۱۳۸۸ دوشنبه ۳ حوت
اسپنتا و برباد دادن حیثیت دیپلوماتیک افغانستان

اسپنتا و برباد دادن حیثیت دیپلوماتیک افغانستان

اسپنتا در يك اقدام شتاب‌زده و فرايند پيچيده، پرابهام و مشكوك، سخی غیرت هراتی را ریس انستیتوت دیپلوماسی ونعیم پویش هراتی را مدیر کادر و پرسونل منصوب کرد.كارشناسان و حقوق دانان از همان آغاز،این اقدام اسپنتا را مورد نقد قرار دادند و اين تصميم سياسي را از لحاظ قانوني، غير قابل قبول خواندند.

 

جامعه افغانستان كه تازه در مسير انکشاف و نوسازي قدم مي‌گذارد و مي‌رود تا عقلانيت را ارام و اهسته در ساختار سياسي و اجتماعي خود نهادينه سازد، و نوعي اقتدار عقلاني را دست كم براي نسل اینده خود به ارمغان آورد، چهار سال وزیر خارجه ای را در پيش چشم خود نظاره کردند كه رهاورد آن، جز يأس و نااميدي چيز ديگري نبود.تحقیر و توهین به اعتبار و جایگاه افغانستان در مناسبات بین المللی در این مدت یگانه ارمغان دستگاه زیر امر اسپنتا در صحنه بین المللی بود.این در حالی بود که اسپنتا در این مدت مشغول تصفیه و برکناری جوانان منتقد ضعف ها و کاستی های وی از وزارت خارجه بود. وزارت خارجه در طی سه سال سکانداری تحمیلی اسپنتا بر مسند قدرت؛ به مثابه يك جبهه سياسي جديد با سطح دانش بسيار پايين و اغراض خاص كه در موارد متعدد، ناقض منافع ملي بود، ظهور نمود. وزارت خارجه به جاي اين كه پيشگام تولید دانش دیپلوماسی در عرصه‌هاي نوسازي و اقتدار عقلاني جامعه باشد، مغاير با فلسفه وجودي خود، به پايگاه سياسي برای اسپنتا و تيم وي برای انتقام گیری از مخالفین  و منتقدان سیاست های غلط اسپنتا تبديل شد. در واقع افراد مشخصي در مدیریت ها وریاست های مهمی چون ریاست مطالعات استراتژیک وزارتخارجه، مدیریت کادر و پرسونل، مدیریت اطلاعات و نشرات وانستیتوت دیپلوماسی و... جابجا شدند و بدین ترتیب وزارت خارجه را به عنوان سنگر سياسي خود برای سرکوب نسل جوان منتقد و روشنفکر اختيار نمودند.

در راستاي همين اهداف بود كه افرادی خاص بدون ختم سه سال ماموریت در داخل وزارت؛ به عنوان دیپلومات به نمایندگی های کلیدی افغانستان گماشته شدند. هم چنین اسپنتا در يك اقدام شتاب‌زده و فرايند پيچيده، پرابهام و مشكوك، سخی غیرت هراتی را ریس انستیتوت دیپلوماسی ونعیم پویش هراتی را مدیر کادر و پرسونل منصوب کرد.كارشناسان و حقوق دانان از همان آغاز،این اقدام اسپنتا را  مورد نقد قرار دادند و اين تصميم سياسي را از لحاظ قانوني، غير قابل قبول خواندند. زیرا ریاست انستیتوت دیپلوماسی را باید یک متخصص امور سیاسی و بین المللی به عهده داشته باشد. هم چنین مدیریت کادر و پرسونل باید در دست کسی باشد که دارای تجربه و دانش کافی باشد نه جوان بی سواد و بی تجربه و نژادگرای که تنها امتیازش هراتی بودن است. خنده اور تر از همه این است که اسپنتا طرح ایجاد تغییر و اصلاحات در وزارت خارجه را نیز به همین نعیم پویش سپرده بود واز این بابت حتا اگر اسپنتا به محکمه کشیده شود به عنوان خاین به منافع ملی باز هم جبران این بی تدبیری وی را نمی کند.  نعیم پویش حتا در سواد معمولی مشکل دارد چه رسد به ایجاد اصلاحات در وزارت خارجه؛ اسپنتا به دلیل چنین عملکرد های خام و مغرضانه اش حیثیت دیپلوماتیک افغانستان را به بازی گرفت و از این نظر ضربه بزرگ به اعتبار دیپلوماتیک افغانستان وارد ساخت.

نکته دیگر در تقرر دختران مقبول و علاقه این وزیر به طبقه اناث است که این روز ها بر سر زبان ها افتاده است. اسپنتا چند نفر از این دختران بی تجربه وبی دانش را در بالا ترین موقعیت ها در سفارت خانه ها مقرر نمود که صلاح نیست نام ان ها برده شود ؛ هم چنین نسبت اختلاس به وی که در هفته های اخیر در سایت های مختلف انتشار یافته و معاون سارنوالی نام اسپنتا را در راس لیست قرار داده است؛ همگی موید این نکته است که اسپنتا باید تحت تعقیب عدلی قرار گیرد؛ این کار های وی و تقرر افراد کم دانش به موقعیت های کلان به خاطر مدح و ثناگویی اسپنتا؛ خیانت اشکار  به اعتبار دیپلوماتیک کشور و سیاست خارجی افغانستان است که در شرایط کنونی نیاز مند انسان های با دانش و اگاه به مسایل بین الدولی می باشد. دستگاه سیاست خارجی افغانستان، مکانی برای تملق و  موزیم فیشن و نمایشگاه مد نیست بلکه عرصه ای است که اندیشه و تدبر و خبرگی و تخصص حرف نخست را می زند. اما اسپنتا در برابر این خیانت ها چه پاسخی دارد؟

تقرر خانم منیژه باختری تنها پس از چند ماه کار در وزارت خارجه با کدام معیار صورت گرفته است؟

محمد محق به کدام پرانسیف بعد از یک سال به مصر دیپلومات مقرر شده است؟

این در حالی است که بهترین جوانان اهل دانش و متعهد هزاره به بهانه های واهی از وزارت خارجه بر کنار می شود؟

به این ترتیب جامعه روشنفکری افغانستان از وزیر خارجه جدید می خواهد برای صیانت از منافع ملی و ارتقای جایگاه افغانستان در سطح بین المللی سیاست شایسته سالاری را در تقرر افراد در پیش بگیرد  تا اعتماد از دست رفته شهروندان به  وزارت خارجه  و دولت را باز گرداند.

فراموش نکنیم که در دوره قبل از اسپنتا ، افغانستان توانسته بود اقناع جامعه بین المللی را خوب فراهم اورد اما امروزه در اثر سیاست خارجی ناکام و بی کفایتی اسپنتا افغانستان در تنش با جامعه بین المللی به سر می برد. هم چنین مداخلات همسایه ها در دوره  نخست پسا طالبان به حد اقل رسیده بود لیکن اکنون به اوجش رسیده و هر روز شاهد قوت گرفتن طالبان هستیم. دستگاه دیپلوماسی افغانستان در دوره اسپنتا از تحرک باز ماند وقناعت جامعه بین المللی را در اوردن فشار بالای پاکستان جلب نتوانست به همین دلیل طالبان رشد کرد.

روابط با ایران نیز به شدت اسیب دید و ایرانی ها همکاری چندان از خود نشان ندادند چرا که اسپنتا زمانی که به دلیل کارکرد ضعیف خود از سوی نمایندگان ملت سلب اعتماد شد ، ایران را به دست داشتن و دخالت در استیضاح خود متهم نمود. ایالات متحده امریکا نیز بار ها دولت افغانستان را به بی کفایتی متهم نموده است. وتنش در روابط ایران و امریکا بر سیاست خارجی افغانستان سایه افکنده و افغا نستان نتوانسته توازن را در همکاری با هردو جانب ایران و امریکا بر قرار کند. در حالی که در دوره قبل از او وزارت خارجه با تدبیر افغانستان را از تنش های این دو کشور دور نگهداشته بود و روابط منطقی را با هردو طرف حفظ کرده بود.

اینک ملت افغانستان و شخص اقای کرزی تاوان بی کفایتی وزیر خارجه ای را می پردازد که افغانستان را در سطح دنیا به بد نامی اشتهار نموده و عناوین دولت مواد مخدر و دولت فاسد را برای مردم کمایی نموده است. در حالی که بخشی از این فساد و ناکامی ها به خود کشور های دخیل در قضیه افغانستان بر می گردد. اما وزارت خارجه در این زمینه کاملا منفعل عمل کرده است.

اسپنتا ؛ در سیاست کدری خود ان قدر فاشیستی عمل کرده که به هیچ وجه شایسته بخشش نیست .

جامعه روشنفکری افغانستان امید وار است که با قرار گرفتن وزیر خارجه نو بر مسند وزارت خارجه بار دیگر اعتبار از دست رفته کشور در سطح بین المللی اعاده شود و شهروندان، وزارت خارجه را نماینده رسمی خود قلمداد کند.

نویسنده : آرش هروی نظرات : 30
  • سحر ۱۳۸۹ سه شنبه ۸ سرطان

    من یک دختر هزاره هستم و به این آدمی که خودش را هزاره گای نامیده است و این همه چرت و پرت نوشته است می خواهم بگویم که واقعا متاسفم که کثافت کاری های دخترها و پسرهای هراتی را در ایران از یاد برده ای و فقط انگشت اشاره به سمت دختران هزاره بلند کرده ای. من متاسفم که شما _ البته لیاقت شما را نداری_ تو این قدر سطح پایین و بی شعور هستی که حتی آداب نویسندگی در اینترنت را هم بلند کرده ای.
    البته از تو عجیب هم نیست چون اولا سطح فرهنگت تا این حد پایین است چون حتما کل عمرت رو داخل این کشور لعنتی سپری کرده ای و بیشتر از این نیز نمی توان ازت انتظار داشت و دوم این که معلوم می شود که با ادبیاتی که در نوشتن به کار برده ای ، چه خانواده ای داری و در دامان چه مادر و پدری بزرگ شده ای و چه خواهر و برادری می توانی داشته باشی .
    به هر حال سالی که نکوست از بهارش پیداست.

  • سحر ۱۳۸۹ سه شنبه ۸ سرطان

    من یک دختر هزاره هستم و به این آدمی که خودش را هزاره گای نامیده است و این همه چرت و پرت نوشته است می خواهم بگویم که واقعا متاسفم که کثافت کاری های دخترها و پسرهای هراتی را در ایران از یاد برده ای و فقط انگشت اشاره به سمت دختران هزاره بلند کرده ای. من متاسفم که شما _ البته لیاقت شما را نداری_ تو این قدر سطح پایین و بی شعور هستی که حتی آداب نویسندگی در اینترنت را هم بلند کرده ای.
    البته از تو عجیب هم نیست چون اولا سطح فرهنگت تا این حد پایین است چون حتما کل عمرت رو داخل این کشور لعنتی سپری کرده ای و بیشتر از این نیز نمی توان ازت انتظار داشت و دوم این که معلوم می شود که با ادبیاتی که در نوشتن به کار برده ای ، چه خانواده ای داری و در دامان چه مادر و پدری بزرگ شده ای و چه خواهر و برادری می توانی داشته باشی .
    به هر حال سالی که نکوست از بهارش پیداست.

  • هزاره گای ۱۳۸۹ پنج شنبه ۲۰ جوزا

    این آقای آرش هروی که همان نظری کثیف است بر دختران و زنانی که در وزارت خارجه کار میکند تهمت میکند اما نمیداند که در کوس دادن و کون دادن زنان و دختران هزاره که از ایران آمده اند سرآمد استند و به گفته خودشان همه اوپن استند. حتی دختران چهارده ساله شان. حالا هزاره آمده بر دختران پاکدامن و عفیف تاجیک و پشتون تهمت می کند.

  • م ف ۱۳۸۹ جمعه ۲۷ حمل

    با عرض سلام خدمت شما و تمام بازدیدکنندگان این سایت:
    این نظریات شما تقریبا 99% در مورد هراتی ها بی اساس است ، و شما با این حسادتی که نسبت به مردم هرات دارید هیچ گاه بدون از انتقاد فرصت دیگری را بدست نخواهد آورد تا عمل کنید.

  • زابلی ۱۳۸۸ شنبه ۱۵ حوت

    الچق والانصاف سپنتا یک آدم ضعیف النفسی است هرطرف گرنگ باشدمانندماش میلولدشاهدمدعای من اینست که زمانی آقای سپنتاخودراهم سنگرشهیدعدالت خواه (طاهربدخشی کسی که برای اولین بارطرح مسئله رانمود),میدانست تااینکه پیشنهادمداری کلان(کرزی)برایش از راه رسیدبه یک بارهگی دل ودین راباخت وفاحشه سیاسی شد.

  • اسد ۱۳۸۸ شنبه ۸ حوت

    سلام دوستان
    دوست عزیز اقای ارش هروی مقاله شما جالب است ، من فکر میکنم که شاید شما مشکل شخصی با اقای سپنتا دارید جرا که از نوشته ی شما پیداست و چیزی دیگری که بنظر من کمی گنگ است اینست که . ایا نقد و بررسی حدود دارد یا نی ؟ چرا که دراین مقاله خیلی کسانی دیگر هم هستند که مورد نقد شما قرار گرفته است، مثلا : دوختران وزنان زیبا که همه ایشان باشخصیت با دانش هستند و مورد نقد شما قرارگرفته است در بخش زنان استاد منیژه باختری از چهره های شناخته شده و سر شناس افغنستان است که در قسمت مقرری ایشان شما سپنتا را زیر سوال قرار دادید.
    امید که قضایا را منصفانه بررسی نمایید.

  • علی غزنوی ۱۳۸۸ پنج شنبه ۶ حوت

    سلام به همه دوستان

    متاسفم دوستان واقعا وقتی به نظرات مراجعه کنی افتضاح است. درست همانند بگو بگوی دو تا زن می ماند که وقتی شروع کردند هرچه که دارند برباد می دهند. خوب ازادی بیان در یک صفحه مجازی و انهم در صورتی که با قانون اساس کشور مغایرت نداشته باشد, حق هر فرد است تا بنویسد و نقد کند. ولی چیزیکه که واقعا مایه تاثر و تاسف است اینه که ما وارث فردی دیگری می شویم و به بحمایت از ایشان و یا در مقابل ایشان تیشه می ورداریم.

    خوب هرکه نویسنده است و به هر لحاظی نخواسته نام خودش را بنویسد اگر موافقی با ایشان حمایت کن و اگر نیستی دلایل خویش را بنویس چه نیاز داری که همه کارهای میان خودی گذشته ات را افشا می کنی. خوب اگر مرد انتقاد بودی در همان زمان باید اقدام می کردی. حال بعد از مرگ سهراب چه می خواهین عزیز جان. اسپنتا دگر در پست وزارت خارجه کار نمی کند و اگر از ایشان مقرری توقع دارین که اشتباه است. خوب اگر منظور امتیاز از ایشان در حال حاضر است خوب بهتر است در گام نخست دیپلوماسی را بکار ببرین.

    درست قصه دوستان به همان مادر بیچاره خواستگار می ماند که روزها می رفت در خانه دوست پسرش مهمان می شد و نان روغنی به قول هزاره گی تیکی می برد. خوب بعد از بارها حوصله اش سر رفت و با عقده گفت خوب تا کی ! بری مه مالوم کنین که دختر می تین یا نه! اعضای فامیل همه شوک زده شدند چون اولین بار حرف خواستگاری را می شنیدند حال انکه مادر پیر بیچاره از امدن و رفتن مرموز خسته بود.

    اگر هرچه می خواهین با من بیچاره ای که چیزی از دستم نمی اید و تنها می توان شریک احساس تان باشم که تعریف مدرن از عقده خالی کردن است و در گذشته همه ای کار را بنام عزاداری امام حسین و گریه کردن به نام وی و در اصل خالی کردن عقده دل می کردیم , معنی ندارد عزیز جان.

    هوشیار باشید که مدح و مذمت اسپنتا برای امتیاز گیری از وزیر کنونی نیز کار بجایی نمی رساند. و نیاز است که در گام نخست خواستهای مشخص و تعریف داشته باشید و الا در اخر بعد از پایان ماموریت اش دیگر داد و بیداد سودی ندارد.

    از دیگران بیاموزیم که شعار را ملی می دهند و کار را ولایتی و زیی می کنند.

  • آهنگر ۱۳۸۸ پنج شنبه ۶ حوت

    آقای رحیمی،
    خلیلی و محقق هم ادعا دارند حق هزاره ها را از کرزی مطالبه می کنند. نظری دقیقا همین کار را کرد. (بهتر است از خیر جزییات بگذریم)
    متاسفم دوستانی که از ایران برمی گردند، گمان می کنند شاخ شمشاد اند و بالاتر از همه چیز و همه کس. نظری هم همین طور بود، هر وقت می خواست می آمد و هر وقت می خواست دفتر را ترک می کرد. این جوان باسواد و روشنفکر به هیچ مقرراتی پابند نبود، حتا ظاهر را هم نگه نمی داشت.
    اگر ما از قانونیت دم می زنیم، با این گونه افراد بی مسوولیت باید همین گونه برخورد شود. دفتر کار مسجد نیست که آدم هر وقت خواست بیاید و هر وقت خواست برود.
    آقای رحیمی اگر شما همان رحیمی وزارت خارجه هستید بهتر است حق دارید این حرف ها را بزنید. مثل است که "آب که از سر پرید، چه یک نیزه چه صد نیزه".

  • الیاس ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    سلام همه اشتباه می کنیم؛ سپنتا چون کلان تر است بیشتر سزاوار ملامت؛ مرادیان چون همکار و مشاور اوست میتوانست از منازعات نظری و سپنتا پیشگیری کند نظری هم باید با مدارا و گذشت رفتار می کرد که نکرد. اما صاحب مقاله را من می شناسم که از هرات است البته هزاره است پس دوستان بیهوده نسبت دروغ به کسی ندهد. از نظر مه سپنتا و مرادیان و نظری هرسه ملامت اند که مشکلات خود را با گفت و گو حل نمی کنند در حالی که هرسه استاد دانشگاه و کارشناس و صاحب نظر سیاسی اند. تازه مه تا حال فکر می کردم که این سه موجود از حود راضی با هم رفیق و دوست هستند چرا که بارها سپنتا از نظری تعریف میکرد و مرادیان و نظری در چندین برنامه تلویزیونی کنارهم بودند و دیدگاه مشترک داشتند. به نظرم مشکل این است که هواداران عالی جنابان اب را بسیار گل الود ساخته اند و سه روشنغکر با سواد را به جان هم انداخته اند. سپنتا را هراتی ها برباد داد و مشوره های ابلهانه مرادیان و بی اعتنایی به حقوق هزاره ها؛ نظری می توانست به عنوان یک هزاره پرکار جوان وتحصیل کرده بازوی توانا برای سپنتا باشد ولی سپنتا این ظرفیت را نداشت. همکاران نظری نیز ادم های بد طینت اند و من نام نمی برم و همین ها در تیرگی روابط وی با سپنتا نقش داشت و جندین مفاله برضد سپنتا نوشتند. اما سپنتای احساساتی انتقام مفالات را از همکار حود نظری گرفت که کار غلط بود. شکایت سپنتا کاملا بی مورد بود چرا که هیچ نوع تهدیدی از ظرف نظری متوجه سپنتا نبود . نظری نه اردو دارد و نه لشکر ، او نه زورمند است و نه جنگ سالار بل مثل سپنتا تحصص دارد و تحصیل یافته. من در جریان مشکلات نظری و سپنتا بودم و مرادیان هم همین طور. حیف و هزار حیف که انرژی این سه فرهیحته غلیه همدیگر به کار گرفته می شود؛ نمی دانم چرا عاقلانه یکی شان کوتاه نمی ایند و از همان مدارا و تساهل که در تلویزیون ها به دیگران نصیحت می کنند خود عمل نمی کنند. من دانشجوی علوم سیاسی هستم و بسیار متاسفم که سه روشنفکر ما که در وزارت خارجه همکار بودند اینک به جان هم افتاده اند. وای به حال این ملت نگون بخت.امید وارم تا دیر نشده هر سه به خود ایند که فردا دیر است. با احترام مامور وزارت خارجه الیاس

  • زمان ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    سلام به جلال جان سپنتا نه ادم کلان است و نه روشنفکر اگر روشنفکر می بود وقتی سلب اعتماد شد از وزارت کنار می رفت اما با بی ابرویی لج کرد و ماند و چه قدر رسانه ها او را بی اب کرد تلویزیون طلوع برنامه زنگ خطر از او چه ها که نساخت روشنفکر همین گونه است؟ او حتا سواد درست ندارد کتاب دیپلوماسی در قرن بیست و یک او را رسوا کرده پر از تناقض است و به قول امیری از وزیر خارجه ترکیه دزدیده است مطالب او را تازه پیش پای سیاف سجده کرد وقتی فشار بر اوزیاد شد در همان زمان همین جوانان روشنفکر هزاره بود که از او حمایت می کرد اما این ادم نمک نشناس با هزاره ها چه کرد؟

  • جلال ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    دوستان سلام! من از همه مقاله هادر باره داكتر اسپنتا يك چيز را فهميدم و آن اينكه اسپنتا آدم كمي نيست ؛ اين همه آدم نام و نان را در بد نام كردن او مي جويند. خداوند نام و نانش را افزون كند كه ديگر ان هم از خاطر بد نام كردن او صاحب نام و نان شوند. نمي دانم چرا كساني اصرار دارند كه فقط خودشان مي فهمند و روشنفكرند و اگر كسي ديگري مدعي فهم اندك و علاقه مندي به روشنفكري شود گويا در ملك پدري اينان دست درازي كرده است. يا اگر كسي به خاطر تهديد به قتل اخراج شده است گناه اسپنتا چيست، بماند و كار كند و ترقي كند و نه آنكه با تهديد به قتل در پي ترقي بر ايد.
    امان از حسودي و بخيلي! هيچ يك از نيمي از فضايل اسپنتا در ما نيست و آنگه عالم را بر سر مان بر داشته ايم كه اسپنتا چنين و چنان است. خوب كه هست هست

  • مسعود ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    سلام به همه من یک تاجیک هستم هم نظری و هم سپنتا را می شناسم هردو سرمایه فارسی زبان های ماست بیشتر فکر کنید و فاصله هارا زیاد نکنید با احترام کارمند از وزارت خارجه

  • شمیم ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    یکی از افراد منافق که روابط داکتر سپنتا و داکتر نظری را به تیرگی کشانید داوود مرادیان بود او کسی است که در مشهد گفته بود هزاره ها بافت جمعیتی هرات را به هم زده باید جلوش گرفته شود اما اگر لیافت امیری برضد داکتر نظری می نویسد باید تنبیه شود در حادثه افشار هم همین گونه ادم ها بود که به مردم هزاره خیانت کرد باید جلو این کونه ادم های خاین گرفته شود

  • شبنم ظاهر ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    مه هزاره نیستم و پشتون هستم اما در پوهنتون کاتب شاگرد داکتر صاحب نظری بودم از نظر مه استاد نظری از سپنتا باسوادتر است اگر سپنتا استاد نظری را از وزارت خارجه برکنار کرده خیانت به وطن کده بسیار متاسف هستم عمر استاد نظری طولانی باشد و خدا همیشه پشت و پناهش و دشمنانش رسوا و ذلیل باد

  • rahimi ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    اقای کارمندی وزارت خارجه که اقای لیاقت امیری به دستور مرادیان هم جنس باز نظر می دهی ؛ من مدافع داکتر نظری نیستم و ایشان نیاز به مدافع ندارد اما بدان که نوکری مرادیان که همه از او به دلیل مسایل اخلاقی د.وری می کنند بر تو ننگ است سواد و تعهد تو برای همه معلوم است ننگ بر تو که به مردم خود پشت کرده ای و همان زمان هم با امین وکیلی نامه جمغی را امضا نکردی و به هزاره خیانت کردی در طول تاریخ افرادی چون تو بوده و به عنوان خاین و ستون
    پنجم عمل کرده جناب نظری از نامه جمعی چه سو استفاده کرده جز این که حق هزاره ها را از سپنتا مظالبه کرده که چرا هزاره مدیر و ریس نیست تو خودت می دانی که سپنتا به او تا ان زمان چه قدر احترام داشت کمی غیرت و انصاف و مردانگی داشته باش؛ او شخصا با سپنتا هیچ مشکلی نداشت ما کارمندان وزارت به شمول تو این را می دانیم بیایید سپس گزار کسی باشیم که به خاطر مردم خود تاوان می پردازذ

  • یک خواننده هزاره ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    به نظرم همه چیز شاریده است. داستان وزارت خارجه یک کشور با تمام جزئیات و تو ام با تهمت و افترا به روی سایت ها به طوری غیر مسوولانه ای نشر می شود؛ راستی مسوولیت این همه به عهده کیست؟ آقای هروی (لطیف نظری) و دیگران به شمول خودت سایت جمهوری سکوت، اگر با داکتر سپنتا هرچه دارید، پیش خودتان باشد یا هم اگر نقد کردید، روشمند و درست نقد کنید، اما به خاطر انسانیت و درد افغانستان و خون هزاران نفر، برای منافع شخصی تان، به صورت غیر مسوولانه همه چیز را در سایت های نشر نکنید! همه می دانند که دیگر مساله نقد در میان نیست، بلکه بی حیایی به خاطر منافع شخصی در میان است اما هیچ کسی مسوولیت اخلاقی بر دوش نمی گیرد. من واقعا در شگفت ام که اگر بی مسولیتی تا این جا باشد، چرا یک شبه طالب آمده همه جا را نگیرد و ویران نکند؛ یکاولنگ و شمالی را به خاطر دارید؟
    از مدیران جمهوری سکوت خواهش می کنم که بزرگ باندیشند و در رسوایی‌گرایی‌ها سهیم نشوند. آخر کمی تفکر و ظرفیت خوب است. من طرفدار سپنتا نیستم، من طرفدار افغانستان هستم، طرفدار مردم که تکه تکه شدند و با سرنوشت شان همه بازی کردند. نقد سپنتا ساده است به خاطری که سپنتا آدم دموکرات و شفاف است و همه چیز اش عریان و نمایان و آشکارا هست، اما اگر واقعا قلم نقد تان این قدر تیز شده، نهادها و افراد دیگر را نقد کنید. به شرط آن که نقد باشد، نه از این کارهای خاله-زنی که آدم را در آتش شرم ذوب می کند. لطفاً بی حیایی و مسوولیتی را معیار نسازید، حد اقل جمهوری سکوت با "کابل پریس" و "تول افغان" فرق داشته باشد، اگر واقعا فرق ندارد، پس این خوان بی‌نمک را خیلی وقت پیش دیگران گسترانیده بودند و لازم به زحمت شما نیست این بساط رسوایی را جمع کنید.

  • یک خواننده هزاره ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    به نظرم همه چیز شاریده است. داستان وزارت خارجه یک کشور با تمام جزئیات و تو ام با تهمت و افترا به روی سایت ها به طوری غیر مسوولانه ای نشر می شود؛ راستی مسوولیت این همه به عهده کیست؟ آقای هروی (لطیف نظری) و دیگران به شمول خودت سایت جمهوری سکوت، اگر با داکتر سپنتا هرچه دارید، پیش خودتان باشد یا هم اگر نقد کردید، روشمند و درست نقد کنید، اما به خاطر انسانیت و درد افغانستان و خون هزاران نفر، برای منافع شخصی تان، به صورت غیر مسوولانه همه چیز را در سایت های نشر نکنید! همه می دانند که دیگر مساله نقد در میان نیست، بلکه بی حیایی به خاطر منافع شخصی در میان است اما هیچ کسی مسوولیت اخلاقی بر دوش نمی گیرد. من واقعا در شگفت ام که اگر بی مسولیتی تا این جا باشد، چرا یک شبه طالب آمده همه جا را نگیرد و ویران نکند؛ یکاولنگ و شمالی را به خاطر دارید؟
    از مدیران جمهوری سکوت خواهش می کنم که بزرگ باندیشند و در رسوایی‌گرایی‌ها سهیم نشوند. آخر کمی تفکر و ظرفیت خوب است. من طرفدار سپنتا نیستم، من طرفدار افغانستان هستم، طرفدار مردم که تکه تکه شدند و با سرنوشت شان همه بازی کردند. نقد سپنتا ساده است به خاطری که سپنتا آدم دموکرات و شفاف است و همه چیز اش عریان و نمایان و آشکارا هست، اما اگر واقعا قلم نقد تان این قدر تیز شده، نهادها و افراد دیگر را نقد کنید. به شرط آن که نقد باشد، نه از این کارهای خاله-زنی که آدم را در آتش شرم ذوب می کند. لطفاً بی حیایی و مسوولیتی را معیار نسازید، حد اقل جمهوری سکوت با "کابل پریس" و "تول افغان" فرق داشته باشد، اگر واقعا فرق ندارد، پس این خوان بی‌نمک را خیلی وقت پیش دیگران گسترانیده بودند و لازم به زحمت شما نیست این بساط رسوایی را جمع کنید.

  • کارمندی وزارت خارجه ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    جناب آقای هروی یا همان لطیف نظری خودمان،
    بدون شک سپنتا وزیر ایده آل نبود، اگر ایده آلی وجود داشته باشد؛ اما این که بیاییم و از سر عقده کسی را لجن مال کنیم، از شرافت به دور است.
    غیر از جناب عالی، هزاره ی دیگری از وزات منفک نشده، تا آن جا که من می دانم. بهتر است با شایعه سازی، نفرت پراگنی نکنیم. مشکل جناب عالی را هم عده ای هستند که می دانند. سوء استفاده ی جناب عالی از نامه ی گروهی کارمندان هزاره ی وزارت اگر بر دیگران پوشیده باشد، بر ما پوشیده نیست. نقد سپنتا کار پسندیده ای است، اما با نفرت پراگنی و تلاش برای خوردکردن دیگران، فقط ما منفور و خورد می شویم.
    آقای اشکان،
    سخنان پویش در مورد مقایسه ی افغانستان و سنگاپور نبود، جناب عالی در باغ نیستید، اما در جای خود بی جا بود.

  • صادقی ۱۳۸۸ سه شنبه ۴ حوت

    باسلام!
    عزیزان حیف نیست که این قدر وقت شریف خود و خوانندگان سایت وزین جمهوری سکوت را صرف احوال اسپنتا کنیم؟ آخر اسپنتا ارزش این قدر وقت گذاشتن و نوشتن این قدر مقالات و نظرات را دارد؟ او که خالی و پوچ است. خنثی و جسد. برای چه این قدر بزرگ شان کنیم. یکی بروی بتازد و دیگر مداحی وی را کند. فعلا اسپنتا به جسدی افتاده به سر راهی می ماند که هر رهروی هنگام رد شدن یک لگد به وی زده و رد می شود .

  • شمشاد ۱۳۸۸ سه شنبه ۴ حوت

    با اینکه نقد ونقد کردن خوب است اما جناب نویسنده وقتی از خواب خویست که دید یارش فرار کرده. لذا به نوشتن وشکایت کردن دست برد. نکند خودش رانده شده ای همان درگاه باشد که قضاوت های عاقلانه را برمبنای عقده های شخصی اش می کند. خوب بود این حرف ها وقت گفته می شد. درضمن اقای نویسندگان خیلی هم ادعایی وکالت هزاره ها را درنیارید چون ما فردا تاوان همه ای بی کاری ها ووقت گذرانی ها وذهن مشغولی های شما را نداریم.انصافاً اسپنتا بهتر از دیگرانی بود که کردند ورفتند. یاد تان نرود به سهمی که فعلاً در وزارت خارجه داریم هیچ وقت نداشته ایم واکنون که زلمی رسول امده این سهم پایین ترخواهد امد.

    ما عادت مان است وقتی بایسکل یاد نداشتیم بهانه می کنیم که سرک تنگ است.

    خوب تر از این حرفها هم یافت می شود اگر لحظه ای بیشترتأمل کنی. می کنی همه ای عقده ها ودرد هایت را صرف یک کار ارزنده برای قومی کنی که دم از وکالت ورهبری ان می زنی اقای روشنفکر عصرما.

    جمهوری سکوت از مسیری که درپیش گرفته است. نه تنها تریبون دفاع هزاره ها نخواهد شد که سودی داشته باشد بلکه سنگر خواهند شد بدون هیچ اسلحه ای که ممکن است هرلحظه ای بنام سنگرقومی خاصی یک قوم تلفات بدهیم وتاوان پس خوب مواظب باشید.

  • جانعلی ۱۳۸۸ سه شنبه ۴ حوت


    با عرض سلام به همه

    من در باره ای وزارت خارجه نمی دانم . لذا نمی توانم در باره ای ادعای نویسنده قضاوت کنم. اما این قدر احساس می کنم که احساسات ضد زن اش جوش می زند. تقرر زن گناه نیست. زن نصف جمعیت کشور را تشکیل می دهد.

    اینکه می گوین که عبدالله بهتر از سپنتا بود یک دروغ است. همه می داند که در دوران عبدالله حتی تاجیک های که عضو شورای نظار نبودند در وزارت خارجه نبودند. حتی همین تاجیک های هرات را در آنجا نمی دیدی. در زمان عبدالله افغانستان اصلا سیاست خارجی نداشت. سیاست خارجی او مثل سیاست خارجی دوران مجاهدین بود که دنیا را به کفر و مسلمان تقسیم کرده بودند.

    دشمنی همسایه ها کاری به امروز و دیروز ندارد. این دشمنی ریشه در موقعیت جغرافیایی، بافت اجتماعی، واقعتیت های تاریخی و واقعیت های ژیوپولیتیک این سه کشور دارد. ایران حتی در زمان مجاهدین ، گروههای مجاهدین را مانند پشک به جان همدیگر می انداخت. پاکستان همچنان. ایران و پاکستان در بی ثبات کردن افغانستان از سه دهه بدین سو عملا دست داشته اند.

    طالبان در زمان عبدالله قوی شدند. سیاست خارجی افغانستان نقشی در قوی و یا ضعیف شدن طالبان ندارد چون سیاست خارجی افغانستان در سایه ای حضور نظامی 45 کشور و هزاران تن مواد مخدر و نبود یک دولت کارا نمی تواند بر چگونگی سیاست کشورهای منطقه در قبال افغانستان تاثیر گزار باشد.


    من از سپنتا دفاع نمی کنم. اما از انصاف دفاع می کنم. نمی شود حالا ما بیاییم تمام کاسه و کوزه را بر سر بیچاره سپنتای بی تجربه در بازار سیاست افغانستان بشکنیم. گرچه او شمشیری نزده است اما این خانه از پایسنگ ویران است.

    خدا کند که جمهوری سکوت سکویی برای های و هو کنندگان بی کله نشود.

    می ترسم که هر کس از راه برسد به مردم فحش بدهد و بعد تاوان اش را هزاره ها بپردازد چون جمهوری سکوت توسط هزاره ها اداره می شود.

    ارش خان می تواند در وبسایت های دیگر به اقای سپنتا فحش بدهد. لازم نیست نجسی خود را به روی جمهوری سکوت بمالد.

  • نیکنام ۱۳۸۸ سه شنبه ۴ حوت

    برادران سربلند
    از نقد داکتر سپنتا که از خود ماست چه به شما حاصل میشود؟؟ به نقد اتمر و وردک کنید که دشمنهای اصلی ما استند. به هیمن خاطر است که پیش نمیرویم. کمی ببینید که چرا جیلانی پوپل اتمر وردک فاروق وردک گذاشتیم پشت همین یک آدم بیچاره و باسواد و بادانش را گرفتیم.

  • فرزندان بابه ۱۳۸۸ سه شنبه ۴ حوت

    با سلام به گردانندگان سایت جمهوری سکوت! خواهش میکنم از نشر بیشتر مقالات و نوشته های در باب اسپنتا (مخالف و موافق) صرف نظر کنید. انتظار داریم مسیر متفاوت تر را با راه اندازی این ویب سایت بزرگ در پیش گیرید. حیف است که اینقدر به ابتذال کشانیده شود.

  • اشکان ۱۳۸۸ سه شنبه ۴ حوت

    با عرض سلام حضور نوسنده گرامی !
    نقد خوبی از عمکرد اقای سپنتا بود اما چه خوب بود اگر این انتقاد ها زمانی صورت می گرفت که وی بر مسند وزارت بود .
    شما می دانید که سپنا همواره ادعا می نمود که وی هیچگاه تحت تاثیر سفارشات مقامات عالی رتبه دولتی قرار نخواهد گرفت اما در عمل متاسفانه بخصوص در این اواخر چنان مقهور وکلا و مقامات عالی رتبه دولتی قرار گرفته بود که حتی تماس یک وکیل ناخداگاه از جایش بلند می شدو او ادای احترام می نمود .
    دراین اواخر تعداد زیادی آقازاده ها را به عنوان دیپلومات مقرر نمود تا بتواند جایگاهش را حفظ نماید که خوشبختانه به ارزویش نرسید .
    بطور مثال فرزند لوی حارنوال بعد از دو ماه در وزارت امور خارجه به عنوان دیپلومات ارشد وزارت امور خارجه در امریکا مقرر شد .
    در مورد اقای نعیم پویش همین بس که بگویم دریکی از محافل رسمی وزارت امور خارجه وی افغانستان ار از میان تمام کشور های جهان با سنگاپور مقایسه می کند و مدعی است که افغانستان چه به لحاظ جغرافیای انسانی و چه به لحاظ جغرافیای طبیی و سیاسی شبیه ترین کشور به افغانستان است . حال شما قضاوت کنید که این دیپلومات ارشد افغانستان چگونه ان رامقایسه می کند . افغانستان کشوری محاظ به خشکی و عفب مانده ترین کشور از لحاظ توسعه انسانی دارای ضعیف ترین ساخیتار اقتصادی چگونه قابل قیاس با کشور توسعه یافته و مدرن مانند سنگاپور است .
    و.....................

  • م ۱۳۸۸ دوشنبه ۳ حوت

    قومای عزیز ظمن احترام بتمام بزرگواران فکر میکنم ماو شما از قافله عقبیم .حلا سپنتا که رفته این جار وجنجال زیاد مفید نیست روی مسایل روز اگر تعمق صورت گیرد بهتراست بنظرم.
    یک پشنهاد دارم بیایید حالا که سالگرد بابه مزاری نزدیک است روی راه اندازی بنیاد رهبرشهید ,همت بخرج دهیم تا ازین طرق سال 50 نفر اولادی غریبرا را هی دانیشگاه کنیم وبرای تعدادی یتیم هزاره یک لغمه نان تهیه کنیم حداقل ده هزار هزاره درکشور های اروپای وامریکا زنده گی مکند اگر ماهی پنج دلار بدهد میشه یکصد هزار دلار در ماه از همینجا شروع کنیم .
    علی یاری شما.

  • احمد از وزارت خارجه ۱۳۸۸ دوشنبه ۳ حوت

    سلام دوستان
    خیلی خوب است که ارزیابی دقیق ومنصفانه شود از تمامی اشخاص وعملکرد انها .اما مزدور منشی نکنید .. کجای وزارت خارجه قبلا خوب بود ودر زمان سپنتا بد شد. داکتر عبدالله هم یک فاشست وسخنگوی قتل عام افشار بود. و علنا با هزاره ها وازبک ها بد بود نه اینکه با حزب وحدت مثلا بد باشد علنا با هزاره ها بد بود . اما سپنتا هم کمی از او نه بود افغانستان سر زمین قبیله است. وقبیله گرای میراث است که هنوز ثبات فکری وسیاسی خود را حفظ کرده است.

  • حمید جوادی ۱۳۸۸ دوشنبه ۳ حوت

    بخدا حیفم می آید که اینقدر راجع به سپنتا گفتید و نوشتید و آنهم بعد ازینکه او از مقام وزارت برکنار میگردد. مرده را کسی محاکمه نمیکند و افتاده را کسی لت و کوب نمکند. اگر این کس مرد باشد. تصور میشود که شما هیچ مشکلات دیگری ندارید . کسی عمدن و یا از روی نیرنگ و کسی از نادانی و سادگی بحمایت و مخالفت سپنتا برمیخیزد و چار نفر نویسنده هزاره را به شش جبهه تقسیم میکند. دوستان فکر تان در کجا است ؟؟ فردا طالب در زیر ریش هرکدام ما سبز میکند وما به سپنتا چسپیده ایم و داریم ازو شخصیت و انتی شخصیت میسازیم سپنتاییزم و انتی سپنتاییزم. بیایید کمی اول تر از همه بمردم خود فکر وغم جان آنهارا که نه دست ستیز و نه پای گریز دارد بخوریم. سپنتا و خلیلی و محقق تکت طیاره و ویزای شان از قبل آماده است و هر کشور هم برایشان پناهندگی میدهد.. بس کنید بلحاظ خدا استفراق اور شده است دیگر..

  • هادی ۱۳۸۸ دوشنبه ۳ حوت

    دوستان عزیز آقای سپنتا با آن همه ادعاهای که داشت بسیار ضعیف عمل کرد سفرای که واسطه داشت ازکشور بکشور دیگه تبدیل گردید .بطوری نمونه عمر صمد از کانادا به فرانسه معروفی ازناروی به تهران .یا یکتعداداز کسانکه که در مسایل دیپلوماتیک بسیار صعیف بود مقرار گردید بعنوان سفیر شایسته نبود ودر عوض کسانکه هم شایسته گی داشت واسیطه نداشت از وضفه سبکدوش گردید.

  • تقوایی ۱۳۸۸ دوشنبه ۳ حوت

    سلام به خوانندگان گرامی سایت جمهوری سکوت ،
    گرچه این همه مقاله نویسی در مورد اسپنتا که اکنون از وزارت خارجه بیرون شده است، کدام سودی ندارد که دوستان برعلیه وبرله او می نویسند. اما در مورد نقد آقای وحیدی از مقاله آقای لومانی، باید گفت که دقیق ترین تحلیلی را جناب وحیدی ارائه نموده است. متاسفانه یک عادت نا بهینه هیچ وقت از میان ما رخت برنمی بندد، آن اینکه وقتی مقاله تحلیلی نویسنده ای را میخوانیم، بلافاصله باوی برخورد شخصی میکنیم که تو در گذشته چنین بودی وچنان. و حتی نوعی هوشدار های هم به او میدهیم. چنانچه در همین مقاله با این گونه نظریات مواجه هستیم. ودر برخی موارد حرمت کلام هم رعایت نشده است. آقای وحیدی از زاویه بسیار خوب نوشته ی آقای لومانی را نقد کرده ودر مورد " ملت سازی " هم نظر بسیار دقیقی ارائه داشته است که ملت سازی تنها باید از دهلیز شناخت هویت قومی عبور نماید. تا اقوام افغانستان به عنوان یک " هویت " به رسمیت شناخته نشود، هیچگاهی ما ملت واحدی نخواهیم داشت. وقتی هزاره شهروند درجه سوم وچهارم باشد، چگونه تساوی حقوق شهروندی رعایت شده میتواند؟ از سوی دیگر یک تلاش پنهانی ازسوی برخی ها وجود دارد، تا در پوشش همگرایی اقوام، هم یاد وخاطره ایدیالوژیکی گذشته شان را زنده نگهدارند - شاید اکنون اینها باورمند به همان آید یالوژی نباشند - وهم با این اتحاد سیاسی جایگاه شان را در حاکمیت کنونی مستحکم نمایند. اسپنتا تقریباً در این میان نقش محوری دارد ودیگرانی از جمله اخگر و... اقماری اند که برای رسیدن به این "اتحاد سیاسی" پیوسته همدیگر را طواف میکنند. اقای لومانی را هم نباید از این طواف دور دانست،چون دردفاع از اسپنتا نیت شان به عیان آشکار گردیده است. خوب است که آقای لومانی ودوستان دیگری که سنگ اسپنتا را برسینه میکوبند ونزدیکی با او را نشانه ای " ملت سازی" تعبیر وپرداختن به هزاره را " قوم گرایی" ناسودمند وتفرقه انگیز، تبلیغ می کنند، مقاله جناب آرش هروی را به دقت بخوانند تا معبود خود را خوبتر بشناسند.

  • رهگذر ۱۳۸۸ دوشنبه ۳ حوت

    یک خاطره تقدیم شد.
    بیادر گل ازمی ایران و پاکستان که تیرشوی ( درآنجا جایگاهی ما ) تعریف شده است نیازی به باز تعریف ندارد.
    دمی کشورای کمی دورتر که بریم می گویند از کجایی؟ همین که بگویی از افغانستان با زبان اشاره و غیر اشاره می گویند از کشوری که مردمش در شکم خود بمب بسته می کند بعد ادایش را نیر در می آورد (دمممممب یا گدممممم) دیگه نیازی نیست رویش بچرخی بعد می گو یند راستی سالانه عایدات شما از فروش مواد مخدر به ملیون ها دالر می رسد. پول های آنها را کجا مصرف می کنید.
    ریس جمهوری تان که در خارج می آید بعد از اندک گفتگو دست پول بده را دراز می کند. اون وقت دیگه باید راه فرار را پیدا کنی و گرنه بدون شک می گویند که ازفساد اداری کمی بگو.
    بیادر گل مورچه چه است که روغنش باشد.
    کاه کهنه را زیاد باد نکشید که گرد و گندش چشم چهار تا غریب خیمه نشین و خرابه نشین کابل را کور می کند.
    الاغ ما ازکره گی دم نداشت و مرغ همکاران نیز از همان اول یک پای داشت.
    دیگه لازم نیست روی زخم نمک بپاشید.

  • نظر خود را برای ما ارسال نمائید...

    • نام:
    • ایمیل:
    • وب سايت / وبلاگ:
    • نظر:
  • ارسال به دوستان

    • نام شما:
    • ایمیل شما:
    • ایمیل(های) دوستان شما:
      ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
    • متن نامه: