۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت
پیشنهاد مشخص در رابطه با عملی کردن طرح پیشنهادی

پیشنهاد مشخص در رابطه با عملی کردن طرح پیشنهادی

سیاست خاموشی مطلق و قناعت ،که بگفته این رهبران « بهتر است دیو را از خواب بیدار نکنیم » تا اکنون نتیجه نداده و بعد ازین نیز نتیجه نخواهد داد. دیو همیشه بیدار و در هر لحظه آماده وارد کردن ضربه های مهلک جدید بر پیکر در غیر انهم توته و پارچه ملیت ما و قربانی گرفتن جدید از ملیت ما است .

مقدمه

   دوستان نهایت عزیز و محترم ، وطنداران گرامی!

چندی قبل در ضمن  مطلبی بنام « افشاز زخم خونینی در قلب هزاره» که از طریق سایت وزین جمهوری سکوت نشر گردید ، طرح پیشنهادیی را در رابطه به ایجاد یک سازمان سرتاسری هزاره های جهان  ارایه کرده بودم.  ممنون و متشکرم از دوستانیکه به این طرح واکنش  نشان داده و عملی شدن آنرا پیش زمینه ی  برای نجات  ، تامین و تضمین امنیت و ارتقا و رشد سطح فرهنگی  و اقتصادی ملیت هزاره دانستند. بر علاوه حس مسئولیت خودم ، همین واکنش دوستان ، مرا واداشت تا به تعقیب ارایه این طرح ، نحوه اجرا و عملی کردن آنرا ( از دیدگاه خودم) نیز پیشنهاد نمایم تا از یکطرف تصویری که در نزد یکعده از وطنداران ما که با شک وتردید به این طرح می بینند وآنرا  مشابه به رها کردن تیر در تاریکی میدانند ، روشنتر گردیده و از طرف دیگر به هواداران این طرح ، راه امکانات عملی ساختن آن را باندازه توانم رهنمایی کرده باشم.

 

 مقدمتاً باید عرض کنم که ، من باور کامل دارم که ملیت هزاره شایستگی بیشتر و بالاتر از موقف سیاسی و اجتماعی کنونی اش در افغانستان را دارد . تنها راهی که  به آن میتوان دست یافت ، اتحاد وهمسویی همان استعدادهای تیت و پراکنده وشخصیتهای ناشناخته شده ملیت ما است که باید همه در یک سازمان واحد جمع گردیده وبه  استعدادها سمت و جهت مثبت داده شود. با جرئت میتوانم بگویم که، جوانان ملیت هزاره  یکی از نیرومند ترین،  بیدارترین ، آگاه ترین ، صادق ترین ، متمدن ترین، بادرکترین و با احساس ترین جوانان در کشور و منطقه میباشند. نیروی فزیکی و دماغی این جوانان باید در راه احیای هویت هزاره ها ، آبادی ورشد اقتصادی مناطق هزاره نشین و تنویر ذهنیتهای مردمش بکار گرفته شود . ذهنیت هاییکه مارا بنام های شیعه و سنی و اسماعلیه و جعفری ، راستی و چپی  و .. تقسیم کرده و فقط میتوانند به نفع دشمنان ملیت هزاره و یا طفیلی هایکه ازنام مذهب و ملیت خود، زندگی کرده و تفرقه را وسیله قیادت و سیادت خود میدانند  ، باشند .  ذهنیت های مردم وملیت ما  باید همه برای تحقق احیای هویت هزارگی و ایدیای ایجاد یک هزارستان جدید آماده گردند.

 

   تاریخ 250 سال اخیر نشان میدهد که صرف یاد آوری از حقایق تلخ تاریخی و بگریه وزاری پرداختن و نوحه مرثیه  سردادن، دردهای ملیت ما نه تنها مداوا نکرده بلکه دیگر هم بیشتر  ساخته است. ناله وفغان سردادن ، به سر و صورت خود کوبیدن و از یک فاجعه تا فاجعه دیگر زیستن و منتظر قتل و کشتار دسته جمعی بعدی بودن ، در حقیقت به  معنی تسلیمی  بوده و تمام عمر در ترس و لرز زندگی کردن است . همان تسلیمی و ترس ولرزی که ، همه غرور و غیرت وهمت و مردانگی مارا تا بنیاد خدشه دار ساخته است. بیایید یک کمی خودرا مطابق بشرایط کشور و جامعه ایکه در ان زندگی میکنیم عیار بسازیم . درمقابل سیاست خشونت  از خشونت و درمقابل سیاست نیرنگ از نیرنگ و در مقابل سیاست صلح از صلح کار بگیریم. سیاستهای مطیع و منقاد بودن بیش ازحد ما ،که عمدتاً از طرف عده از رهبران و متنفذین محلی، بر مردم ما تحمیل گردیده است ، بیشتر برای کسب و جلب توجه حاکمیت های مستبد ملی ، نسبت بخود این رهبران و به تحت الحمایه گرفتن آنان جهت سرکوب و اتلاف بیشتر حقوق این ملیت میباشد. سیاست خاموشی مطلق و قناعت ،که بگفته این رهبران   « بهتر است دیو را از خواب بیدار نکنیم » تا اکنون نتیجه نداده و بعد ازین نیز نتیجه نخواهد داد. دیو همیشه بیدار  و در هر لحظه آماده وارد کردن ضربه های مهلک جدید بر پیکر در غیر انهم توته و پارچه ملیت ما و قربانی گرفتن جدید از ملیت ما است . بر عکس این ما هستیم که تا حال در خواب گرانیم .

   بیایید هنوز هم دیر نشده از خواب بیدار  و  آماده دفاع ازننگ و  ناموس و مردم  و خاک و وطن خود گردیم.

                                         

   همه آگاهی داریم که نظر به اسناد و شواهد معتبر تاریخی 62% مردم ومنطقه هزارستان توسط عبدالرحمان جابر تباه و بغارت رفته است . ما نسل کنونی حق نداریم که در سرزمینی که مردم آن از جمله نفوس بومی بحساب آمده و از هزارها سال باینطرف  نیاکان ما تمدن کیانیان و زابلستان و شاران و شیران و غوریان را داشته و صفحات آفتخار آمیزی را در تاریخ این خطه ثبت کرده اند،  همان 38% دیگر را نیز از دست دهیم.

نسل آینده هزاره و تاریخ این ملیت هرگز مارا نخواهند بخشید.

 

   دیده میشود که، در شرایطیکه وضع امنیتی در کشور  روز بروز رو بخراب شدن واوضاع سیاسی برای ملیت هزاره در نازل ترین سطح قابل قبول قرار دارد ، رهبران کنونی ملیت هزاره آنهاییکه تا هنوزهم از نام بهترین فرزند صادق و فداکار این ملیت شهیدعبدالعلی مزاری ، بهره برداری سیاسی میکنند ، صرف بفکر خود بوده  ، آگاهانه و یا ناخود آگاه آینده ملیت مارا بسمت نا بودی سوق و رهبری میکنند. انزوای سیاسی ملیت هزاره در سطح کشور و بی اعتمادی کشورهای غربی نسبت به ملیت هزاره به اتهام تمایل ایرانی داشتن که از رهبران ملا منش ما منشه میگیرد ملیت مارا به بانکروت کامل سیاسی و اقتصادی مواجه ساخته است.

 

   ما با درک این حقیقت که در شرایط کنونی رهبران ملیت هزاره ، دیگر پا بپای تغیرات ملی و بین المللی که ازان به منافع  ملیت ما اسفاده گردد، حرکت نتوانسته و همچنین دارای ستراتیژی مشخصی برای حال و آینده  ملیت و مردمش نمی باشند ، لازم می بینیم تا در ایجاد یک سازمان سرتاسری ملیت هزاره که بتواند خلای ایجاد شده کنونی را پر و نقش ملیت مارا در سیاست های داخلی و خارجی کشور و جذب کمک های بین المللی در راه آبادانی مناطق هزاره نشین برازنده بسازد ،  اقدام و دراین راه همت بگماریم.  سازمانیکه از عمق توده ها برخواسته و جوابگوی نیازهای تمام صنوف و لایه های ملیت ما بوده و بتواند ملیت مارا از انزوای سیاسی در داخل و خارج  کشور آزاد سازد. سازمانیکه با کار وفعالیت فداکارانه اعضا و هواداران خود ، تا سرحد خودمختاری ، آینده ی درخشان  و دورنمای روشنی را برای مردم و نسل آینده به ارمغان داشته باشد.

 

   ما از تمام سازمانهای سیاسی فعال ملیت هزاره ، طرفداران سازمانهای چپ دموکراتیک و سازمانهای معتدل و میانه رو راست بشمول شاخه های حزب وحدت ، از تمام  شخصیتهای سیاسی ، علما و دانشمندان ، منورین و روشنفکران ، بزرگان و موسفیدان قومی ،متنفذین و خوانین محلی ، و فرد فرد این ملیت غیور دعوت میکنیم تا با پذیرفتن شرایط جدید محیطی و منطقوی ، اهداف و استراتیژی جدید مردمی  ، در طرح و تاسیس سازمان جدید اجتماعی  باجوانان ملیت خود همکاری کنند. سازمان جدیدیکه در محراق و نقطه تقاطع آرمانها و آرزوهای تمام سازمانهای هزارگی  و فرد فرد این ملیت ما قرار  داشته بیانگر منافع تمام ملیت هزاره  باشد.

   فکر میکنم که دیگر زمان آن گذشته است که با مقالات و سخنرانی های داغ و آتشین خود ، مردم را بوعده های دور ونزدیک رنگارنگ امیدوار بسازیم  . باسخن نمیتوان شکم مردم را سیر و امنیت جان و مال آنان را تامین و تضمین کرد. دردهای مردم ما نه تنها ببیان کردن ، بلکه بیشتر از همه بدرمان ضرورت دارند. وقت عمل کردن و اثبات نمودن ادعای قوم دوستی و وطن پرستی ما فرا رسیده است و ما فقط در کار مثبت و مثمر خود برای قوم وملیت خود میتوانیم ازین سنگ محک و میدان امتحان موفقانه بیرون آمده مسئولیت خودرا در مقابل آنهاییکه مارا زاده و بما عقل وشعور وهویت داده اند ، اداء نماییم.

                                                                                                 

گامهای اولی در راه عملی ساختن طرح  

 

  اول- ایجاد سازمانهای اولیه محلی

 

با وجودیکه میدانیم ، عملی کردن طرح ایجاد سازمان سرتاسری ملیت هزاره و جهانی ساختن آن کاریست دشوار و بگفته دوستان ،  زمان ، شجاعت و دلسوزی کار دارد ، اما بازهم از آنجاییکه توقف ما بمعنای مرگ ونابودی ما بوده و آیندهء  ملیت مارا به لجنزار بدبختی میکشاند ، جبرزمان و احساس مسئولیت در قبال این ملیت ، مارا مجبور میسازد تا دست به دست هم داده  و با تصمیم قاطع در این راه اقدام کنیم. بگذار حرکت ما خیلی بطی و لاک پشتی باشد اما بازهم حرکت است و بر توقف کنونی که مارا بمرداب سیاست تبدیل کرده است رجحان دارد. اما آنچه ارتباط میگیرد به شجاعت و دلسوزی که دوستان ، پیش شرط تطبیق این طرح میدانند ،  من شخصن ایمان کامل دارم که دربین افراد با استعداد ملیت ما تعداد اشخاصیکه دارای این صفت و ممیزه باشند ، کم نیستند. موجودیت منورین و روشنفکران آگاه با درک احساس از وجایب و مسئولیها ی شان ، لایه های وسیع اجتماعی ملیت هزاره دهقانان ، کارگران ، اهل کسبه ، تجاران و محصلین و کارمندان دوایر دولتی و موسسات خصوصی ، زنان و مردان ملیت ما در سراسر جهان از کانادا تا چاپان ، از ناروی تا استرالیا ،که تشنه ی کار و خدمت به مردم شان میباشند ، میتوانند تضمینی خوبی برای موفق بودن و عملی شدن  این طرح باشد.

 

  من گام های اولی در ایجاد این سازمان را به شکل زیر پیشنهاد میکنم:

 

  • 1- ایجاد گروپ ها ی همفکر و هم نظر در سطح هر ولسوالی ، ولایت و شهر در داخل افغانستان ، گروپ هاییکه حیثیت خشت اول سازمان سرتاسری ملیت هزاره را دارا می باشد . انتخاب یکنفر از هر گروپ بعنوان مسئول همان گروپ و تامین ارتباط و همکاری این گروپ ها با همدیگر از طریق اعلامیه ها در رسانه های الکترونی ، تیلفون های موبایل ، پیامهای انتر نتی ، اخبار و روزنامه ها و ..
  • 2- ایجاد سازمانها و گروپهای مشابه در بیرون از کشور در هر شهر ، مملکت و قاره و تامین ارتباط این گروپها باهم از همان طریق موبایل و انترنت و پخش اعلامیه ها و تدویر همایشها و نشستها.
  • 3- بعد از ایجاد چنین گروپها و انتخاب مسئولین گروپ ، ایجاد حلقه های بزرگتر که شامل چندین ولسوالی ، ولایت ، شهر و یا کشور گردد و انتخاب یک مسئول عمومی در هر کشور که جوابگوی و مسئول تمام حلقه ها در سطح همان کشور باشد. باین معنا که فعالین سازمان به مسئولین ولسوالی ، ولایت ، شهر و کشور تقسیم و رده بندی گردند.
  • 4- بعد از ایجاد حلقه های اساسی اولیه ، که عمومن خود جوش بوده و به ابتکار جوانان با درک وبا احساس همان ولسوالی و ولایت و شهر و مملکت صورت میگیرد ، زمینه سازی وفراخوان یک نشست بزرگتر که حیثیت کنگره ویا مجمع عمومی ملیت مارا داشته باشد . نشست این مجمع باید در یکی از شهرها ی افغانستان و یا بیرون از کشور نظر به وضع وشرایط امنیتی و اقتصادی صورت بپذیرد.
  • 5- در مجمع عمومی باید اساسنامه ،نام سازمان و برنامه کار ، ( اهداف دور و نزدیک سازمان و سیاست داخلی و خارجی ) آن ، تایید و تصویب گردد. من عجالتن نام سازمان سراسری ملیت هزاره را «توحید» و یا «نیرو» پیشنهاد میکنم.
  • 6- بالای نام سازمان میشود نظر خواهی گردیده و یک نام کلی و جامع بالای این سازمان که تا اندازه معرف ماهیت و شیوه کار و اهدافش باشد گذاشته شود.
  • 7- در پهلوی نام ، باید لوگو ویا نشان سازمان نیز تصویب گردد. من عجالتن این لوگو را مقطع افقی کراچی سرچپه که بمعنی« جوالیگری بس است!» و یا « ما دیگر جوالی نیستیم !» باشد پیشنهاد میکنم این تصویر در حقیقت یک خط مستقیم افقی و یک چرخ مماس به آن را نشان میدهد که خط افقی راه راست و چرخ علامه تمدن و انکشاف نیز میباشد. . روی تعیین لوگو و سمبول سازمان هم باید نظر خواهی صورت بگیرد.
  • 8- استفاده از هرگونه شعار و سمبولهای غیر اسلامی و اسلامی در لوگوی سازمان میتواند ایجاد جنجال و تفرقه در بین اعضای سازمان که دارای عقاید و نظریات مختلف ایدیالوژیکی اند گردد و بناءً نادرست میباشد. سازمان باید محل تجمع تمام هزاره ها صرفنظر از اندیشه های سیاسی و مذهبی آنها باشد.
  • 9- در مجمع عمومی ،باید اعضای شورای رهبری و مسئولین بخشهای کار و مسئول عمومی شورا برای یک دوره معین از سه تا پنجسال ، انتخاب گردد.
  • 10-ثبت و راجستر این سازمان «نیرو» و یا «توحید» در داخل کشور و اغاز فعالیت رسمی و علنی در داخل و خارج کشور مطابق به قوانین نافذه همان مملکت باید صورت بگیرد.
  • 11- قدم بقدم بسوی تطبیق طرح پیشنهادی ایجاد سازمان جهانی هزاره (درجمهوری سکوت قبلن نشر شده است) ،پیش رفته ، تا باشد که در اثر کار صادقانه ی اعضا و افراد هوادار این سازمان ، بمرور زمان شاهد یک سازمان جهانی هزاره های سراسر جهان باشیم .

    سازمانیکه در تاثیر گذاری بر بهبود وضع امنیتی و اقتصادی مناطق هزارستان نقش                   بسزا داشته  و آینده آرام ومرفه را به نسل جوان ملیت ما تضمین نماید.

...

    دور از امکان نمیدانم که، با ارایه کردن این طرح و گذاشتن گام های عملی در راه تطبیق  آن یک عده از جوانان ما که تا امروز دم از  مردم دوستی میزنند ، ممکنست پله ترازوی سنت گرایان ، کهنه پرستان  و دیگر نیروهای محافظه کار جامعه و ملیت مارا  سنگین بسازند. برعلاوه شاید توطئه ها و شانتاژهای هم براه انداخته و مزاحمتهای را نیز ایجاد نمایند. وبگذار چون این عمل آنها خود بخود همان تصفیه طبیعی است که دیگر هم صفوف هوا داران سازمان را مستحکمتر خواهد ساخت.

 

    و ما که رهروان راه مردم  خود هستیم باید آماده پذیرش هر گونه خطر دراین راه بوده وکمر همت را محکمتر از پیش ببندیم تا باشد که با ایجاد یک سازمانیکه اعضای آن با الهام از ضرورت تاریخی و درک مسئولیتهای اجتماعی در قبال مردم خود ، همچون آب زلال راهش را از عمق زمین ، از درون سنگها و صخره ها باز نموده و جلگه های وسیع و سر سبزی را که مردم از فیض وبرکت آن در آزادی ، آبادی و ناز و نعمت زندگی کنند را،  بسازند .

  من بازهم از تمام دوستان و وطنداران عزیزم که این طرح پیشنهادی را راه گنجشکی برای نجات ملیت ما میدانند ، خواهشمندم تا در جهت تکمیل و تعمیم ان همت گمارند.

   با ید آینده را با دستان خود ساخت و اگر ما امروز در این راه غفلت میکنیم ، فردا  فرزندان ما هم به همان سرنوشتی مواجه خواهند بود که امروز ما مواجه هستیم. باور کنید که در کشوریکه همه مناسبات سیاسی و اجتماعی قومی اند ما حق نداریم که قوم وملیت خودرا فراموش کرده و  آهنگ جهان وطنی بسراییم. این دیگر منتهای ترسو بودن و بیغیرتی مارا نشان خواهد داد.

 

 دوم - ترتیب و تدوین اساسنامه و برنامه کاری

 

 در راه تدوین خاکه اساسنامه و برنامه کاری سازمان سرتاسری ملیت هزاره «نیرو» ، «توحید»  نیز باندازه توانم کوشش و تلاش خواهم کرد  که بعدن در معرض نظر خواهی عمومی دوستان قرار خواهند گرفت . صادقانه اعتراف میکنم که درتمام بخش ها ، به کمک فعال دوستان  نیاز مندم و امید وارم  که بخاطر تحقق این هدف خطیر و مقدس  از همکاری  و کمک های معنوی شان دریغ نفرمایند.

 

     نمره تلفون:375295028975 +                        

E-mail:zardady@rambler.ru                                                      

 zardadi124@yahoo.com      Zardadi2.blogfa.com                                                                                                                                

                                                                                                

 دست بدست هم  به سوی آینده درخشان !!

                                               

نویسنده : محسن زردادی نظرات : 17
  • عبدالواحد یوسفی ۱۳۸۸ شنبه ۸ حوت

    شنیده ام که سالیان قبل،وقتی رفتن به خارجه برای هزاره ها حکم چاکلیت را داشت، یکتن از معدود درس خوانده های هزاره در کابل برای رفتن به کشور جاپان به منظور تغییر شغل و بیرون رفتن از دایره کتابت حکومتی، پیوسته برنامه ریزی می کرد. شب ها و روز ها با دانش اندوخته اش فواید و مضار این سفر را سبک سنگین و ضرب و جمع می نمود. و هر بار به این نتیجه می رسید که اگر این سفر را در پیش گیرد مبادا شغل کتابت را از دست بدهد و از کجا معلوم که در آن دیاری که مردمش مجهز به علوم وتکنولوژی بسی پیشرفته بود با او چه رفتاری مناسب شاءنش که هزاره ای بیش نبود خواهند کرد. او که در کشور آبایی اش حتی از دست کوچی ها که در مراعات ابتدایی حفظ الصحه مشکل داشتند تحقیر می شد، از کجا معلوم که آن پیشروندگان صنعت او را در محضر عام به همدیگر نشان ندهند و از طریق رسانه های خویش مسخره عمومش ننمایند. دلهره هایش را با صداقت با دوستانش در میان می نهاد و دوستان هم که از طعم چاکلیت سر چندانی در نمی آوردند رفتن به خارجه و آنهم جاپان را که گذشته از همه چیز دیگرش دیدن رسم الخط کج و معوجش آدم را می ترساند، در افزایش دلهره او و پیوسته در حالت تعلیق میان ماندن و رفتنش کمک می نمودند و ندانستن زبان را یکی از مهم ترین موانع بر سر راه این سفر افسانوی حساب می کردند.

    دوست نا شناس متذکره برادری داشت که از دانش کتابی بی بهره ولی دانش زندگی را از گرم و سرد روز گار و از خیابان های کابل آموخته بود. او در آوانی که برادر تحصیلکرده مشغول جمع و تفریق مضرات و مفاد این سفر خیالی بود هر از چند ماهی یکبار سر از جاپان در می آورد و بدون احاطه بر الفبای فارسی جملات چندی را هم برای راهگشایی از مشکلات و استفاده از نعمات و موهبات آن تمدن ماشینی یاد گرفته بود و حتی کلمه جاپانی را به رسم الخط خود ایشان شناسایی می نمود. او نه تنها هر بار خرچ سفر را از رفت و آمد هایش با ورود وسایل الکترونیکس می کشید که بعد ها حاصل هر سفرش معادل بیشتر از تنخواه سالیانه دوست کتابی نیز می بود.

    آنچه به نظر من بین طرز فکر دوستان تحصیلکرده و دوست نا شناسی که ذکرش رفت تشابه سنجش نکات منفی اقدام هاست. نکته دیگری که در این میان بیشتر جلب توجه می کند تصور داشتن تشکیلات یکدست است، که مشکلتراشی دوستان را توجیه می کند.

    من از سالها به این عقیده شده ام و شاید هم اشتباه، و آن اینکه مردم هزاره مردم معمولی نیستند که آنها را بتوان بدور جاذبه های معمول جمع و جور و صنف بندی نمود. یعنی اینکه مردم هزاره مردم بی طبقه ای اند و نمی توان از دید طبقاتی خالص به مشکلات آنها نگریست. مثلا پولدار ترین فرد هزاره در هر نظامی بجز از زمان کشتمند و همراهان، مثل سایر افراد طبقات بالا از مصونیت مالی و جانی برخوردار نبوده و از شر تحقیر و توهین نیز با وجود داشتن مال و منال رهایی نداشته است. مذهب نیز به تنهایی در تعریف فرد هزاره به عنوان مسلمان در بزنگاه ها موفقیتی نداشته است. در حادثه افشار وقتی حرکتی ها به افراد شورای نظار و سیافی ها می گفتند ما حرکتی هستیم (بنا بر قرارداد بین حرکت و ایشان) به آنها گفته می شد که شما هزاره هستید و آنها را نیز مثل سایر هزاره ها می کشتند.

    با تمام مشکلاتی که گریبانگیر مردم ما است از غم نان گرفته تا اهانت، بستن در ها بروی ترقی و معارف و سهل انگاری های عامدانه در باز سازی و جبهه گیری مستقیم دولت به تاسی از سنت نیاکان شان در کشمکش ها بر علیه ما و بستن در های ورود ما به ارتش و نیروهای امنیتی و بکار گیری انواع حیله ها برای بستن راه ورود به پارلمان و به کار گیری شیوه های سیستماتیک برای جلو گیری از اشتراک متناسب با شعاع وجودی ما در ارگان های تصمیم گیرنده ... امید بستن به اینکه بعد از حل این مشکلات می توان تشکیلات سرتاسری ایجاد نمود، دل بستن به خواب خوشی بیش نیست.

    باید از یاد نبریم که در منطقه ما هیچگاه احزاب و تشکیلات در روز های طوی و بعد از میله عید بوجود نیامده اند. احزاب و تشکیلات پیوسته در مقابله با طوفان ها و لشکرکشی ها و متاسفانه اکثرا به صورت انفعالی بوجود آمده اند. و تنها شاخصه آن ها موجودیت شرایط ناهنجار و مقابله با آن شرایط بوده است.

    در تاریخ معاصر هیچ زمانی تعداد تحصیلکرده های هزاره به اندازه کنونی نبوده است. و هیچ زمانی دسترسی به وسایل ارتباطی و تصور واقعبینانه از جهان در دسترس این تحصیلکرده ها به اندازه زمان حاضر نبوده است.

    آنچه از بیانات شهید مزاری که در طوفان های کابل به نظر من بر جسته می آید و آن بیان واقعیت دردناک جایگاه ویژه مردم هزاره است. "هرکه هزاره است وحدتی است" چون او به درستی گر چه به تاخیر درک نمود که هزاره ها از هر طبقه، گروه، مذهب و تعلق مورد ستم اند و ناچار برای رفع ستم با هم باشند.

    این پیام در زمان ما می تواند چنین تعبیر شود که هر کسی که هزاره است و قصد خدمت به جامعه هزاره را دارد (خاین نیست) وحدتی (نیرو) (توحید)...ی است. هزاره ای که از طریق مذهب،معارف، سیاست، اخلاق، هنر، اقتصاد... قصد خدمت دارد نباید همدیگر را در تعارض ببینند و بلکه همدیگر را نیروهای متمم همدیگر بشناسند. هر آنکسی که به اسم مذهب، به اسم هنر و یا اسامی دیگر در جدایی و تعارض می اندیشند خاین است.

    با در نظر داشت تشکیلات نیمه جان/نیمه بندی که در هر جای ازین جهان خاکی در جوامع مختلف هزاره موجود است، نمی توان منتظر نشست که قرن و اندی بگذرد و آنگاه که تمام مشکلات خود بخود رفع شد (که نمی شود و نمی گذارند رفع شود) آنگاه زمینه انسجام دهی و حرکت به سوی جامعه فاضله را آغاز کرد.

    باورم اینست که ما به سوی نه یک تشکیلات واحد یکدست که مخصوصا در زمان های اضطراری وجود آن ضروری است، بلکه به سوی یک تشکیلات متحد و کثیرالاعتقاد که رشته متحد کننده آن خدمت گذاری به جامعه هزاره باشد، می توانیم از همین حالا حرکت نماییم.

    ما در عصری که غیر از عصر مزاری شهید است قرار داریم. مردم ما دیگر نه پیرو که می خواهند خود بازیگر صحنه ها باشند. تا دیروز ما به شیوه تقلید از رهبری پیروی می کردیم و با شهادت رهبر و یا با ترک صحنه از جانب رهبران حرکت ها می مردند. امروز هر فردی که قدم در راه آرمان خویش می گذارد قبل از اقدام می خواهد درست بداند بکجا روان است و بعد از شهادت و یا خود فروشی رهبران وظیفه اش چی خواهد بود.

    به نظر من که البته من از سواحل دور می نویسم تمام تشکیلات و انجمن های هزاره برای زنده ماندن دراز مدت و رشد انسانی باید بدور فیدراسیون هزاره جمع شوند و این کار خرجی هم ندارد. بگذار تمام تشکیلات ها مطابق ذوق و اندیشه خود یکی مراسم مذهبی را به بهترین شکل برگزار کند و دیگری مراسم فرهنگی را به بهترین شکل و آن یکی هم راه ر سیدن به مراحل علمی را هموار نماید. ولی هر یک از این انجمن ها افرادی که توان کار در فیدراسیون را دارند معرفی نمایند تا در موضع کلی هزاره ها هماهنگی ایجاد نمایند.

    اگر زندگی بود باقی دارد.

  • یاسین مالستانی ۱۳۸۸ جمعه ۷ حوت

    باتشکر اززردادی عزیزودردمند ما

    این طرح فوق العاده است اما درشرایط مامشکل ، به نظرمن مشکل اصلی ما امروز خلآ رهبری و

    نداشتن رهبران تحصیلکرده دلسوز فداکار وآگاه ازمسایل سیاسی وشناخته شده درسطح بین

    الملل است شما فکرکنید این رهبران عزیزمان که حتی سواد کلاسیک درسطح ابتدایی

    هم ندارند ویک کلمه زبان بلد نیستند چگونه جهتگیری سیاسی درستی داشته باشند ویا حرف

    شان را به گوش جهانیان برسانند وازحقوق ملت خود دفاع کنند آنها همین مقدارکه چشم من و

    توراسرمه می کنند بازهم هنرمی کنند وهمینکه چند هزاردالر از همسایه ها ونهادهای کوچک

    خیرات می گیرند بازهم هنر می کنند !!!

    یک راه اصلی اینست که ماتحصیلکرده ها که دوکلمه سواد خواندن ونوشتن داریم تامی توانیم

    اطلاع رسانی کنیم وخصوصادرهنگامه ی انتخابات پارلمان زمان محک هوش ودرایت وآگاهی

    ماست درسه انتخابات گذشته که روی شلوارخود ریدیم وبیشترین حضوردرانتخابات اما کمترین

    بهره ونتیجه داشتیم رأی ما پراکنده بود وبه نفع دیگران تمام شد یعنی کمترین نماینده درمجلس

    داشتیم آنهم نمایند گان بی سواد امااین بار باید نماینده باسواد پیدانموده به آن رأی دهیم

    دیگرآنکه همین دردها ومحرومیت ها را آنقدرتکرار کنیم که برای مردم ماملکه ومثل

    گرسنگی خود کار، همیشه دریادشان بیاید وتااحساس فقر وگرسنگی می کنند بفهمند که

    علت این رنج کشنده خیانت دولت وکوتاهی وپراکندگی خود ماست ، امروز حتی وحشی ترین

    آدمکشان دارای پول،کاروشغل،زمین وجایداد، منصب ها ومقامات بلند می شوند ودرسطح

    جهانی مورد توجه وتشویق قرارمی گیرند چون مثل کرزی رهبر و رئیس دارند که چند سال

    است برای آنها گلوپاره می کند و همچون خلیلزاد حامی وطراح دارد که امریکا وجامعه جهانی

    را ازمن وتو می ترساند که اینها نوکر ایرانند به هوش باشید که به اینها اعتماد نکنید .

    راه موئثر دیگر اینست که اطلاع رسانی جهانی خود را زیاد کنیم مثلا همین جمهوری

    سکوت را به زبان انگلسی نیز فعال کنیم و حتما مقالات مستند ازجنایات کرزی وامثال او

    درسایت روزنامه های بین المللی ارسال کنیم همان کاری را که یکعده ازروشنفکران افغانستان

    دراجلاس لندن کردند به زبان انگلسی درسایت اجلاس بیانیه فرستادند وازشیطنت ها و خیانت

    های کرزی آنها را باخبر کردند که تا جایی نتیجه ی خوب داد و منافقت کرزی افشاشد و مجبور

    به پیگیری آشتی با طالبان از طریق لوی جرگه شد گرچند لوی جرگه هم نمایشی وشیطانی

    خواهد بود اما به هرحال مقداری جلو چشم سفیدی کرزی پیش جامعه ی جهانی گرفته شد

    وچهره واقعی اش اندکی نمایان گردید وهمانجامصالحه راختم نتوانست که به همان قصدرفته

    بود که درهمانجا چند وزارت فورابرای طالبان بصورت علنی بیگیرد گرچند غیررسمی چندسال

    است که طالبان بلندترین مقامها وحساسترین وزارت هارادارند .

    راهکار آخر که ازراهکارهای قبلی شکل می گیرد وحدت و همگرایی هزاره های مظلوم

    است ماهیج چاره ی جز وحدت درسطح کلی نداریم وقتی آگاهی بالا رفت خود بخود اختلاف

    برسرمسایل جزئی ازبین می رود ویه همگرایی افکارپراکند ه مبدل می شود .

    قوماجان !! شمارابه خداوتمام مقدسات درهرجایی که هستی درشرایط فعلی که ما

    محروم ترین ومظلوم ترین قوم درجهان هستیم وکرزی که بارأی من وتو بالا آمده کمر به نا بودی

    ما بسته نه تنها برای ما خدمت نمی کند که سیاستش حذف کامل ما ازتمام صحنه هاست بیا

    دستت راروی دستم بگذار دستم رابیگیر که ازعمق جان فریاد کمک بلند کرده ام اما هیج کسی

    صدایم رانمی شنوند همه مثل « کر» زی «کر» و «کور» شده اند نه صدایم رامی شنوند ونه حال

    زارم رامی بینند!! بیاوتومن رادرک کن فریادم رابشنو وقلبت رابه یاری قلبم بفرست که ازشدت

    جراحت دشمنان سوراخ سوراخ است فقط چشم درانتظاریک نگاه توست تویی که برادرمنی

    همدرد منی وهمنشین من !! پیش بسوی وحدت هزاره های متمدن جهان !.

  • تمیم ۱۳۸۸ پنج شنبه ۶ حوت

    سلام به همه هزاره های غزیز ما توان داریم که سرنوشت خود را تغییر دهیم افرادی چون زرداری، داکتر لطیف نظری؛ غلی امیری و جواد سلطانی باید در این گوته مسایل پیش گام شوند چون هم توان بالا دارند و هم دلسوز هزاره هستند و هم روابط خوب با رهبران کلان ما دارند و هم فدرت بسیج نسل تحصیل کرده ما را. ما باید نیروهای خود را شناسایی کنیم البته رویش و دای فولادی هم خوب اند اما تحصیل مدرن ندارند. نظر شما خواننده هزاره چه است؟

  • محمد ميرزايي ۱۳۸۸ پنج شنبه ۶ حوت

    سلام من اين طرح را كاملا عملي ميدانم . اگر بخواهيم بر سرنوشت خود حاكم باشيم من مطمئنم كه تمدن قديم دوهزار سال پيش وادي باميان را ميتوانيم احياكنيم واثبات كنيم كه ماميتوانيم.
    آنچه كاتب نوشته من فكر ميكنم به عنوان عواملي بايد درنظر گرفت وآسيب شناسي كرد ولي به هيچ وجه سد راه كه قابل عبور نباشد وراه عملي شدن اين طرح رابسته كرده نميتواند ما جمعي از دانشجويان درهرا ت فكر ميكنيم ما به شدت نياز به يك بنياد هزاره ها داريم كه بدون درنظر داشت راستي وچپي ، ديني وغيرديني فلان حزب و تنظيم تشكيل گردد كه درهر زمان مصالح عليا را تشخيص و درجهت عملي ساختن آن گام بردارد.
    ما فكر ميكنم كه اكنون زما ن آن رسيده كه ما دردوسطح حر كت هاي خود را ازهم تفكيك كنيم يكي درسطح گرو ه ها وانجمن هاي كوچك كه هيچ وقت بد نيست بلكه خو ب هم هست يكي در سطح منافع جمعي به عنوان يك كل بدين معني زماني كه منافع جمعي به عنوان يك كل مورد خطر قرار ميگيرد و يا ايجاب عملي را ميكند بايد به اين درك رسيده باشيم كه در آن وقت ازمنافع گروهي و انجمني كوچك خود بخاطر منافع جمعي بگذريم ويك را ه را براي يك زندگي آبرومندانه وبا عزت باهم برويم.
    بايد اين بنياد وسيع باشد وتمام كساني كه فكر ي براي نجات اين ملت ازبد بختي دارد بايد در آ ن چه بصورت عملي وچه بصور ت افتخاري عضو شود.
    از سرمايه دار وتجار گرفته تا گرسنه و............
    از روشن فكر گرفته تا ملا و آخوند.
    اين قسمت را اگر مديرت سايت لازم ديد نشر كند اگر نديد من با او موافقم
    تجربه تاريخي و بخصوص تاريخ معاصر افغانستان و دنيا به اثبات رساند ه كه اگر قدرت نداشته باشي پامالي هزاره بايد جمله را خيلي عميق درك كند.
    ماشديدا نياز منابع اقتصادي قوي داريم اين بنياد بايد راه ها ي برا ي حل اين معضل جستجو كند. منظورم اين است كه هزاره ها به عنوان يك كليت فقير اند درطول تاريخ وفعلا جز چند شخصي نان براي خوردن درحاليكه يك اكثريت قاطع براي زنده ماندن مبارزه ميكند شما ميتوانيد سه نقطه (جبريل درهرات ، برچي دركابل، ونواباد وقلعه شهاده درغزني را) ارزيابي كنيد وفيصدي بگيريد وگراف آنر ا رسم كنيد بسيار به سادگي به اين نتيجه ميرسيد كه ماچقدر فقير هستيم ازنظر اقتصادي ما بايد باطرح هاي بسيار عملي براي بيرون رفت ازاين معضل از منا بع موجود كه داريم بايد طرح يك اقتصاد پايدار را كه مقطعي نباشد بسازيم وراه هاي عملي كردن آنها را جستجوكنيم.
    - فكر كنيد همين امروز نيروهاي ناتو ازكشور بيرون شود چه وضعي پيش ميا يد؟
    - هزاره ها براي روبروشدن بااين وضع چه فكر مكند؟
    - اگرجنگي اتفاق افتد و يا به سرنوشت دوره آدم كشي وجنايت كه خدانكند اين طور شود ما باچه ازخود دفاع خواهيم كرد؟ جبريل وبرچي ونواباد را چگونه حفظ ميكنيم؟
    من فكر ميكنم راي نگرفتن هزاره ها ازپارلمان براي بارسوم بااينكه شايستگي هم داشت بايد خيلي از چيز ها روشن كرده باشد.
    سياه پوستان آمريكا چهل سال قبل با آنها كسي نان نميخورد ودرهوتلي كه سياهپوست بود سفيد پوست از پيش روي آن تير نمي شد.
    يكي ازسياه پوستان كه درجمع نيروهاي امريكاي درافغانستان كارميكند دليل اين تغيري را كه درطول چهل سال درامريكا رونماشده وآنها رياست جمهوري اين سرزمين را به عهده دارد اين گونه بيان كرده است:
    زماني بود كه سياه پوستان تحصيل كرده ولايق وقتي به دنبال كار بيرون ميشد وبه ادارات مراجعه ميكرد آنقدر توهين تحقير ميشد كه ازخودش وزندگي اش بدش ميامد ودرنهايت كار هم پيداكرده نميتوانست تابلاخره مجبور ميشد كه برود به اردوي آمريكا وسازمان هاي نظامي امريكا به نيروي درياي آمريكا اين روال ادامه پيداكرد درمدت زماني كمي متوجه شديم كه ما به يك قدرت بزرگي درداخل امريكا تبديل شده ايم واين چيزي بود كه نه سفيد پوستان تا خيلي وقت احساس كرده بود ونه خود ما كه نتيجه اين گونه ميشود قدرت نظامي كه بدان دست يافتيم درتغير سرنوشت مهمترين نقش را ايفاكرد.
    نتيجه :
    ما هزاره چند نفر دراردو وپوليس ملي افغانستان داريم؟
    دوم آنهايكه دراردو وپوليس اند چه كساني اند؟
    سوم روزانه چند تن به ايران قاچاقي ميرود ودوباره رد مرز ميگردد؟
    چهارم ديدگاه هزاره ها دررابطه با سازمان ها ي نظامي دركل چه گونه است؟
    بيايد ازهرراه ممكن اين خود ها را به قدرت اقتصادي ونظامي برسانيم تا ديگر گرفتار دور باطل وخانمان سوز تاريخ نشويم.

  • امید جعفری ۱۳۸۸ پنج شنبه ۶ حوت

    زرداری عزیز،
    من کاملا و صد فی صد با نظر شما موافقم و به تمام دوستان و هزاره های جهان این پیشنهاد شما را تایید نموده و خواهان عملی شدن فوری آن هستم. یک پیشنهاد دارم اینکه، دوستان لطف کنند البته با اجازه زرداری عزیز، این پیشنهاد را در سالگرد بابه مزاری به هر طریقی که امکان دارد، به گوش همه برسانند تا مطلع گردند. در ضمن فکر میکنم در قدم اول باید یک سیمینار یا کنفرانس در یکی از کشورهای اروپایی به حمایت از این پروسه برگزار گردد و روی همه جنبه های آن بحث صورت
    گیرد. همچنین از مدیران جمهوری سکوت میخواهم یک صفحه اطلاعاتی را ایجاد نموده تا کسانیکه موافق هستند، که البته همه موافق هستند، نام ، محل سکونت ،شماره تلیفون و ایمل خودشانرا راجستر نمایند تا ارتباطات صورت بگیرد. در غیر این صورت، هر کس پیغام گذاشته و به هر سوی روان خواهدبود.
    bachehazara@yahoo.com

  • فرشته بیگم ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    سلام به زردادی گرامی و تمام بوله های عزیز!
    من اندکی تجربهء کاری در محیط و ساختار های اجتماعی بوله هایم هزاره ها دارم و به این نتیجه رسیده ام که هزاره ها یکی و یکباره زیر یک لوای سیاسی نمیتوانند دور هم جمع شوند. طرز دید هزاره های افغانستان با هزاره های کویته ویا هزاره های ایران خیلی فرق دارد . چپ ها به اندازه راست ها تند رو اند . البته این موضوع در بین همه است ولی به نسبت پراگنده گی ها و فشار های بیشتر در مورد هزاره ها خیلی پر رنگ تر شده است. هزاره ها در قدم نخست ضرورت به انسجام ملی دارند . مسلهء ملی میتواند به عنوان یک شعار واحد مطرح شده گروه های مختلف را دور هم جمع کند. این هدف است که میتواند انسان ها را یک نقطه متمرکز سازد.

  • حسين ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    تشكر از زردادي عزيز با طرح جالبش و صاحب نظران محترم كه در زير نوشته اقاي زردادي نظر داده اند
    من يگ پيش نهاد دارم : با اطلاع رساني قبلي يكروز را هزاره ها در داخل وكوشه كنار جهان كه پراكنده هستند به نشانه بي توجهي دولت فاشتي نسبت به مناطق هزاره (هزارستان)تضاهرات واعتراض نمايند تا جهانيان كه كمكهاي شان را براي همه مردم افغانستان ميفرستن باخبر شوند كه فقط ان كمكها در اختيار يك قوم و مناطق خاص انها قرار ميگيرد.با احترام

  • hussain ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    salam dostae aziz waqyan k yak tarhe khob asta
    ma mowafq astom .wa baradare ma fekar makonam k ta aemroz dar sara sare done hazara ha dar har keshware k astan yak majmoa shakhte wa yaqen daram k ae na kasan asta k meslae shomo dil soz astan ba mardom shan astan chotor asta k ba aen maj moa ha am dar tamas bashen mowafaq bashen
    ba aomede an roz k HAZARESTRAEN AZIZD ra besazem

  • کاظم وحیدی ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    سلام خدمت دوستان عزیز و گرانمایه. بویژه از اقای زردادی که احساس مسئولیت نموده و طرحهایی را به میان کشیده اند.
    بهرحال دوستان نظرات خود را داده اند و هر کدام به بخشی از مشکلات چنین راهی اشاره داشته اند. بنابراین لازم است تا بدون بدبینی به همدیگر به این اظهار نظرها ادامه داده شود و دست آخر اقای زردادی همه ی آنها را جمع نموده، ضعفهای طرحش را بیرون کشیده و برای دوستانی که نقد نموده اند هم پاسخ لازم را ارائه دهند.
    البته بعضی از مشکلات چنین راهی که توسط قومای ما مطرح شد، مسائلی فرعی و معلول هایی هستند که عمدتاً به دلیل فقدان یک نیروی رهبری کننده بوجود آمده اند. مسئله ی فقر و بیکاری دلیلش تنها این نیست که مردم ما کار نمی کنند و یا راه بهبود اقتصادی را نمی دانند بلکه ناشی از تبعیضات حاکم بر جامعه است که عمدتاً هزاره ها را هدف قرار داده اند. مثلاً همین قالی بافی که تولیدش در اختیار هزاره ها قرار دارد، دولت بخاطر این همکاری نمی کند تا صدورش از کشور صورت بگیرد، چون باعث می گردد تا هزاره ها بخش بزرگی از اقتصاد کشور را به عهده بگیرند و نهایتاً وضع اقتصادی شان بهبود یابد در حالی که آنها تلاش دارند تا مردم ما را در فقر قرار دهند. همین طور مسائل دیگری که اغلب با داشتن رهبریتی با صلاحیت و مقتدر رفع خواهند گردید.
    اما مسئله باید از دید تشکیلاتی ـ سیاسی مورد بررسی قرار گیرد. مشکلاتی مانند منطقه گرایی را باید بازتاب بن بست استراتزیک دانست و الا در زمان شهید مزاری مردمی که فکر می شد با 5 سال جنگ داخلی هرگز متحد نخواهند شد، یک پارچه در میدان حاضر گشتند و فداکاری های فوق تصوری از خود ارائه نمودند. یا همین راهپیمایی نیم میلیونی نشان داد که مردم ما هم در رابطه با منافع مشترک آگاهی و احساس لازم را دارا هستند و هم آن را هرگاه که لازم دیدند به نمایش می گذارند. مسئله اینست که مردم دیگر به رهبریت کلاسیک خود اعتماد ندارند و حاضر نمی شوند در رکاب انان باشند و تحصیل کردگان هم در مسائل کتابی خود غرق بوده و هیچ ارتباطی با مردم ندارند. حرکتهای اجتماعی مانند سیل رودخانه ای می ماند که هرگاه به بن بست برسد، از گوشه ها صدها راه جداگانه باز می شود، پس راه را باز کنیم و طرح یک استراتزی را به میان کشیم.
    درد بزرگ ما این آنست که تمام همت تحصیل کردگان ما در مداحی شخصیت های دیگران خلاصه می شود و انرژی ما در خدمت دیگران قرار می گیرد که چند سال بعد دیگر امیدی به انها نخواهیم داشت.

  • عبدالله همدرد ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    سلام خدمت برادر دلسوز و قوم دوست هزاره آقای زردادی!
    پشنهاد تان عالی است راستی که امروز مردم ما به یک حزب واقعی و رهبر دلسوز نیاز دارد ،همان طوریکه امروز در مقاله های دوستان عزیز متوجه میشویم که همه شاکی از رهبریت استند و میتوانم بگویم دچار سردرگمی هستند نمی دانند که چه کار کنند. و درین مورد نظر دوستان را نیز خواندم نظرات شان عالی است ترس دارند از چگونه تشکیل شدن این سازمان که شما مطرح کردید بنظر بنده لازم نیست که این سازمان در چند ماه درست گردد یا چند سال مهم اینست که باید درست شود .درست است که قربانی میخواهد باید قربانی را داد . همانطوریکه که گفته اند یک جامعه باید استبداد را گذشتانده باشد و قربانی هم داده باشد تا به آزادی برسد
    ما فعلا در مرحله استبداد هستم برجامعه ما ظلم است ستم است تاهنور کسی حاضر نشده که قربانی بدهد تا به آزادی برسیم تنها کسی که خودش خود را قربانی کرد بابه مزاری بود که او متاسفانه دیری نپائید و کسی دیگری هم بعد از او پیدا نشد که همین قربانی را تحمل کند بدبختانه کسانی در راس امدند که معامله گری بیش نیستند . حالا وظیفه من و توست تا که باید خود را فدا کنیم تا مردم ما در سربلندی و در رفاه زندگی کنند درست است که امروز ما هم نظر نیستیم در دهه شصت نیز همین طور بود نه حزب از برکت دست خمینی داشتیم به نام های مختلف حتی دو برادر باهم در یک حزب نبودند ولی بابه مزاری در وقت کوتا انها در زیر یک بیرق واحد خودش جمع کردند.ولی امروز بنظرم ساده تر است نسبت به آن روز که همه جا به آتش جنگ میسوخت و تنها تفنگ حاکم بود امروز شکر خدا همه تمام مشکلات را درک کرده اند .
    راستی همین طرح را درپانزدهمین سالروز شهادت بابه در هر کشور مطرح کنید و نظر تک تک دوستان را بخواهید حتما همه استقبال خواهد کرد.

  • لیاقت علی افتخاری ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    با سلام جناب زردادی گرامی! من تصور میکنم ایجاد یک سازمان/حزب سرتاسری هزاره ها فعلا عملی نیست و جناب رضا کاتب به بعضی نکات مهم اشاره نموده است و هرگاه ما توانستیم این موانع را بر طرف سازیم جای امیدواری برای ایجاد همچو سازمان سرتاسری وجود دارد. مبنای حرکت ما بهتر است از نقطه های خورد و ریز آغاز گردد.

    1- مثلا اول قلم بدستان و روشنفکران ما سعی کنند گرایشهای سمتی و منطقه پرستی شانرا کنار بگذارند و خود را از لحاظ تفکر و اندیشه به قریه و منطقه اصلی شان محصور نکنند و لا اقل در گرایشها و رفتارهای ظاهری شان به همه ای هزاره ها با یک دید بنگرند. اما متاسفانه عده ای زیاد آنها اسیر سمت و قبلیه و منطقه پرستی شدید اند و با توجه به اینکه هزاره ها بصورت قبیله و طایفه در هر کوه و دمن این خاک بصورت پراکنده بسر میبرند و حالت شدیدا کوهستانی هزاره جات (هزارستان) آنها را بشدت از همدیگر پراکنده و دور ساخته است، معضل سمت پرستی را یک مسئله جرئی در میان هزاره ها تصور نکنیم و پدیده شوم سمت گرائی در میان هزاره بمنزله یک ویروس قوی در برابر اتحاد بالقوه آنها قرار دارد. وقتی با سوادها و قلم بدستان ما دچار مرض سمت گرائی باشند بلا شک بیسوادها و اقشار عادی مردم ما بمراتب سمت پرست و منطقه گرا می شوند.

    2- بابه مزاری بزرگ توصیه میکرد هزاره ها تدریجا زندگی دهاتی و کوهستانی را ترک کنند و در شهرها سکونت ورزند. به باور من شهر نشین شدن هزاره ها زمینه های بهتر اقتصادی و وحدت را برای آنها ببار می آورد. زندگی در کوه پایه های هزاره جات که کم و بیش به برزخ میماند و صرفا جان کنی است رشد بالقوه هزاره ها را گرفته است. سعی کنیم خانواده های مناطق خویش را تشویق کنیم که به شهرها مسکن گزینند و زندگی در میان کوههای سر بفلک کشیده را ترک کنند. هرگاه هزاره ها از لحاظ دانش و اقتصاد تقویت شوند یکی از زمینه های مهم سازمان سراسری هزاره ها فراهم میگردد. نسل جدید هزاره و هزاره های شهری اکنون کمتر معتقد به مرزهای قبیلوی از قبیل دای و غیره می باشند و فکر میکنم این مرزها با مرور زمان در اذهان ما کمرنگ و نابود خواهند شد. دوستان و بزرگانیکه در خارج بسر میبرند و دارای زندگی نسبتا مرفه شده اند سعی کنند صندوق اعانه در یکی از کشورهای خارجی ایجاد نمایند و به خانواده های فقیر، هنرمندان بی بضاعت، عالمان و قلم بدستان شهیر هزاره کمک نمایند. در صورتیکه ما نتوانیم به ایجاد همچو صندوق اعانه بپردازیم فکر نمیکنم بتوانیم از ایجاد سازمان سرتاسری هزاره ها سخن بگوئیم و آنرا عملی نمائیم.

    3- رویکرد و رفتار خویش را با عناصر و گروههای که به گفته بابه مزاری بزرگ استفراق شده گان جامعه ما می باشند تغییر دهیم و برای ایجاد تغییر لازم است به اشکال و انواع مختلف جامعه خویش آگاه سازیم. تثبیت و شناسائی این گروه و متمایل ساختن هزاره های سنی مذهب و اسماعلیه به هویت فراموش شده قومی شان در آینده های دور و نزدیک زمینه های ایجاد این سازمان را برای ما فراهم می سازد. بنظر من غیر ممکن است که با نگهداشتن استفراق شده گان جامعه ما بتوانیم به اتحاد چشمگیر دست یابیم.

    4- جوانان و نسل جدید هزاره (دختر و پسر) باید بیش از پیش به تحصیل سطوح عالی دانش بپردازند و در این راستا به هر نوع ممکن همدیگر را یاری رسانند و از حسادت و تنگ نظری در برابر همدیگر بشدت پرهیز نمایند. در کمک رساندن به همدیگر در راستای کسب دانش عالی، هزاره ها صرفا معیار را همان هزاره بودن قرار دهند نه چیزی دیگر.

    باری دوست دلسوز و بزرگوار ما جناب زردادی گرامی! بنظر این حقیر پرداختن به موارد ذکر شده فوق نسبت به ایجاد سازمان سرتا سری هزاره ها، برای ما (هزاره ها) بیشتر در اولویت قرار دارد. باید زمینه ها را بدقت مطالعه کرد و اگر این سازمان بر مبنای درست و مناسب بنا نهاده نشود تصور نمکنم خیلی ماندگار و موثر واقع شود. خلاصه طوریکه در نوشته قبلی تان نیز کامنت دادم، بدون شناسائی آسیب های درونی و بیرونی و مبارزه با آنها طرح شما کمتر توام با موفقیت خواهد بود.

  • م. جواد ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    اندیشه هاو نظریات دوستان که ناشی از دلسوزی وتعهد نسبت به مردم خود است جای ستایش وقدر دانی دارد. اما چگونه این حس مسئولیت وخیر خواهی عملی شود جای سوال است . به نظر م مشکل مادر درجه اول سازمان وتشکیلات نیست گرچه در مراحل بعدی لازم وضروری است . به نظرم ماهنوز به به اجماع نظر از مهمترین مشکلات وسپس اولویت بندی آنهانرسیده ایم ؛ این مشکلات چشمگیر وکاملا عینی وقابل روئیت در زندگی مردم ماست : فقر ،بیکاری، بیسوادی، تقدیر گرایی، بی عدالتی ،تعصبات قبیله ای و منطقه ای در بین خود ما، و... مسائلی هستند که هرروز مرددم با آنها دست پنجه نرم میکنند . گرچه همه این مسایل ارتباط تنگاتنگ وارگانیگ با مشکلات کل افغانستان  به عنوان یک کشور توسسعه نیافته دارد ولی هزاره ها به عنوان یک اقلیت قومی بیشترین حجم مشکلات را به دوش میکشد .
    پس به نظرم ماباید دردرجه اول یک راه حل منطقی برای این همه احساسات خود پیدا کنیم :
    1.مشکلات عینی وواقعی خود را شناسائی کنیم 2.بر وجود این مسایل به عنوان " مسائل واقعی" اجماع نظر وتوافق کامل صورت بگیرد .(مهمترین قسمت پروسه کار دراین مرحله است .بطوریک اساس وحدت ، هم اندیشی وهمگرائی وتوافق دراین مرحله باید شکل بگیرد ). 3. تهیه مرام نامه 4. ایجاد تشکیلات وسازمان برای تحقق خواسته تطبیق آن .
    به طور کل انچه که در یاددشت های دوستان و مقالات سایت جمهوری سکوت برجسته بنظر میرسد برجسته کردن مسایل سیاسی است این در حالی است است که به نظرم ما بیشتر با مشکلات عینی در سطح اجتماع و مردم روبرو هستیم ؛ مثل فقر وبیسوادی ، کم نیروی متخصص وماهر .

  • شیرمحمد حیدری(میرافغان) ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    جناب زردادی عزیز سلامت باشند.

    خواندم پشنهاد خوبی است وتئوری زیبای ترسیم کردید.

    اما با وضعیت فعلی عملی نخواهد بود.
    در کل موافقم

  • رضا کاتب ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    جناب زردادی:
    من ازطرح ودلسوزی، جناب شما نسبت به سرنوشت خودما (هزاره ها) تقدیر وتشکرمیکنم، ومعتقد استم تا زمانیکه هزاره ها به منافع مشترک هزاره گی نرسند، این قیبل طرح ها مخصوصا درافغانستان غیر عملی میباشد.
    وضعیت فعلی کاملا درقطب مخالف قرار دارد، یعنی نمیتوان حد اقل تا 20 سال آینده یک چنین اتحادیه سراسری هزاره گی را به وجود آورد، دلایل اساسی ناتوانی درایجاد وبرداشتن گام عملی به شرح زیر میباشد.
    1. هزاره ها دارای هویت ومنافع مشترک نمیباشند، برعلاوه با انقطاع سیسمتیک تاریخی مواجه اند، بطورمثال شما هزاره ها را به طوایف ودای ها تقسیم میتوانید، ولی ما نمی توانیم این همه دای ها را به همدیگروصل یا یک منافع مشترک ایجاد نمایم. این یک معضل بزرگ ما است، هرمشکل بالای یک دای یا منطقه بیاید باز درست مثل عصر عبدالرحمان میگوییم این مشکل ما نیست باز مشکل بهسود است. شما بهترین دوستان هزاره گی تانرا درین مسله مورد مطالعه شخصی قراردهید. ازین بابت هزاره ها بیش از حد به مذاهب خودشان وابسته اند تا مسایل قومی؟
    2. مشکل دیگر هزاره ها، دروضع کنونی این است که هزاره ها در بیشتر از 30 گروه خودی وغیر خودی در دو قطب چپ و راست عضویت دارند؛ شما ببینید، درست 30 سال میشود که ما هزاره ها همه چیز خود را قربانی منافع گروهی، طایفه وی، درزمان حاضر قربانی منافع شخصی وخانوادگی کرده ایم.
    3. از همه مهمتراینکه، تا هنوزهزاره ها کار مشترک را در زندگی اجتماعی شان تجربه نکرده اند وبا اطمینان میتوان لذت کار جمعی قومی نچشیده اند، حتی جوانان وقشر تحصیلکرده هزاره ها به کاری جمعی در دایره قومی بی باورند، در افغانستان جوانان هزاره بیشتر پیرو اختلاف های شخصی وسلیقه وی اند.
    4. کار مشترک به امکانات مادی ومعنوی ضرورت دارد، وجوانان هزاره جرات سهمگیری کمتری نسبت به سایر اقوام وگروه ها درهمچو مسایل دارند.
    دراخیر بخشید من با عجله این کلمات نوشتم وممکن خطای املای داشته باشد.

  • ali ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    salam evry body how is reading this page and th guy how has wrote this page. it is the best idea and let us start it and sppurt it this wonderful idea. as hazara we are not small population if we want and if we are united as sunni, ismaili or jaffri hazara we becom together we will make a huge change in our life but if we are weatting and not united than no one els can help or even try to heple us let us weak up and do something. thankyou for a pefect and wonderful idea.

  • Kamal ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    تشکر از زردادی صاحب. خواهش می کنم روی طرح کار بیشتری صورت گیرد و ضمنا دوستان دیگر نیز لطف نموده با گذاشتن کمنت های شان بر غنا مندی آن بیافزایند.

    نظرات آقای روشن عالی است و کمی توضیحات بیشتری ضرورت است. یک نکته را نباید از نظر دور داشت که ما نمی توانیم جغرافیای منطقه را تغییر بدهیم و باید با همین وطنداران زندگی کنیم لذا باید استراتیژی را اتخاذ کنیم که آسیب پذیری مارا کم کند.

  • روشن ۱۳۸۸ چهارشنبه ۵ حوت

    سلام

    طرح خوب اما بسیار غیر عملی است.
    به جای این کارها باید از روی کارهای ملیت های محروم دیگر یاد گرفت. مثلا کردها، سیاه پوستان آمریکا، بلوچها ، تاجیک ها ، ازبک ها و ....

    به جای یک سازمان سراسری بیایید این چیزها را جور کنیم که هدف همه ای شان کمک به جامعه ای هزاره باشد:

    فدراسیون محصلین هزاره
    مجمع علمای هزاره
    انجمن داکتران هزاره
    کنفرانس سازمانهای غیر دولتی هزاره
    ارگان مهاجرین هزاره
    کنفرانس بین المللی هزاره ها
    سازمان همبستگی زنان هزاره

    مرکز گفتگوی احزاب سیاسی هزاره

    و ....

    به این صورت ایجاد یک هماهنگی عمومی در جهت تلاش برای بهبود زندگی هزاره ها عملی تر و راحت تر است.

    البته نظر شما را من یک نظر بسیار متعالی می دانم اما کمی مشکل.

  • نظر خود را برای ما ارسال نمائید...

    • نام:
    • ایمیل:
    • وب سايت / وبلاگ:
    • نظر:
  • ارسال به دوستان

    • نام شما:
    • ایمیل شما:
    • ایمیل(های) دوستان شما:
      ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
    • متن نامه: