غرب کابل؛ میعاد با عدالت (بخش اول )
پس از سقوط میدانشهر، طرح دفاع مشترک نیروهای جهادی در برابر «طالبان» از طرف شخص آقای ربانی و مسعود مورد استقبال واقع شد. صبح روز 22 دلو، رهبر شهید برای بحث روی این طرح، با انجنیر حکمتیار در چهارآسیاب ملاقات نموده و توافق وی را نیز جلب کرد...
به مناسبت ماه حوت، مناسب دیدم درسهای بابه را به سهم خود، از یادداشتهایی شروع کنم که بازگوی شمارش حوادث در واپسین روزهای حضور او در غرب کابل است. این یادداشتها زمانی در ماهنامهی «امروز ما» منتشر شدند. ترجیح میدهم این یادداشتها را به عنوان سندهای از تاریخ، همانگونه دستنخورده بازنشر کنم. شاید زبان و لحن و تعبیراتش مناسب نباشد، اما برای بازگویی درسهای بابه بهتر از آن است که با برداشتهای کنونی من آمیخته شوند. ... من حالا آن کسی نیستم که پار بودم. اما بابه بعد از 22 حوت نماند که چون من تغییراتش را نشان دهد. یادداشتهایی که آن زمان منتشر شدند به چند دلیل از اهمیت برخوردار اند: یکی نزدیک بودن شان به زمان حادثه؛ دیگری، نشر شان از ماهنامهی رسمی متعلق به حزب وحدت؛ دیگری، بازگو شدن شان در زمانی که من هم هنوز در زمان غرب کابل به سر میبردم و چشمم به جایی دیگر باز نشده بود تا از فراز و نشیب های آن متأثر باشم.... این یادداشتها را به عنوان شهادتی از تاریخ برای تاریخ منتشر میکنم. نسل امروز ما شاید به خواندن آنها محتاجتر باشند تا نسل دیروز ما. |
روز شمار حوادث در غرب کابل: 22 دلو - 22 حوت 1373 (1)
22 دلو 1373:
پس از سقوط میدانشهر، طرح دفاع مشترک نیروهای جهادی در برابر «طالبان» از طرف شخص آقای ربانی و مسعود مورد استقبال واقع شد. صبح روز 22 دلو، رهبر شهید برای بحث روی این طرح، با انجنیر حکمتیار در چهارآسیاب ملاقات نموده و توافق وی را نیز جلب کرد. قرار گذاشته شد که ساعت 5 بعد از ظهر نمایندگان هر سه تنظیم در کارته سه با همدیگر دیدار و روی خطوط دفاعی مشترک و مواضع آینده تبادل نظر نمایند. اما نمایندگان شورای نظار در موعد مقرر از حاضر شدن امتناع ورزیدند و برعکس، لحن تبلیغاتی رادیو کابل در شب 22 بر 23 علیه حزب اسلامی خشن و خصمانه گردید.
انجنیر حکمتیار طی تماس مخابروی با رهبر شهید گفت: «ربانی و مسعود میخواهند ما را اغفال کنند، آنها به وعده و قرار خود پابند نیستند و منافقانه برخورد دارند.» وی علاوه کرد: «اینها فکر میکنند که با چنین موضعگیریها ما را ضربه میزنند، ولی فکر نکرده اند که اگر ما نباشیم، شما چگونه مقابله خواهید کرد.»
***
شورای نظار هیأتی را نزد «طالبان» به میدانشهر اعزام کرد که گفته شد قاضی امین وقاد در رأس آن قرار دارد. طالبان نیز آمدن این هیأت را از طریق رادیو بی بی سی اعلام کردند.
***
رادیو بی بی سی از قول سازمان ملل گزارش داد که «گروههای متخاصم در افغانستان توافق کرده اند که تا نه روز دیگر، یعنی تا بیستم فوریه در کابل شورای حکومتی تشکیل دهند. چارلز سانتوز گفت که برهانالدین ربانی توافق کرده است که پس از تشکیل شورا قدرت را به آنان تحویل کند».
***
ملاربانی، فرمانده محلی «طالبان» در مصاحبه با بی بی سی گفت: «طالبان مخالف هر نوع فعالیتی هستند که به اسلام صدمه زند یا منجر به فساد و خشونت شود.»
***
طالبان برای اولین کاروان مواد غذایی اجازه دادند که از طریق میدانشهر وارد کابل شود. رادیو کابل از سی فیصد ارزان شدن مواد غذایی خبر داد.
***
بعد از ظهر روز 22 دلو، مراسم سالگرد فاجعهی خونین افشار، با حضور رهبر شهید و هزاران تن از مردم غرب کابل در دشت آزادگان برگزار شد.
***
23 دلو 1373:
طالبان به سوی پل علم مرکز ولایت لوگر پیشروی کردند. تبلیغات خصمانهی رادیو کابل علیه حزب اسلامی ادامه یافت. مردم غرب کابل از آمدن طالبان خشنود اند، اما نسبت به شرارتها و دغلبازیهای شورای نظار بدبینی خود را ظاهر میسازند. در اجتماعات مردم بیم و امید، توأماً خوانده میشود.
***
24 دلو 1373:
حزب اسلامی تا شبهنگام نیروهای خود را از تمامی خطوط اطراف کابل عقب کشید و نیروهای جنبش ملی اسلامی از استقامتهای تپهی مرنجان و بالاحصار در جنوبشرق، به غرب کابل منتقل شدند. پروسهی جابجایی این نیروها در کنار نیروهای حزب وحدت تا ساعت سه شب ادامه یافت.
***
شورای نظار ساعت هفت شب برنامهای را تحت نام «طالبان» روی موج افام متعلق به پیام آزادی پخش کرد و ضمن مبارکباد گفتن فتوحات مشترک «طالبان، جمعیت اسلامی و حرکت انقلاب اسلامی» علیه حزب اسلامی و مجموع شورای هماهنگی تبلیغات کرد.
***
طبق گزارش صدای امریکا، عزیز مراد، نطاق آقای ربانی از ملل متحد خواست که جریان انتقال قدرت را سرعت بخشد. وی گفت که دولت نمایندگان خود را به ملل متحد معرفی کرده است.
***
در برخی از خطوط حزب وحدت با شورای نظار، درگیریهای مختصری پیش آمد، اما دوام پیدا نکرد.
***
25 دلو 1373:
در اولین ساعات صبح، نیروهای شورای نظار از تمامی خطوط تخلیهشدهی حزب اسلامی عبور نموده، قبل از رسیدن طالبان، مواضع قبلی حزب اسلامی را تصرف کردند و به جمعآوری و انتقال غنایم مشغول شدند. یک بخش از این نیروها که ساعت 9:30 قبل از ظهر وارد چهارآسیاب گردیده بودند، در ساحات غند تعلیمی و بازار چهارآسیاب به جستجوی اموال و امکانات باقیمانده از حزب اسلامی پرداختند. ساعت 10 قبل از ظهر هفت نفر از طالبان سوار بر دو موتر داتسن وارد چهارآسیاب شده به کمک مردم محل یکصد و بیست و پنج تن از تفنگداران شورای نظار را خلع سلاح و به اولین پوستهی آنان در سنگنوشته تسلیم کردند. دو هیأت شورای نظار که یکی با ترکیب معلم تور و ملا فضل و دومی با ترکیب مولوی صدیق و مولوی منصور نزد طالبان در چهارآسیاب رفتند، در مأموریت خود ناکام مانده و نتوانستند از اصرار طالبان مبنی بر خلع سلاح و بیرون راندن نیروهای شورای نظار از مواضع حزب اسلامی جلوگیری کنند. طالبان ساعت 4 بعد از ظهر را برای عقبنشینی کامل شورای نظار ضربالاجل تعیین کردند.
***
هیأتی از سوی شورای مرکزی حزب وحدت تعیین شد تا با طالبان مذاکره و گفتوگو نماید. در ترکیب این هیأت استاد ابوذر غزنوی، نستوه، مقصودی و آیتالله شیخزادهی غزنوی شامل اند. همچنین، هیأت دیگر با ترکیب جنرال پویا، جنرال هادی و جنرال شریفی مأموریت یافتند که با نمایندهی طالبان در غزنی دیدار کنند.
***
رادیو شورای نظار برنامهی ویژهی تبلیغی خود را از اول صبح آغاز کرد که در آن ضمن پخش موزیک نظامی، اعلامیهها و ابلاغیههای وزارت به اصطلاح دفاع و متحدان شیعی آن را منتشر و از مردم غرب کابل خواست که بدون درگیری تسلیم شوند. در این تبلیغات، تأکید میشد که استاد مزاری فرار نموده و در سفارت ایران پناهنده شده است. یک عده از طرفداران شیعی شورای نظار در نزدیکی سفارت ایران اجتماع نموده و در حالی که داری را با خود حمل میکردند، خواهان تسلیمدهی هر چه سریع استاد مزاری شدند!
در تبلیغات رادیو کابل، احمدشاه مسعود برای اولین بار «فاتح» و «سپهسالار جهاد» لقب گرفت. ساعت 2 بعد از ظهر، کاروان کامازها و موترهای باربری شورای نظار و شیعیان طرفدار او در پل آرتل صف کشیده، سقوط غرب کابل و تصاحب غنایم آن را انتظار میبردند.
سید فاضل، سید مصطفی کاظمی، سید حسین انوری، آقای اکبری و سایر اراکین شیعی طرفدار شورای نظار در تایمنی و قلعهی فتحالله با هیجان و شتابزدگی افراد مسلح شان را تنظیم و به سوی خطوط مقدم غرب کابل اعزام میداشتند و هر کدام خواستههای خویش بعد از تصرف کامل غرب کابل را سفارش میکردند.
***
تبلیغات عمومی و سرعت حوادث، مردم غرب کابل را که از چهار سو در محاصره قرار گرفته بودند، دچار اضطراب و نگرانی شدیدی ساخت. رهبر شهید برای رفع این اضطراب و نگرانی، ابتدا ساعت 3 بعد از ظهر از طریق شبکهی عمومی مخابره با عموم رزمندگان خط خون و مقاومت صحبت کرد و ضمن توصیه و تشویق آنان به استواری و متانت و نظم، دستور دفاع قوی در برابر هرگونه تهاجم دشمنان را صادر کرد.
ساعت 3:45 بعد از ظهر، از طرف کمیتهی فرهنگی حزب وحدت به اطلاع مردم غرب کابل رسانیده شد که جهت استماع سخنان رهبر شهید و تجدید پیمان با وی در مسجد امام خمینی دشت آزادگان گرد هم آیند. ساعت 4 بعد از ظهر، در حالی که داخل، صحن، اطراف و کوچهی مسجد امام خمینی تا سرک عمومی مالامال از جمعیت مشتاق و فداکار گردیده بود، رهبر شهید در محل حضور یافت و با فریادهای تکبیر و «ابوالفضل علمدار، مزاری را نگهدار» مورد استقبال و حمایت قرار گرفت.
مردم به محض شنیدن خبر سخنرانی رهبر شهید از مناطق مختلف غرب کابل (دارالامان، قلعهی علیمردان، قلعهی وزیر، قلعهی شهادت، دهقابل و دشت آزادگان) با وسایط نقلیه و یا پای پیاده به سوی جایگاه «میعاد با رهبر» شتافته بودند. در این اجتماع پرشکوه و تاریخی، رهبر شهید، طی سی و سه دقیقه سخنرانی، سرگذشت محرومیتبار مردم ما با حاکمان ستمگر گذشته را شرح داده و تصمیم و ارادهی مردم مبنی بر تغییر سرنوشت شان را مورد تمجید و ستایش قرار داد. رهبر شهید پیرامون ماهیت تبلیغات بیپایه و رسوای رادیو کابل و شیعیان طرفدار آن به طور مختصر صحبت نموده، پیمان خود را با مردم ایثارگرش چنین اعلام داشت: «من هیچ منافعی غیر از منافع شما مردم ندارم و هرگز از خدا نخواسته ام که در جایی بروم تا جان خود را نجات دهم و شما را در معرکه تنها بگذارم... خواسته ام که در کنار شما، خونم اینجا بریزد و در کنار شما کشته شوم... خارج از کنار شما هیچ زندگی برایم ارزشی ندارد...»
(ادامه دارد)
منبع: امروز ما، شمارهی پنجم، ص7