بدلیلی نامعلوم اخراج گردد.دیوانه دیروز! وکیل امروز !عقده ای شده دران زمان به دلیلی داشتن ارتباطات قومی به شورای نظار پیوست.فضائی تاریکی درجبهه های آن زمان وجود داشت گرفتن وکشتن چوروچپال یک چیز رایج بود.بلاخیره ازان فضائی تاریک صاحب ارگاه وبرگاه شده براساس علاقه خاص به پارتی ها ی شبانه داشت...با آمدن طالبان جای برایش نماند چند صبای به دره ای پرپیچ خم شمالی رفت دید که درآمد کوتل را ندارد! به ناچار به کشور همسایه غربی ایران رفت .درایران با ژیست یک قوماندان با سپا پاسداران ایران درتماس شده برعلیه طالب وطالبان گزارش های داغ داغ میدادهمیشه با ایرانی ها مسئله زبان را مطرح میساخت .ایرانی های که همیشه درصدد این طور آدم هادر آسمان می گشت به صورت باورنگردنی درزمین یافت .علاقه مند همکاری باایشان شد. نجیب الله دیوانه با شخصی با نام موسوی درقرارگاه قدس ایران که کار وفعالیت اش مربوط به افغانستان است معرفی شد .تا همیشه از موسوی هدایت بیگرد!وکاهای خودش راهم برای ایشان گزارش دهند! نجیب الله کابلی امروزه برای مدتی یک سال وهفت ماه برای سپا پاسداران ایران، قرارگاه مرکزی قدس با جناب آقای موسوی مزدوری یا به قول خودش وظیف انجام داد.چطور ؟ دربدل سهمیه هر ماه دونفر نامه تردد برای افغانی های مقیم ایران ازقرارگاه قدس سپا پاسداران ایران دریافت میگرد .وهمچنان هر بار که به داخل افغانستلن رفت وآمد مبلغ دونیم میلیون تومان درابتدا سال 1373 اخذمیگرد . بعدا" تا شش میلیون هم درسال 1374 رسید.تا اینکه رئیس جمهور آن وقت افغانستان جناب آقای پروفیسوربرهاالدین ربانی به کشور ایران میایند تاکمک های جدید تر دریافت کند.درهمین زمان با چند نفر دیگر مثل آقای نذیری والی سابق کاپیسا ،نجیب الله کابلی وحاجی غیاث وسایرهمکاران شان هم صحبت شدن واز عدم همکاری ایرانها به پروفیسوربرهاالدین ربانی شکایت کردند وهمچنین از پروفیسوربرهاالدین ربانی میخواسنتد تابه ایرانی ها بگویند که مصرف اینها را تا ماهیانه به سی وچهار میلیون تومان برساند وموسوی نماینده قدس ایران با پروفیسوربرهاالدین ربانی صحبت نموده قانع میسازد این ها یعنی نجیب کابلی پول ها رادزدی نموده اصلا"گزارش دقیق نمیآورد.درنهایت جناب پروفیسوربرهاالدین ربانی با تشویق های زیاد وعده های کلان این گروپ رابا خود درکابل آورده.دریک زمینه سازی 400 جریب زمین کوتل خیرخانه را برای این گروپ جاسوس ودزد ازایران برگشته داد.این نجیب الله دیوانه با فروش این زمین ها یک دفعه ای پیسه دارشد.ازاین پیسه یک بار به حج رفت تا این دزد ،جاسوس وقوماندان چپاول گرشورای نظار حاجی نجیب الله کابلی شد! کم کم باغ وبوستان ساخت وتلویزیون را درابتدا ایرانی ها برایش وعده داده بود بعدا" منصرف شد.دلیلی که نجیب الله کابلی عقده ای شده نسبت به ایرانها هم همین است.برای خوشگزرانی خود ورفقا شان که درحدود 40 تا 50 نفر است وهر کدام شان را یک حزب خطاب میکند درکل خودش را رئیس جبهه مشارکت ملی میخواند. همیشه غرق درمستی ونیشه است ومثال معروف ما افغان ها است که دیوانه بگریز که مست آمد !دیوانه دیروز !مست امروزشده!!!
    من خودم مدتی پنج سال درایران بودم .چندان دلی خوش از ایران ندارم که با هموطنانم درست برخوردنداشت من سخت ناراضی بیذارم ولی این یک واقعیت است کهدرمورد نجبی الله کابل میگویم من وظیفه خود دانستم برای مردم شریف افغانستان بنویسم .چون محصیل بودم گا گاهی به دفتر جمعیت در نارمک تهران که میرفتم نجیب الله کابلی را میدیدم وهمه درمورد ایشان صحبت های زیاد میکرد .که با سازمان اطلاعات ایران نزدیکی خاص دارد! اگر کدام مشکل داشتید !می تواند نجیب حل کند! از این قبیل گپ ها زیاد بود.
    میرویس

  • هزاره ۱۳۸۸ سه شنبه ۱ جدی

    جناب وحیدی
    ایا شما در باره تلویزیون امروز نوشتید یا سیاست های ایران؟ من به عنوان یک هزاره مخالف ایران به شما می گویم که تحلیل شما بسیار یک سویه نگرانه بود. شکی نیست که جریان محسنی و جبهه ملی و سادات وابسته به ایران هستند ولی کسانی که امروز به عنوان رهبران شما هزاره ها هستند مگر وابسته به ایران نیستند؟ هستند. همان سردار موسوی تلویزیون خلیلی را هم کنترل می کرد و می کند. مگر خلیلی عضو سپاه و اطلاعات نبود و نیست؟ مگر محقق با ایران نیست؟ مگر وزرای جدید المعرفی و قدیمی مانند عبد اللهی جاسوس علنی اطلاعات ایران نیست؟ مگر دانش به تمام شبکه های ایرانی فعال در افغانستان اطلاعات نمی دهد؟ هزاره گرایی این نیست که فقط دیگران را بکوبید. بگونه ای نوشته کنید که اسیبی به استدلال تان نخورد.

  • نظر خود را برای ما ارسال نمائید...

    • نام:
    • ایمیل:
    • وب سايت / وبلاگ:
    • نظر:
  • ارسال به دوستان

    • نام شما:
    • ایمیل شما:
    • ایمیل(های) دوستان شما:
      ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
    • متن نامه: